الاشارات و التنبیهات نمط چهارم 16

متن تحقیق





تحلیل فلسفی مفهوم فعل و متعلق فاعل در نمط پنجم إشارات ابن‌سینا

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

تحلیل نمط پنجم إشارات و تنبیهات ابن‌سینا – صفحه ۷۳ سطر ۱۷ به بعد

غرض اصلی ابن‌سینا در این فراز، اثبات این مدعاست که متعلق فعل فاعل مختار، صرفاً «وجود غیر واجب‌الوجود» است، نه عدم، نه وصف ترکیبی «کون الوجود بعد العدم»، و نه خود حدوث.

بخش نخست: اصطلاح فعل و اختلاف حکما و متکلمین در مفهوم آن

ابن‌سینا در آغاز می‌فرماید: اگر مفهوم فعل آن‌چه متکلمین می‌گویند باشد، یعنی حصول وجود بعد عدم از سبب، یا آن‌چه ما حکما می‌گوییم، یعنی بخشی از مفهوم فعل که به اختیار و اراده بازگردد، این اختلاف در لفظ هرگز به مقصود ما ضرر نمی‌رساند. چه فعل را اعم بدانیم، چه مساوی با حادث، و چه اخص، غرض که اثبات تعلق فاعل به وجود غیر واجب است، محفوظ می‌ماند.

بخش دوم: تحلیل سه‌گانه مفهوم مفعول و مخلوق

هر مخلوق را می‌توان از سه حیثیت بررسی کرد:

  1. وجودش: که در خارج تحقق دارد.
  2. عدمش: که پیش از وجود بوده و حقیقتاً چیزی نیست.
  3. کون الوجود بعد العدم: وصف ترکیبی و انتزاعی که ذهن از ترکیب وجود و عدم سابق می‌سازد.

بهترین توصیف برای مخلوق، همین سه وصف است: وجود (بسیط خارجی)، عدم (بسیط عدم خارجی)، و وجود بعد عدم (ترکیبی انتزاعی ذهنی). بیش از این نمی‌توان گفت.

بخش سوم: بررسی تعلق فاعل به هر یک از این سه حیثیت

أ. عدم

عدم، لا شَیْئَ است؛ نه در خارج چیزی است و نه در ذهن. فاعل نمی‌تواند به عدم تعلق گیرد، زیرا متعلق فعل باید موجود باشد تا افاضه بر آن واقع شود. عدم محتاج فاعل نیست، زیرا احتیاج از وجود است، نه از عدم.

ب. وصف ترکیبی «کون الوجود بعد العدم»

این وصف دو دلیل دارد که متعلق فاعل نیست:

  1. وصف ضروری و لازمِ وجود است؛ همان‌گونه که حیوانیت لازم انسان است و با خلق انسان، حیوانیت بالعرض خلق می‌شود و جعل مستقل نمی‌خواهد.
  2. امر ذهنی و متأخر از مخلوق است؛ مانند «ابن‌عمر بودن زید» که در خارج فقط زید است و ابن‌عمر بودن انتزاعی ذهنی است.

ج. خود وجود

پس تنها می‌ماند «خود وجود» که متعلق فاعل است. اما کدام وجود؟ وجود واجب‌الوجود نمی‌تواند باشد، زیرا واجب بالذات است و فاعل دیگری نمی‌طلبد. پس وجود غیر واجب‌الوجود است.

متعلق فعل فاعل مختار، صرفاً «وجود غیر واجب‌الوجود» یعنی وجود ممکن‌الوجود است.

بخش چهارم: دو وجه ممکن برای وجود غیر واجب

وجود غیر واجب دو صورت دارد:

  1. وجودی که لَیْسَ بِواجِبِ الوُجُودِ (ممکن‌الوجود) → قول حکما
  2. وجودی که مَسبُوقٌ بِالْعَدَمِ (حادث) → قول متکلمین

اولی أعم است، زیرا شامل ممکنات قدیم (مانند عقول در نظام مشائی) نیز می‌شود؛ دومی أخص است، زیرا فقط حادث زمانی را دربرمی‌گیرد.

ابن‌سینا در این‌جا هر دو را ذکر می‌کند و می‌فرماید در بخش بعدی مشخص خواهد کرد که متعلق بالذات و أولی، «وجود ممکن» است، نه صرف حدوث.

بخش پنجم: ورود فخر رازی و تفکیک دو بحث

فخر رازی می‌گوید کلام شیخ مجمل است و دو بحث درهم آمیخته:

  1. چه چیزی محتاج فاعل است؟ (وجود)
  2. سبب احتیاج چیست؟ امکان (حکما) یا حدوث (متکلمین)؟

سپس حدوث را به عنوان سبب احتیاج رد می‌کند، زیرا:

  • حدوث کیفیتی متأخر از وجود است؛ اول باید چیزی موجود شود، سپس بگوییم حادث شد.
  • علت باید مقدم بر معلول باشد، اما حدوث متأخر است.
  • اگر حدوث علت احتیاج باشد، باید پیش از وجود و پیش از خود احتیاج باشد، و این دور و تأخر علت است.

بخش ششم: پاسخ خواجه نصیرالدین طوسی به فخر رازی

خواجه می‌فرماید: سخن فخر رازی درست و مفید است، اما ربطی به متن إشارات ندارد. شیخ فقط بحث اول را می‌کرد (چه چیزی متعلق فاعل است؟) و اصلاً وارد سبب احتیاج (بحث دوم) نشده بود. فخر رازی خود بحث را تغییر داده و سپس پاسخ داده است.

نتیجه نهایی: فاعل مختار فقط به «خود وجود ممکن‌الوجود» افاضه می‌کند، نه به عدم، نه به وصف ترکیبی ذهنی، و نه به خود حدوث. این است مدعای دقیق ابن‌سینا در این مقام.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)