شرح منظومه 048

متن تحقیق





وجود علمى و اتحاد عالم و معلوم


برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش اول: صورت علمى در نفس؛ حمل اولى یا حمل شایع؟

ملاصدرا در تبيين وجود صورت‌هاى علمى در نفس، دو نحوهٔ وجود متمايز قائل شده است:

نخست، وجود به حمل اولى، يعنى همان «كونها و تحققها»ى خاصِ ذهنى كه عين ماهيتِ مقولى است و با تحقق علمى، ماهيت به منزلهٔ حقيقتى متحقق درمى‌آيد، نه اينکه ماهيتى مستقل از وجود داشته باشد و سپس وجودى بر آن عارض شود.

دوم، وجود به حمل شايع صناعى، يعنى وجود اين صور در نفس به نحو کيف نفسانى؛ نفس کيف بالذات است و صورت معلومه کيف بالعرض، و اين کيفيت بالعرض بر نفس که موضوع بالذات است، قائم مى‌باشد. اتحاد عالم و معلوم نيز در اين نظريه پذيرفته شده، ليکن با دو حيثيت: نفس بالذات کيف است و معلوم بالعرض.

حاصل سخن ملاصدرا اين است که صورت علمى هم «به حمل اولى» موجود است (يعنى عين تحقق ماهيت است) و هم «به حمل شايع» موجود است (يعنى کيف نفسانى و عرض بالعرض بر نفس است). اين دو نحوه، دو وجود متباين نيستند، بلکه دو اعتبار از يک وجود واحدند.

بخش دوم: اشکال مرحوم حاجى بر تقسيم صدرايى

مرحوم حاجى پس از تأمل عميق در کلام ملاصدرا مى‌فرمايد:

«و لکن بعد اللتيا و التى لست أفتى بکون العلم کیفاً»؛ يعنى من پس از اين همه تأمل و گردش در مسئله، حاضر نيستم حکم کنم که علم حقيقتاً کيف است. اگر به نحو مسامحه گويند علم کيف است، مانعى نيست، ليکن اگر حقيقتاً کيف پندارند، نمى‌پذيرم.

زيرا:

  • آن «کون و تحقق» که به حمل اولى گفته مى‌شود، همان «وجود للنفس» است که به حمل شايع گفته مى‌شود؛ دو چيز نيست تا يکى بالذات و ديگرى بالعرض باشد.
  • ظهور معلوم براى نفس، چيزى زائد بر نفس نيست؛ ظهور شىء عين خود شىء است.
  • اگر ظهور غير شىء باشد، لازمه‌اش آن است که ظهور خودش چيزى جداگانه باشد، در حالى که ما در کاروان وجود ذهنى، جز يک نور واحد چيزى نمى‌بينيم.
بنابراين، علم و معلوم دو موجود مقولى نيستند که يکى موضوع و ديگرى محمول بالضميمه باشد؛ بلکه يک وجود رابط اشراقى‌اند. کيف از محمولات بالضميمه است، و در ما نحن فيه، ضميمه‌اى در کار نيست.

بخش سوم: تمثيل فيض مقدس و فيض اقدس

مرحوم حاجى براى تبيين مراد خود تمثيلى بسيار لطيف مى‌آورد:

همان‌گونه که فيض مقدس (وجود منبسط) و فيض اقدس (نور وحدانى در مرتبه احديت) نه جوهرند و نه عرض و نه کيف، و با اين حال همه جواهر و اعراض خارجى سايه‌ها و مظاهر آن فيض‌اند و به واسطه آن فيض متحقق مى‌شوند، همچنين اشراق نفس بر کليه ماهيات معلومه نيز چنين است:

  • نفس و صور معلومه‌اش نه جوهرند و نه عرض و نه کيف.
  • نفس نورى است که اشراق مى‌کند و معلومات، مظاهر و سايه‌هاى همان نورند.
  • پس علم «نور محض» و «ظهور محض» است، نه کيف نفسانى مقولى.
فكما أن فيض الله المقدس إنما هو الوجود المنبسط لا جوهر و لا عرض، و مع ذلک يظهر به کل الجواهر و الأعراض، کذلک اشراق النفس على کل الماهيات المعلومة لها ليس بجوهر و لا عرض، فليس کيفاً، و هو علم.

بخش چهارم: دفع شبهه و نقض مخالف

شبهه مى‌شود که: خود شما گفتيد فيض مقدس و اقدس وقتى به مراتب پايين‌تر مى‌رسد، جسم و عرض مى‌سازد؛ پس خود فيض هم کيف و جوهر مى‌شود!

جواب: هرگز. فيض مقدس و اقدس در ذات خود کيف و جوهر نمى‌شود؛ بلکه مظاهر او در مراتب تنزل، به صورت جوهر و عرض ظاهر مى‌شوند. نفس نيز همين‌گونه است: خود نفس و اشراقش کيف نيست، ليکن مظاهرش در مرتبه تعين ذهنى به صورت صور مقولى (انسانيت، حيوانيت و…) جلوه مى‌کنند، نه اينکه خود علم کيف شده باشد.

جمع‌بندی نهايى

بنابراين، اختلاف بنيادين ميان ملاصدرا و مرحوم حاجى در اين مقام چنين است:

  • ملاصدرا: اتحاد علم و معلوم با حفظ دو حيثيت مقولى (نفس کيف بالذات، معلوم کيف بالعرض).
  • مرحوم حاجى: اتحاد تام اشراقى بدون هيچ دوئيت مقولى؛ علم و معلوم يک نور واحدند، و گفتن «علم کيف است» يا «صورت معلومه کيف بالعرض است» تنها مسامحه و تشبيه است، نه حقيقت.

و به تعبير خود ايشان: «فالحق أن کون العلم کيفاً أو الصور المعلومة بالذات کيفيات، إنما هو على سبيل التشبيه»، زيرا هر دو مراتب يک وجود رابط اشراقى‌اند، نه دو موجود مقولى که يکى عرض ديگرى باشد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)