متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش ششم: برهان شیخالرئیس ابنسینا بر وجود معقول مجرد در عالم خارج
(اشارات، جلد سوم، نمط اول، خارج از صفحه، سطر چهارم به بعد)
شیخالرئیس ابنسینا در این مقام با برهانی منطقی و محض – بدون استناد به شهود، کشف یا کرامت – میکوشد ثابت کند که برخی از موجودات، محسوس بالذات نیستند، و بدینسان وجود معقول مجرد در عالم خارج را به اثبات رساند. این برهان، قیاسی است در شکل سوم منطقی که از دقیقترین و ظریفترین استدلالهای فلسفی به شمار میرود.
۱. صورت قیاس شکل سوم شیخالرئیس
شکل سوم قیاس آن است که حد وسط در هر دو مقدمه موضوع باشد، صغری موجبه و کبری کلی باشد. نتایج این شکل ششگانه و همگی جزئیاند: سه موجبه و سه سالبه.
قیاس شیخ چنین است:
| صغری (موجبه کلیه) | الطبیعة المشترکة موجودةٌ في الخارج |
| کبری (سالبه کلیه) | الطبیعة المشترکة ليست بمحسوسةٍ بالذات |
| نتیجه (سالبه جزئیه) | فبعض الموجودات ليس بمحسوسٍ بالذات |
این نتیجه، یکی از سه سالبهٔ جزئیهٔ منتج در شکل سوم است و بهصراحت دلالت میکند که برخی موجودات، معقول محضاند و از قلمرو حس بیرون.
۲. دو اعتراض اساسی بر مادهٔ قیاس و دفع آنها
الف) اعتراض بر صغری
معترض میگوید: «طبیعت مشترک (مانند انسانیت) تنها در ذهن موجود است، نه در خارج؛ پس شما با وجود ذهنی، وجود خارجی مجرد را اثبات کردهاید و این مغالطه است.»
پاسخ: خلط میان «کلی منطقی» و «کلی طبیعی» است. کلی منطقی (الانسان الکلی) که کلیت عارض بر ذات انسان شده، تنها در ذهن است؛ اما «طبیعت مشترک» یا «کلی طبیعی» عین تحقق خارجی افراد است. وقتی میگوییم زید انسان است، عمرو انسان است، بکر انسان است، همین طبیعت انسانیت است که در خارج موجود است، نه به نحو کلیت منطقی، بلکه به نحو عینیت و تحقق. پس صغری تمام است: الطبیعة المشترکة موجودةٌ في الخارج.
ب) اعتراض بر کبری
معترض میگوید: «طبیعت مشترک همین زید و عمرو با دست و پا و گوشت و استخوان است؛ این که محسوس است!»
پاسخ: خلط میان «مشخص خارجی» و «طبیعت معقوله» است. «هذا الرجل» (این مرد خاص با این بدن مادی) غیر از «الرجل» (طبیعت مرد بودن) است. آنچه دیده میشود، شخص متشخص و مادی است، اما طبیعت معقوله که در همه مشترک است، ورای ماده و تشخص است؛ نه رنگ دارد، نه وزن، نه مکان؛ پس محسوس بالذات نیست. در هر فرد خارجی، دو امر متغایر موجود است: یکی طبیعت معقولهٔ مجرد و دیگری عوارض تشخص مادی. بنابراین کبری نیز تمام است.
۳. ولکن معاملهٔ شیخالرئیس: تکمیل برهان با ادلهٔ کوبندهٔ دیگر
شیخ پس از دفع اعتراضات، باز هم رها نمیکند و با زبان منطقی محض، چند دلیل دیگر میآورد تا هیچ روزنهای برای مادیون نماند:
- خود «حس» که همه قبول دارید، عنوان کلی است (الحس، الحواس). آیا خودش تحت حس است؟ تسلسل لازم آید. آیا معدوم است؟ محال. پس موجود است و معقول است؛ یعنی خود حس دارای طبیعت معقولهٔ مجرد است.
- خود «عقل» که حاکم و ممیّز همه چیز است، بههیچوجه محسوس نیست.
- عواطف نفسانی: عشق، شجاعت، خجالت، ترس، حتی عشق به ماده و دنیا را که منکرش نیستید، کجا هستند؟ وزن دارند؟ مکان دارند؟ نه تحت حساند و نه معدوم؛ پس مجردند.
نتیجهٔ نهایی شیخ: ادعای «الموجود هو المحسوس» باطل است؛ زیرا اولاً معقول نیز موجود است و ثانیاً حتی در آنچه شما قبول دارید (حس، عقل، عواطف) مجرد موجود است. بدینسان با برهانی صرفاً منطقی و حصولی، بدون نیاز به شهود و کرامت، وجود عالم مجردات و غیر مادی بهطور قاطع اثبات میشود و هیچ راه فراری برای مادیون باقی نمیماند.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!