الاشارات و التنبیهات نمط چهارم 05

متن تحقیق




إشارات الأوائل – نمط اول – تنبيه بر بطلان قول حس‌گرایان افراطی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

إشارات الأوائل ـ نمط اول ـ تنبيه بر بطلان انحصار وجود در محسوس

تنبيه: إنّه قد يغلب على أوهام الناس أنّ الموجود هو المحسوس، وأنّ ما لا يناله الحسّ بجوهره ففرض وجوده محال، وأنّ ما لا يتخصّص بمكان أو وضع بذاته كالجسم أو بسبب ما هو فيه كأحوال الجسم فلا خطّ له من الوجود.

بخش اول: تقرير مدعای حس‌گرایان و صورت‌های سه‌گانه آن

شيخ الرئيس ابن سينا در اين تنبيه، به بيان و نقد انديشه‌ای می‌پردازد که گاه بر وهم بسياری از مردم چيره می‌گردد: انحصار وجود در عالم حس و محسوس. اين انديشه، که از سوفسطائيان، دهريه، ملحدين و برخی از مشبّهه نشأت می‌گيرد، در سه صورت متوالي و مترقّي بيان شده است:

  1. المـوجود هو المحسـوس (مستقيم)
  2. ما لا يناله الحسّ بجوهره → فرض وجوده محال (عكس نقيض صورت اول)
  3. ما لا يتخصّص بمكان أو وضع بالذات أو بالعرض → فلا خطّ له من الوجود (تمثيل و ايضاح)

اين سه صورت، چون سه حلقهٔ متّصل در زنجير استدلال مادی‌گرايان افراطی است؛ هر حلقه‌ای، حلقهٔ پيشين را محكم‌تر می‌نماياند، تا آنجا که گويی هيچ روزنه‌ای برای نفي آن باقی نمانده است.

بخش دوم: برهان نفيس شيخ بر بطلان مدعا از نفس محسوسات

شيخ الرئيس با پروازی بلند در آسمان حکمت، پاسخی چنان زيبا و بی‌نظير می‌دهد که نفس محسوسات، شاهد صدق بر بطلان مدعای حس‌گرایان می‌شود. می‌فرمايد:

«وَ أَنْتَ إِذَا تَأَمَّلْتَ نَفْسَ الْمَحْسُوسِ تَعْلَمْ مِنْهُ بُطْلَانَ قَوْلِ هَؤُلَاءِ»

اگر در همين محسوسات روزمره ـ زيد، عمرو، بكر، درخت، آب، انسان ـ اندک تأمّلی کنی، خود اين محسوسات گواه بطلان سخن ايشان خواهند بود. زيرا وقتی می‌گوييم:

  • زيد انسان است
  • عمرو انسان است
  • بكر انسان است

کلمهٔ «انسان» بر همهٔ اين افراد متشخص و متمايز حمل می‌شود؛ و اين حمل، قطعاً اشتراک لفظی نيست، بلکه معنایی واحد و حقيقی است که بر همه صدق می‌کند.

اين «معنای واحد» که همان «انسانيت» است، دو حالت بيش ندارد:

فرض اول: انسانيت، خود، محسوس باشد

در اين صورت بايد مكان معيّن، وضع معيّن، مقدار معيّن و كيفيّات معيّن داشته باشد. اما شيء محسوس نمی‌تواند همزمان در چند مكان باشد؛ پس ديگر نمی‌تواند بر همهٔ افراد حمل شود → خلف و محال.

فرض دوم: انسانيت، محسوس نباشد

در اين صورت، خودتان اقرار کرديد که از دل همين محسوسات، موجودی غير محسوس (معقول صرف) بيرون آمد! همان چيزی که وجودش را محال می‌پنداشتيد، از نفس محسوسات اثبات شد.

فَذَنْبُ الْإِنْسَانِ مِنْ حَيْثُ هُوَ وَاحِدُ الْحَقِيقَةِ بَلْ مِنْ حَيْثِ حَقِيقَتِهِ الْأَصْلِيَّةِ الَّتِي لَا تَخْتَلِفُ فِيهَا الْكَثْرَةُ غَيْرُ مَحْسُوسٍ بَلْ مَعْقُولٌ صِرْفٌ

بخش سوم: تكمله و تبيين خواجه نصيرالدين طوسی

خواجه نصير با دقّت بسيار، دو مرتبهٔ «انسان» را از هم تمييز می‌دهد:

  1. الإنسان من حيث هو طبيعة واحدة محضة ← مشترك معنوی
  2. الإنسان الواحد، الإنسان الأبيض، الإنسان الأسود ← مقيّد و متشخّص ← غير مشترك

و لذا شيخ با «بل» در عبارت «بل من حيث حقيقته الأصلية» تأکيد کرد که مراد، حقيقت اصيل بدون اختلافی از کثرت است؛ نه انسان متعيّن و مقيّد.

جمع‌بندی نهایی

با اين برهان نفيس، شيخ الرئيس تير خلاص بر قلب ماترياليسم و حس‌گرایی افراطی فرو آورد. از همين زيد و عمرو که با چشم می‌بينيم، «انسان کلّی» بيرون آمد که نه جا دارد، نه مكان، نه وضع، نه مقدار؛ و اين همان معقول صرف است که وجودش مسلّم، و عدم انحصار وجود در محسوس، ضروري گرديد.

اين برهان، همچون آيينه‌ای شفّاف، نشان می‌دهد که عالم معقولات نه تنها ممتنع نيست، بلکه از دل عالم حس برمی‌خيزد و بر آن گواهی می‌دهد؛ و اين است اوج بلاغت حکمت مشّاء.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)