متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: تبیین صنع و إبداع در نمط پنجم إشارات
نمط پنجم کتاب پرارج إشارات والتنبیهات شیخالرئیس ابوعلی سینا (جلد سوم، ص ۶۷ تا ۷۵، سطر هفتم، باب «في الصنع والإبداع») پس از بیان صفات ذاتی واجبالوجود در نمط چهارم، به سوی تبیین فعل الهی و فیض مقدس او گام برمیدارد. در این نمط، موجودات از حیث رابطهٔ وجودی با مبدأ اول بر دو قسم اساسی تقسیم میشوند: موجودات صنعی و موجودات مبدع.
هر موجودی یا «مسبوق بالعدم» است یا «غیر مسبوق بالعدم». این تقسیم، کلید فهم نظام علّی و معلولی عالم است.
تعریف صنع و ویژگیهای آن
صنع آن فعل الهی است که بر موجودی تعلق میگیرد که عدم بر وجودش سبقت جسته باشد؛ یعنی پیش از تحقق وجودیاش، عدم بر او مقدم بوده و سپس به ارادهٔ قادر متعال از عدم به وجود آمده است. مثال روشن آن، طفل است که پیش از ولادت معدوم بوده و سپس به واسطهٔ اسباب مادی و به فیض الهی موجود گشته است. خانهای که بنا نهاده میشود، غذایی که پخته میگردد، همه از سنخ موجودات صنعیاند. در این قسم، نبودن بر بودن تقدم دارد و تحقق وجود پس از عدم رخ مینماید.
تعریف إبداع و دشواری فهم آن
إبداع اما ایجاد موجودی است که عدم هرگز بر او سبقت نجسته باشد؛ یعنی از ازل موجود بوده و عدم بر او مقدم نبوده است. این موجودات قدیم زمانیاند، اما در ذات خود حادث و معلول و مستفیض از واجبالوجودند. عقول مفارقه و نفوس فلکی در نظام فلسفی شیخ از همین قسماند. اینجاست که عرف عامه و حتی بسیاری از متکلمان درمیمانند؛ زیرا ذهن عادی گمان میکند هر چه قدیم است باید واجبالوجود باشد، حال آنکه قدیم زمانی بودن با ممکنالوجود بودن و معلول بودن منافاتی ندارد.
إبداع، ایجاد موجودی است که سبقت وجودی بر عدم دارد؛ عدم بر او سابق نیست، بلکه او بر عدم سابق است و با این حال، در ذات خویش فقیرٌ إلی الغنی بالذات است.
شیخالرئیس تأکید میورزد که فهم إبداع از ذهن عرف عامیانه و حتی از متکلم به دور است؛ زیرا متکلم نیز تنها صنع را بهخوبی درمییابد: ضارب و مضروب، آکل و مأکول، همه در زمانی که پیشتر عملی نبوده و سپس واقع شده است. اما موجودی که همیشه بوده و با این حال مخلوق و معلول و مفعول است، دقت و تأمل عمیق فلسفی میطلبد.
اشکال و جواب: چگونه قدیم زمانی، معلول است؟
اشکال مشهور این است که اگر موجودی از ازل بوده، دیگر «شدن» و «موجود شدن» بر او صادق نیست و در نتیجه فاعل و خالق نمیخواهد. پاسخ حکما این است که علیت و معلولیت ربطی به قبل و بعد زمانی ندارد؛ بلکه به ربوبیّت و فیض دائمی بازمیگردد. هر ممکنالوجودی، حتی اگر قدیم زمانی باشد، در ذات خویش محتاج علت است و این احتیاج، ذاتی و ماهوی است، نه زمانی و حدوثی.
احتياج مستمر معلول به علت
نکتهٔ دوم و بس دقیق این نمط، آن است که احتیاج معلول به علت، صرفاً در لحظهٔ حدوث نیست، بلکه دائمی و مستمر است. عرف عامه و متکلمان گمان میکنند که بنا پس از ساختن خانه میتواند بمیرد و خانه همچنان باقی بماند؛ حال آنکه حکیم میگوید: حتی یک لحظه اگر ارتباط فیض قطع شود، معلول معدوم میگردد. احتیاج معلول به علت، به سبب «إمکان ماهوی» اوست، نه صرف «حدوث زمانی».
«احتياج الممكن إلى العلة ليس لأجل الحدوث بل لأجل الإمكان» (این عبارت مشهور منظومهٔ سبزواری، دقیقاً مضمون کلام شیخ در این نمط است)
علت احتیاج، امکان است، نه حدوث. تا هنگامی که شیء ممکنالوجود است، در هر لحظه و هر آن، محتاج علت تامه است؛ چه در آغاز وجودش و چه در استمرار آن.
جمعبندی بخش
نمط پنجم إشارات دو حقیقت بلندمرتبه را آشکار میسازد که از فهم عرفی و حتی کلامی به دور است:
- إبداع در برابر صنع: موجودی قدیم زمانی اما حادث ذاتی و معلول بالذات.
- احتياج دائمی و مستمر معلول به علت به سبب امکان ماهوی، نه صرف حدوث زمانی.
این دو اصل، پایهٔ فهم نظام فیض مقدس و تجلی دائم حق تعالی در همهٔ مراتب وجودند و راه را بر فاعلیت بالتفویض (که متکلمان باور دارند) میبندند و وحدت فیض و حضور دائم واجبالوجود را در همهٔ عوالم اثبات میکنند.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!