متن تحقیق
وجود ذهنی و اتحاد عاقل و معقول
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: مراتب تشکیکی علم در بیان حاج ملاهادی سبزواری
آنگاه که به صفحه ۲۱۹ بدایع الحکمة مینگریم، خود شارح منظومه، حاج ملاهادی سبزواری، به روشنی اذعان میدارد که علم حقیقتی است مقول بالتشیک، دارای مراتب طولی و شدت و ضعف. او میفرماید:
• مرتبه مفهوم مصدری که از آن تصاریف «عالم»، «معلوم» و «عالِم» اخذ میشود؛
• مرتبه کیفیت نفسانی؛
• مرتبه جوهر نفسی؛
• مرتبه جوهر عقلی؛
• مرتبه واجبالوجود عزّ شأنه.
پس علم در ضعیفترین مرتبهاش مفهوم مصدری محض است، سپس کیفیت نفسانی میشود، سپس جوهر نفسی، سپس جوهر عقلی و سرانجام در اوج شدت، عین واجب تعالی قرار میگیرد. این بیان همان است که ما همواره بر آن پای میفشاریم: علم یک حقیقت مشکّک است و مراتب آن از مفهوم تا واجبالوجود امتداد دارد.
موقف بدایع الحکمة در برابر دو مذهب مشهور
حاجی میفرماید: «أخذتُ من کلّ مذهبٍ شیئاً و ترکتُ شیئاً». از هر دو مذهب چیزی گرفتم و چیزی رها کردم:
از ملاصدرا رها کردم: «بالحمل الشایع کیفٌ نفسانی»؛ یعنی به حمل شایع، کیفیت نفسانی است.
از محقق دوانی گرفتم: علم کیفیت نفسانی نیست.
از دوانی رها کردم: علم مقوله مستقل خارجی (جوهر یا عرض مستقل) است.
نتیجه این شد که در منظومه و شرح آن، حاجی درباره کیفیت نفسانی بودن علم سکوت اختیار کرد و صریحاً نگفت «علم کیف است»، زیرا آن را نپذیرفت، ولی به صدرا نیز اشکالی وارد نساخت؛ بلکه راه سومی برگزید.
بخش دوم: نقد نظریههای پیشین در باب وجود ذهنی
در مسئله وجود ذهنی، نظریههای متعددی پدید آمد که هیچیک تمام نیست:
- قول به اضافه محض (فخر رازی و پیروانش) → باطل، زیرا علم اضافه نیست.
- قول به انطباع و شبح (اکثریت متکلمان و برخی فلاسفه) → باطل، زیرا شبح، واقعیت خارجی را نمییابد.
- قول به قیام و صدور (میر داماد و برخی دیگر) → باطل، زیرا دو چیز میشود: حصول معلوم و قیام علم.
- قول به انقلاب صورت (شیخ اشراق و برخی صدرائیان متأخر) → باطل، زیرا اگر صورت خارجی معدوم شد، دیگر مطابقت و صدق باقی نمیماند.
علم به حمل اولی → مقوله است (حقیقت مستقل).
به حمل شایع → کیفیت نفسانی است.
و هیچ منافاتی ندارد؛ زیرا حقیقت واحد مشکّک است و مراتب شدت و ضعف دارد.
بخش سوم: وحدت وجود صورت معقوله با عاقل (وحدتها)
حاجی در بدایع الحکمة میفرماید:
یعنی وحدت وجود صورت معقوله با وجود عاقل (نفس ناطقه) مقوله است و این قول به فرفوریوس، از بزرگان مشائیان، منسوب است. فرفوریوس گفته است: اتحاد عاقل و معقول مانند اتحاد ماده و صورت در خارج است.
تبیین فرفوریوس
نفس در مرتبه عقل هیولانی، ماده معقولات است و در عین حال صورت معقولات است؛ زیرا ماده بدون صورت تحقق نمییابد. پس اتحاد حقیقی است، نه ترکیب اعتباری.
دلیل مختار مرحوم صدرا و تأیید آن
دلایل صدرا در المشاعر و اسفار بر اتحاد تمام نیست (چنانکه در تعلیقه اسفار مذکور است)، اما دلیلی که مؤیَّد است این است:
چنانکه در خارج، زید و وجود زید دو چیز نیستند؛ وجود زید عين رتبهای از خود زید است، و خارج و خارجی دو حقیقت نیستند، بلکه نفس الخارج است؛
همچنین در ذهن، نفس ناطقه و وجود علمی دو چیز نیستند؛ وجود علمی مرتبهای از مراتب نفس است.
پس در یک اعتبار: نفس = عاقل = عالم
و در همان یک حقیقت: صورت علمی = معقول = معلوم = علم
همه اعتبارات مختلفه یک وجود واحد مشکّک است.
جمعبندی نهایی
حقیقت علم یک وجود مشکّک است که از ضعیفترین مرتبه (مفهوم مصدری) تا قویترین مرتبه (واجب تعالی) امتداد دارد. در مرتبه ضعیف، کیفیت نفسانی است و به حمل شایع، کیف شمرده میشود؛ در مراتب عالی، جوهر عقلی و واجبی میگردد. وجود ذهنی عین مرتبهای از نفس ناطقه است و اتحاد عاقل و معقول اتحاد حقیقی است، نه ترکیب اعتباری. این کلام، جامع میان حمل اولی و شایع، و جامع میان تشکیک وجود و مراتب آن است؛ و هیچ نظریهای جز این، تمام و بینقص نیست.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!