متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش پنجاهم: اتحاد مدرِک و مدرَک در دو مقام وجودی
مقدمه: مراد از اتحاد در کلام حکما
مراد حکیم متأله از آنکه میگوید «مدرِک با وجود مدرَک بالذات متحد میشود» هرگز تجافی از مقام نیست، بلکه عین سعة وجودی است. نفس در مقام خود ثابت و برقرار است و اشراقی است که بر مدرَک افاضه میکند. این اتحاد نه حلول است و نه خروج ذات از ذات خود، بلکه اشراق و اشراف است. همانگونه که وقتی میگوییم «الله در اشیاست» مراد آن نیست که ذات واجب از خود خارج شده و در ممکنات حلول کرده باشد – که محال است – بلکه مراد اشراق حق بر ممکنات و فیضان وجود او بر آنهاست.
اتحاد مدرِک و مدرَک نه به معنای تجافی از مقام است و نه به معنای حلول، بلکه به معنای سعة وجودی و اشراق نور فعلي مدرِک بر مدرَک است. ذات واجب در اشیا حلول نمیکند، بلکه اشراق میکند.
دو نحوه اتحاد وجودی
اتحاد در دو موضع واقع میشود و هر دو صحیحاند، لکن در دو مرتبه متفاوت:
- اتحاد در مقام کثرت در وحدت
- اتحاد در مقام وحدت در کثرت
اول: اتحاد در مقام کثرت در وحدت
چنانکه وقتی میگوییم «من هزار مسئله میدانم»، این هزار مسئله در وحدت نفس موجودند. پیشتر فقط وحدت بود، اکنون وحدت همراه با کثرت است، اما کثرت بالقوه است که بالفعل شده است. وجودات مدرَکات – اعم از حضوري و حصولي، خیال، وهم، ظن، منطویّه – همه در وجود نفس جمعاند، لکن نه به نحو کثرت خارجی و با یال و دم و کوپال، بلکه به نحو أعلی و لیسیده و مجرد.
مثال روشن آن، انطوای عقول تفصیلیّه در عقل بسيط إجمالي است. عقول طوليه و عرضيه همه در عقل اول منطویاند به نحو فيض كلي و علمي، نه به نحو ترکیب و تعدد خارجی. همینگونه است قوای نفس: خیال، وهم، عقل، و علوم حاصله، همه در نفس النفس اجمالاً موجودند و حقیقتشان علم بسيط است، نه اجمال به معنای اصولی (جهل مرکب یا ساده)، بلکه بسيط و ليسیده و بدون کثرت.
کثرت در وحدت یعنی هزاران معلوم حصولي و حضوري در وجودا به نحو أعلي و بسيط در وحدت نفس موجودند، نه به نحو کثرت خارجی. این همان انطوای عقول تفصيليه در عقل اول است.
دوم: اتحاد در مقام وحدت در کثرت
یعنی نفس کلی در مدرَکات حاضر است، لکن نه به نحو تجافی از مقام شامخ خود. وقتی میگوییم «نفس در خیال است»، مراد آن نیست که نفس از مقام خود تنزل کرده و خیال شده باشد، بلکه نفس بر خیال اشراق دارد و نور فعلي خود را بر آن منبسط کرده است. همینگونه است قول به داخل بودن حق در اشیا: حق از ذات خود خارج نشده، بلکه نور فعلي او بر اشیا اشراق کرده است.
هر مدرِک در مرتبه خود با مدرَک همان مرتبه متحد است، نه با مرتبه دیگر. حس با محسوس در مرتبه حس متحد است، خیال با متخیَّل در مرتبه خیال، عقل با معقول در مرتبه ظهور بالمعقولات المرسلة المحيطة متحد است.
هر مدرِک با مدرَک همان مرتبه متحد است، نه با مرتبه دیگر. معقول در مرتبه چهارم (عقل مستفاد) با عقل در همان مرتبه متحد است، نه با مرتبه پنجم (خفاء) یا ششم.
نتیجهگیری این بخش
بالحقیقه، مدرَک متحد است با نور فعلي مدرِک در مقام وحدت در کثرت. و این نور فعلي چون کالمعنی الحرفي است، قوام و ظهورش به ذات مدرِک است، پس اتحاد در حقیقت با خود نفس است، لکن به نحو ظهور و فعل، نه به نحو حلول و تجسّم.
اتحاد وجودی، نه ماهوی
اتحاد بحسب الوجود است، نه بحسب المفاهیم و الماهيات. ما وقتی درخت را تصور میکنیم، با ماهیت درخت منهای وجود متحد نمیشویم، بلکه با وجود آن درخت بالذات متحد میشویم. وجود مدرَک و وجود مدرِک در هر مرتبه سنخاً یکی است، بدون تجافی و بدون حلول.
اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به همه چیز داناست.
این آیه شریفه بهترین شاهد است بر اشراق و احاطه وحدت بر کثرت بدون حلول و بدون خروج از ذات.
جمعبندی نهایی کتاب
اتحاد مدرِک و مدرَک در حکمت متعالیه دو مرتبه دارد: یکی کثرت در وحدت، که همان انطوای جمیع معلومات در وحدت نفس است به نحو أعلي و بسيط؛ و دیگری وحدت در کثرت، که همان انبساط نور فعلي نفس بر مراتب مادون است بدون تجافی از مقام شامخ. هر دو اتحاد وجودیاند، نه ماهوی، و هر دو به اشراق و سعة وجودی بازمیگردند، نه به حلول و تجسّم. این است معنای صحیح «اتحاد عالم و معلوم» که از تحریفات عرفای ناپخته پیراسته و به صورت برهانی و فلسفی تبیین شده است.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!