الاشارات و التنبیهات نمط چهارم 08

متن تحقیق





إشارات الأول – نمط اول: معرفت‌شناسي و اثبات وجود معقولات و مجردات

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش هشتم: رفع شبهات بر برهان اثبات وجود معقولات و مجردات
(إشارات، جلد سوم، نمط اول، صفحه ۷ سطر ۴ به بعد)

ابن‌سینا در این فراز از نمط اول إشارات، پس از ارائه برهان صريح بر وجود طبيعت مشترکه و غير محسوس بودن آن، به پاسخ جامع و همه‌جانبه به شبهات مشهور و قديمى مي‌پردازد که مادی‌گرایان و حس‌گرایان بر اين برهان وارد کرده‌اند. اين پاسخ‌ها نه تنها دفاعى است، بلکه حمله‌اى بنيادين به اصل مادی‌گرى و حس‌گرايى مطلق به شمار مي‌رود.

شبهه اول: اشکال به صغری برهان (خلط ميان طبيعت کليه طبيعيه و کلي منطقي)

معترض مي‌گويد: شما در صغراي برهان فقط «الإنسان المشترك في العقل» را ثابت کرديد، در حالي که مقصود اثبات موجود غير محسوس في الخارج بود، نه صرفاً در عقل.

جواب شيخ‌الرئيس و خواجه نصيرالدين طوسي: شبهه ناشي از خلط ميان دو مفهوم کاملاً متمايز است:

  1. الطبيعة الكلية الطبيعية التي يعرض لها الاشتراك وعدمه (انسانيتي که کليت و اشتراک عرضي بر آن عارض مي‌شود) → اين طبيعت در خارج موجود است و در عقل نيز مي‌تواند کلي گردد.
  2. الكلي المنطقي الذي نفس کليته عين اشتراكه است (الإنسان بالألف واللام عهد ذهني) → اين فقط در عقل موجود است.

بنابراين، وقتي مي‌گوييم «طبيعت انسان موجود است»، مراد قسم اول است که در خارج نيز موجود است. اشتراک در ذات آن نيست، بلکه عارض بر آن است. شبهه با اين فرق بنيادين برطرف مي‌شود.

شبهه دوم: اشکال به کبری برهان (انکار غير محسوس بودن طبيعت انسان)

معترض: مگر انسان غير از يد و عين و حاجب و ساق و ساير اعضاء است؟ همه اين‌ها محسوس‌اند، پس طبيعت انسان نيز محسوس است!

جواب شيخ‌الرئيس:

«أن الحال في كل عضو كلي مما ذكرته أو تركته كالحال في الإنسان نفسه»

همان حالتي که در «الإنسان» است، در هر عضو نيز جاري است:

  • «هذه اليد» و «هذه الرجل» → مشخَّص و محسوس.
  • «اليد» و «الرجل» بالألف واللام → طبيعت کليه معقوله غير محسوسه.

بنابراين، هر جزء از اجزاء انسان نيز طبيعتي کلي و غير محسوس دارد. نمي‌توان از طبيعت کلي گريخت، حتي در اجزاء بدن.

تنبيهات قاطع و آتشين شيخ‌الرئيس بر بطلان حس‌گرايي مطلق

شيخ پس از پاسخ دفاعي، به حمله بنيادين مي‌پردازد و با سلسله‌اي از تنبيهات، اصل «کل موجود فهو محسوس أو موهوم» را از ريشه برمي‌کَند:

  1. خود حس، محسوس نيست: اگر هر موجودي بايد تحت حس درآيد، پس حس نيز بايد تحت حس درآيد → دور يا تسلسل يا قبول معقول غير محسوس.
  2. وهم نيز موهوم نيست: وهم نيز تحت وهم درنمي‌آيد.
  3. عقل که مميز ميان حس و وهم است، به طريق اولي نه محسوس است و نه موهوم.
  4. علائق نفسانيه (عشق، خجل، وجل، غضب، شجاعه، بخل، جنون و غيرها) نيز نه محسوس‌اند و نه موهوم، و حال آن‌که وجودشان يقيني‌تر از بسياري محسوسات است.
  5. حتي علائق محسوسات (ترس حمار از «اين آتش خاص») با وهم جزئي درک مي‌شود، اما طبيعت آن حالات (طبيعت عشق، طبيعت شجاعت) اصلاً با وهم نيز درک نمي‌شود → کار عقل است.

نتيجه نهايي و ضربه قاطع

ابن‌سینا در پايان مي‌فرمايد:

وإذا كان حال الحواس والمحسوسات وعلائقها هكذا من غير تجرد محض، فإذا ثبت وجود أشياء خارجة عن هذه المراتب بالذات، فهي أولى بأن لا تكون محسوسة ولا موهومة.

اگر در همين عالم ماده و با همين حس و وهم، اين همه موجود غير محسوس و غير موهوم داريم، پس موجوداتي که بالذات خارج از مراتب ماده‌اند (عقول مفارقه، واجب الوجود) به طريق اولي نه محسوس‌اند و نه موهوم.

بنابراين، قضيه «الموجود هو المحسوس» از بنيان باطل است.
الموجود أعم من المحسوس والمعقول.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)