متن تحقیق
وجود ذهنی در پرتو آرای جلالالدین دوانی و صدرالمتألهین
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: طرح مسئله و دفع چهار قول نادرست
مسئله وجود ذهنی یا وجود علمی، از دیرباز یکی از پیچیدهترین و حساسترین مسائل فلسفه اسلامی بوده است. پرسش بنیادین این است که آیا صور معقوله در نفس، دارای وجودی مستقل از وجود خارجیاند یا نه، و اگر دارای وجودند، این وجود از چه مقولهای است و چگونه با وجود خارجی سازگار میگردد؟
تاکنون چهار قول در این باب مطرح و مردود شمرده شده است:
- انکار وجود ذهنی (برخی از مشائین قدیم)
- تعدد و انفکاک تام میان علم و معلوم
- قول به شبح و انطباع (صورت منقوش ضعیف)
- انقلاب جوهر به عرض در مرتبه ذهن (محقق طوسی و میرداماد)
پس از کنار نهادن این چهار قول، دو نظریه مهم و باقی میماند که کلید گشایش گره این مسئلهاند: یکی آرای جلالالدین دوانی و دیگری نظریه صدرالمتألهین شیرازی.
نکته کلیدی: مرحوم ملاحسینقلی همدانی (حاج ملاهادی سبزواری) در حاشیه بر منظومه، قول مستقلی ندارد؛ بلکه ترکیبی از سخن دوانی و صدرا را برگزیده است، لیکن هرگاه از صدرا فاصله گرفته، گرفتار اشکال گردیده است.
بخش دوم: نظریه جلالالدین دوانی (قول پنجم)
رکن اول: علم کيف نفسانی نیست
دوانی نخست میگوید: «العلم لیس بکیفٍ نفسانی». دلیل او این است که کيف از مقولات عَرَض است و وجود عرَض، وجود فی موضوع و خارجی است، اما وجود ذهنی، خارجی نیست؛ پس نمیتواند کيف باشد، نه ماهیت عرَض دارد و نه فی موضوع است.
چرا حکما به مسامحه گفتهاند علم کيف است؟ دوانی پاسخ میدهد: از باب «جری المیزان» و مجاز مشهور. کيف خارجی دو ویژگی مهم دارد:
- لا یقبل القسمة والنسبة (قابل تقسیم و نسبت ریاضی نیست)
- وجود ذهنی نیز همین ویژگی را دارد
از این باب تشابه و مسانخت، به مجاز گفتهاند علم کيف است، وگرنه حقیقتاً کيف نیست.
رکن دوم: علم از مقوله همان معلوم خارجی خویش است
سخن دوم دوانی این است که هر چه در خارج از مقولهای است، در ذهن نیز از همان مقوله است؛ تغییر مقوله رخ نمیدهد:
- انسان در خارج جوهر است → در ذهن نیز جوهر است
- کَمّ در خارج کَمّ است → در ذهن نیز کَمّ است
- کیف در خارج کیف است → در ذهن نیز کیف است
نتیجه دوانی: نه انکار وجود ذهنی لازم است، نه انقلاب جوهر به عرض، نه انطباع شبح؛ همه اشکالات با این دو بیان رفع میگردد.
بخش سوم: نظریه صدرالمتألهین شیرازی (قول ششم)
صدرالمتألهین ریشه همه خطاهای پیشینیان را در خلط میان دو نوع حمل میداند:
تفاوت حمل اولی ذاتی (ماهوی) و حمل شایع صناعی (وجودی)
- حمل اولی: نظر به ماهیت لا بشرط قسمی دارد؛ به وجود کاری ندارد. مثال: «الإنسان حیوان ناطق»
- حمل شایع: نظر به وجود خارجی یا وجود ذهنی دارد. مثال: «الإنسان ضاحکٌ» که ضاحک و انسان ماهیتاً متبایناند اما وجوداً واحد.
کاربرد در وجود ذهنی
صدرا مثال معروف «شریک الباری» را میآورد:
شریک الباری معدومٌ
شریک الباری موجودٌ
هر دو قضیه صحیحاند، زیرا:
- به حمل اولی (ماهوی): چنین ماهیتی در خارج ممتنع است → معدومٌ
- به حمل شایع (وجودی): این مفهوم در ذهن من موجود است → موجودٌ
پس تناقضی نیست، زیرا حمل متفاوت است.
دو اعتبار برای هر مفهوم ذهنی
هر مفهوم در نفس دو چهره دارد:
- از آن حیث که حاکی و معرف خارج است → مقوله همان خارج است (جوهر، کم، کیف)
- از آن حیث که وجود نفسانی و علمی در نفس است → کیف نفسانی است
تمثیلات صدرا
- کلمه «نار» بر کاغذ: از حیث حکایت → وجود لفظی نار است؛ اگر حکایت را بردارید → فقط مرکب و سیاهی است (کیف خارجی)
- شکل آتش کشیدهشده: از حیث دلالت → آتش است؛ اگر شکل بههم بخورد → فقط خطوط مرکب است
- مفهوم انسان در ذهن: از حیث حکایت از خارج → جوهر است؛ از حیث وجود علمی در نفس → کیف نفسانی است
اساس سخن صدرا: یک حقیقت دو اعتبار دارد؛ یک بار به خارج مینگرد → مقوله خارجی؛ یک بار به نفس مینگرد → کیف نفسانی. همه اشکالات پیشین از خلط این دو اعتبار پدید آمده است.
بخش چهارم: جمعبندی و بهترین بیان
بهترین بیان، ترکیب سخن دوانی و صدرا است:
- علم کيف محض نیست (دوانی)
- علم از مقوله همان معلوم خارجی است (دوانی)
- اما هر مفهوم دو اعتبار دارد: یکی ماهوی-خارجی (حمل اولی) و یکی وجودی-نفسانی (حمل شایع) که در اعتبار دوم، کیف نفسانی میگردد (صدرا)
با این بیان، همه اشکالات چهار قول نخستین بهطور کامل دفع میشود و وجود ذهنی به نیکوترین وجه اثبات و تبیین میگردد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!