متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش هجدهم: نقد فخر رازی بر شیخالرئیس و پاسخ قاطع خواجه نصیرالدین طوسی
فخرالدین رازی در مقام اعتراض بر شیخالرئیس ابوعلی سینا میگوید: شیخ در جایی که هیچ نیازی به بسط کلام نبود، بسیار اطناب ورزید و در جایی که محل اصلی خلاف و نزاع بود، سکوت اختیار کرد. آنچه نیاز به بسط نداشت، اثبات این مطلب است که «وجود حادث محتاج به فاعل است»، زیرا این امر میان همه متکلمین و حکما مورد اتفاق است و اختلافی در آن نیست. اما آنچه میبایست بحث میشد و شیخ از آن غفلت ورزید، دو مسئله اساسی است:
- علت حاجت و افتقار معلول به فاعل، حدوث است یا امکان ماهوی؟
- آیا موجود دائم نیز محتاج به مؤثر است یا تنها حادث محتاج است؟
فخر رازی میگوید شیخ در این دو محل اصلی نزاع، تکلم نکرده و فقط به اثبات محتاجیت وجود حادث پرداخته و این مصادره بر مطلوب است، زیرا وقتی میگوید «واجب بالغیر منقسم إلی دائم و غیر دائم»، در حقیقت پیشاپیش پذیرفته که دائم نیز میتواند محتاج به مؤثر باشد، در حالی که همین مدعای متکلمین است که دائم نمیتواند محتاج باشد.
نکته کلیدی: محل اصلی نزاع میان حکما و متکلمین دقیقاً این است که تعلق مفعول به فاعل، در «وجود» است یا صرفاً در «حدوث»؟
پاسخ خواجه نصیرالدین طوسی
خواجه نصیر میفرماید سخن فخر رازی صحیح نیست، زیرا:
- اختلاف در اصل محتاجیت وجود حادث به فاعل نیست، بلکه در کیفیت و جهت این تعلق است.
- حکما میگویند مفعول در «وجودش» به فاعل متعلق است، اعم از اینکه حادث باشد یا دائم.
- جمهور متکلمین میگویند تعلق فقط در «حدوث» است نه در بقای وجود.
شیخالرئیس دقیقاً در همین فصل و فصل پیشین، حق را در این نزاع تبیین کرده و فرموده که تعلق مفعول به فاعل در «وجود» است نه صرفاً در حدوث، و علت این تعلق «وجوب بالغیر» یعنی امکان ماهوی است، نه حدوث زمانی.
«الواجب بالغیر سواء کان دائماً أو غیر دائم، مفتقر إلی الغییر فی جمیع أوقات وجوده»
هر آنچه وجوبش به غیر است – خواه دائم باشد و خواه غیر دائم – در تمام اوقات وجودش محتاج به غیر است.
بیفایدگی بحث «حدوث یا امکان» در این مقام
خواجه میفرماید اگر حتی فرض کنیم علت حاجت «حدوث» باشد (به مذهب متکلمین)، باز هم نتیجه همان است که شیخ میخواهد؛ زیرا حدوث از محدث جدا نمیشود و در تمام اوقات وجود محدث، حدوث همراه اوست، پس احتیاج دائمی خواهد بود. بنابراین بحث اینکه علت حاجت حدوث است یا امکان، در این مقام هیچ ضرری به مدعای شیخ نمیزند و فایدهای هم ندارد.
رد ادعای لفظی بودن نزاع میان حکما و متکلمین
فخر رازی در ادامه میگوید: حقیقت آن است که نزاع میان حکما و متکلمین لفظی است، زیرا:
- متکلمین اگر عالم را ازلی فرض کنند، قبول دارند که علتش هم باید ازلی باشد، ولی آنان قائل به علت و معلول ازلی نیستند، به دلیل حفظ اختیار فاعل.
- حکما نیز میگویند فعل ازلی نمیتواند از فاعل مختار صادر شود.
- پس هر دو گروه اتفاق دارند که موجود ازلی محتاج به قادر مختار نیست.
ردّ قاطع خواجه: این سخن فخر رازی از اساس نادرست است و یکی از گمراهکنندهترین ادعاها در تاریخ کلام و فلسفه اسلامی است.
اشتباهات اساسی فخر رازی در تحلیل آرای متکلمین
- متکلمین حدوث عالم را بر «اختیار فاعل» بنا نکردهاند، بلکه برعکس، اختیار فاعل را بر حدوث عالم بنا کردهاند. آنان ابتدا با برهان تغییر → حدوث، حدوث عالم را ثابت میکنند (حتی اگر فاعلی در کار نباشد)، سپس میگویند چون حادث است، محتاج محدث مختار است.
- خود متکلمین (معتزله و بسیاری از اشاعره قدیم) در مسئله صفات ثمانیه یا احوال، قائل به علت و معلول ازلی هستند و اتفاقی بر نفی مطلق علت و معلول ازلی در میان آنان نیست.
موقف دقیق فلاسفه
فلاسفه هرگز نگفتهاند که «ازلی نمیتواند فعل فاعل مختار باشد»، بلکه گفتهاند:
- فعل ازلی تنها از فاعل ازلی تامالفاعلیه صادر میشود.
- ازلیت با اختیار منافات ندارد؛ فاعل ازلی تام میتواند مختار باشد.
- قدرت و اختیار حق تعالی موجب کثرت در ذات نمیشود و مانند اختیار حیوانی یا فاعلیت طبیعی (خورشید که مجبور به افاضه نور است) نیست.
- فاعلیت حق «کن فیکون» است، نه آنکه مقدمات تصور و تصدیق و عزم و جزم بخواهد.
نتیجه نهایی: نزاع میان حکما و متکلمین در مسئله حدوث و قدم عالم و کیفیت احتیاج معلول به فاعل، از عمیقترین و اساسیترین نزاعهای تاریخ فلسفه و کلام اسلامی است و ادعای لفظی بودن آن، سخنی کاملاً بیاساس و گمراهکننده است.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!