متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش سیزدهم: تساوی محدَث و مفعول در اصل تحقق فعل و تبیین حقیقت مقابل فاعل
در آغاز نمط پنجم کتاب ارزشمند الإشارات والتنبیهات، شیخالرئیس ابنسینا به بحثی بنیادین و محوری میپردازد که از جمله مهمترین مباحث فلسفه صدرایی و حکمت متعالیه به شمار میرود. بحث اصلی، بررسی حقیقت «نفس الفعل» است و بحث فرعی، که خود ابنسینا آن را پی میگیرد، این است که آیا میان «محدَث» و «مفعول» تساوی برقرار است یا خیر.
نقطه کلیدی اول: محدَث، مفعول، موجَد و موجُود در اصل تحقق کنش و تأثیر فاعل بر مقابلش، بالذات و بالمعنی الأصلی یکسان و مساویاند. هرگونه تمایز میان آنها از قبیل فعل بالإرادة، بالاختیار، بالمباشرة، بالطبع یا غیر آن، زاید بر نفس الفعل است و هیچ نقصان یا زیادتی در اصل تحقق فعل پدید نمیآورد.
این مطلب هم از حیث عرفی و هم از منظر ادبی پذیرفته شده است، لیکن فخرالدین رازی گمان برده که این بحث صرفاً ادبی است و به حکیم مربوط نمیشود. این پندار، خطاست؛ زیرا شیخالرئیس دقیقاً به همین سبب همه این اصطلاحات را در یک مرتبت قرار میدهد تا از الفاظ و عوارض لفظی عبور کند و به حقیقت واحد حکمی، یعنی نفس الفعل، دست یابد.
ابنسینا میفرماید آنچه در مقابل فاعل قرار میگیرد، خودِ نفس الفعل است، نه لفظ خاص و نه عارضه زبانی. بنابراین، هرگاه گفته شود «محدَث» یا «مفعول» یا «موجَد»، مراد، نفس تحقق کنش است، نه حالات و عوارض الفاظ.
تبیین دقیق آنچه در مقابل فاعل قرار میگیرد
سه صورت ممکن است برای مقابل فاعل تصور شود:
- عدم محض
- وجود بعد العدم (یعنی وصف حدوث)
- نفس وجود الشیء
نقطه کلیدی دوم: تنها چیزی که بهحقیقت در مقابل فاعل قرار میگیرد و محتاج به اوست، «نفس وجود الشیء» است، نه عدم و نه وصف «وجود بعد العدم».
عدم به هیچ وجه متعلق فاعلیت واقع نمیشود، زیرا فاعل بر عدم تأثیر نمیبخشد. همچنین، «وجود بعد العدم» وصف لازم و ذاتی شیء موجود است؛ وقتی شیء موجود شد، بالذات و بالضرورة مسبوق به عدم است. ذاتیات و لوازم شیء مجعول بالذات نیستند و جعل ترکیبى و ترتیبی نمیطلبند. حتی این وصف بیشتر وجودی ذهنی دارد تا وجود خارجی مستقل، لذا جاعل نمیخواهد.
پس تنها چیزی که واقعاً در مقابل فاعل قرار میگیرد و محتاج فاعل است، نفس وجود الشیء است. این وجود گاه حادث است (مسبوق به عدم زمانی) و گاه ممکنالوجود است، حتی اگر سابقه عدم زمانی نداشته باشد.
نتیجه بنیادین: همه ممکنات بالضروره مسبوق به عدم نیستند. برخی ممکنات قدیم زمانیاند، ولی همچنان ممکنالوجود و محتاج به فاعلاند (مانند عقول مفارق و نفوس فلکی در نظام حکمی سینوی). بنابراین، مخلوق بودن و مفعول بودن ملازم با سابقه عدم زمانی نیست.
جمعبندی بخش
شیخالرئیس و شارح بزرگ او، خواجه نصیرالدین طوسی، در این فراز از نمط پنجم دو حقیقت مهم را روشن میسازند:
- تساوی کامل میان محدَث، مفعول، موجَد و موجُود در اصل تحقق فعل، و زاید بودن هرگونه تمایز لفظی یا عارضی بر این حقیقت واحد.
- آنچه بهحقیقت در مقابل فاعل قرار میگیرد و محتاج اوست، نفس وجود الشیء است، نه عدم و نه حدوث و سابقه عدم.
این دو اصل، سنگبنای فهم دقیق حدوث ذاتی ممکنات (نه لزوماً حدوث زمانی) و ردّ نظر کسانی است که همه غیر واجبالوجود را بالضروره حادث زمانی میپندارند. همچنین مقدمهای است محکم برای تقسیمبندیهای بعدی در باب إبداع، إیجاد، تکوین و صنع.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!