متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش اول: تنبیه نخست نمط اول اشارات – اثباتِ اعمّیت وجود از حس و ماده
بسم الله الرحمن الرحیم
اعلم أن المرحوم الشیخ الرئیس – روحی فداه – در آغاز نمط نخست از مرحله چهارم کتاب شریف اشارات و تنبیهات، بحثی بنیادین را مطرح میفرماید که در زمره مباحث اطلاقی وجود قرار میگیرد، نه مباحث وجودات خاصه. ایشان ابتدا از مباحث اطلاقی آغاز میکنند و تنبیه نخست را به همین مناسبت قرار میدهند تا امری بدیهی و روشن را که نیازی به برهان پیچیده ندارد، به عنوان «تنبیه» گوشزد فرمایند؛ زیرا اگر دقت شود، هر اهل تأملی آن را درمییابد و محتاج استدلال طولانی نیست.
موضوع این تنبیه آن است که آیا «وجود» مساوی با «حس» و «محسوس» و «ماده» است یا أعم از آن؟ آیا میتوان گفت الوجود إما محسوس و إما معقول، یا باید گفت الوجود مساویٌ للمحسوس و المادّی؟
الوجود إما محسوس وإما معقول
و لیس الوجود مساویاً للمادة و الحس
گروهی از اهل نظر – که عمدتاً طبیعیدانان و مادیگرایانند – قائل شدهاند که وجود جز ماده و آثار ماده نیست؛ ماورای عالم حس و ماده، عالمی به نام «عالم مجردات» نمیشناسیم. موجودی که از ماده خالی باشد – اعم از واجب تعالی، ملائکه یا عقول – در نظر ایشان محال است. هستی را منحصر در آنچه حسپذیر و مادی است میدانند.
مرحوم شیخ الرئیس میفرماید: دفع این شبهه برای هر متأمل، بسی سهل و آسان است و نیازی به برهان لمی پیچیده ندارد. سپس برهانی لطیف و بدیع میآورد که در عین سادگی، قاطع و بینیاز از مقدمات طولانی است.
برهان شیخ الرئیس در اثبات معقول و مجرد
ما میگوییم: «زیدٌ إنسان»، «عمرو إنسان»، «بکر إنسان» و بالجمله بر همه افراد نوع انسان، مفهوم «إنسان» حمل میشود و این حمل، حمل حقیقی و صحیح است، نه اشتراک لفظی. هیچ عاقلی نمیگوید «إنسان» بر افرادش به اشتراک لفظی حمل میشود، چنانکه «عین» گاهی به معنای چشم و گاهی چشمه و گاهی طلای ذوبشده است.
پس «الإنسان» یک حقیقت واحد و مفهوم کلی است که بر افراد بیشمار حمل میشود. این حقیقت کلی در خارج موجود است، زیرا اگر موجود نباشد، حمل آن بر افراد باطل خواهد بود.
حال، این «إنسان کلی» که موجود است، یا محسوس و مادی است یا غیر محسوس (معقول). راه سومی متصور نیست.
- اگر بگویید محسوس و مادی است، باید دارای وضع، مکان، زمان، کمیت و کیفیات خاص مادی باشد؛ همانگونه که زید قد ۱۷۰ سانت دارد، در مکان مشخصی است، در زمان معینی متولد شده و خواهد مرد. اما «الإنسان الکلی» هیچیک از این خصوصیات را ندارد؛ نه مکان زید را دارد، نه مکان عمرو را؛ نه زمان بکر را دارد و نه هیچ زمان و مکان خاصی. پس اگر آن را مادی بدانید، دیگر کلی نخواهد بود، بلکه متشخص به تشخص یکی از افراد میشود و این تناقض صریح است.
- پس باید بگویید غیر محسوس است، یعنی معقول است.
بنابراین، لااقل یک موجود غیر مادی و غیر محسوس را پذیرفتید: «الإنسان الکلی المعقول». وقتی یک مجرد را پذیرفتید، راه بر نفی سایر مجردات بسته شد؛ زیرا همه مجردات از سنخ معقولاند.
ثبت بالبرهان أنّ الوجود أعمّ من المادة و الحس
و أنّ ثمّة موجودات معقولة مجردة عن المادة
نتیجهگیری بخش اول
با این برهان روشن و لطیف، شیخ الرئیس نشان داد که قضیه شرطیه منفصله حقیقیه «الموجود إما محسوس وإما معقول» صادق است و قول به تساوی وجود با ماده و حس باطل میباشد. این تنبیه، نخستین سنگبنای عظیم بنای حکمت متعالیه در اثبات عالم مجردات است که از همین مفهوم کلی معقول آغاز میشود و به اثبات واجب تعالی، عقول و نفوس منتهی میگردد.
و الحمد لله اولاً و آخراً
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!