متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش اول: غرر فی أن المعدوم ليس بشیء
غرض اصلی این فراز از منظومهٔ حاج ملّا هادی سبزواری و شرح مبسوط خود ایشان، اثبات یک اصل بنیادین در حکمت متعالیه است: المعدوم ليس بشیء؛ یعنی معدوم بالذات هیچگونه شئیّت و ثبوتی ندارد و مطلقاً «هیچ» است.
۱. بیان مسئله و قول مشهور
بسیاری از متکلّمان و برخی از فلاسفه، خاصه معتزله، معتقدند که «المعدوم شیء»؛ یعنی معدوم نیز شىء است، اما شىء غیر موجود. به تعبیر دیگر، ماهیت پیش از وجود خارجی و پس از فنا، در مرتبهای به نام «ثبوت» یا «ثابتتان» دارای حیثیتی مثبت است؛ گویی موجودات پیش از ایجادشان در انباری از ماهیات ثابت جمعاند و پس از فنا نیز به همان انبار بازمیگردند.
۲. پاسخ حکمت متعالیه
حکمت صدرایی این قول را بهطور قاطع رد میکند و میگوید: المعدوم ليس بشیء. معدوم، منفی، ليس موجود، و عدم، همگی مترادفاند و دلالت بر فقدان مطلق شئیّت میکنند. هرگاه گفتیم چیزی «موجود نیست»، یعنی «نیست»؛ و هرگاه گفتیم «نیست»، یعنی هیچ شئیّتی ندارد.
ما ليس موجوداً یکون ليساً
آنچه موجود نیست، ليس است؛ یعنی هیچ است.
۳. برهان مساوقت شئیّت و وجود
دلیل این مدعا، مساوقت تام میان «شىء» و «وجود» است. شئیّت و وجود دو عنوانی نیستند که یکی أعم و دیگری أخص باشد؛ بلکه عین یکدیگرند. هر جا وجود هست، شىء هست و هر جا وجود نیست، شىء هم نیست.
این معنا در بیت منظومه به زیبایی آمده است:
قد ساوَقَ الشَّىْءَ لِدُنْیا إِلّا الْإِیْسا
یعنی شئیّت با «إیسی» (وجود) مساوق است، نه با غیر آن. «الّا الإیسا» استثنای متصل است و دلالت دارد که تنها مرتبهٔ وجود، مرتبهٔ شئیّت است.
۴. دو جعل باطل معتزله
الف) جعل الثبوت أعمّ من الوجود
معتزله ثبوت را أعم از وجود میدانند: هر موجودی ثابت است، اما هر ثابتی موجود نیست. پس وجود أخصّ و ثبوت أعمّ است، مانند نسبت انسان و حیوان.
این جعل باطل است؛ زیرا ثبوت و وجود عین هماند. چیزی که موجود نیست، نمیتواند ثابت باشد.
ب) جعل العدم أعمّ من النفی
معتزله همچنین عدم را أعم از نفی میشمارند: هر منفیای معدوم است، اما هر معدومی لزوماً منفی نیست؛ یعنی معدوم را مرتبهای مثبت، هرچند ضعیف، میدانند.
این نیز باطل است؛ زیرا عدم و نفی مترادفاند. هر معدومی منفیالوجود است و هیچ حیثیت مثبتی ندارد.
نتیجهٔ این دو جعل این میشود که معتزله برای ماهیت در حال عدم، حیثیتی مثبت قائلاند، در حالی که در حکمت متعالیه، ماهیت در حال عدم ليس موجوداً بوجهٍ من الوجوه؛ نه در خارج، نه در ذهن، نه در علم حضوری خداوند، و نه در عالم ثبوت خاص.
۵. تمثیل دریای جیوه
اگر دریای جیوهای را تصور کنیم که هنوز به وجود نیامده، معدوم است؛ و پس از آنکه به وجود آمد و سپس نابود شد، باز هم معدوم است. هیچ ثبوتی نه پیش از وجود دارد و نه پس از آن. ثبوت منحصر به مرتبهٔ وجود است.
۶. نتیجهٔ این بخش
بنابراین، هرگونه ثبوت برای ماهیت در حال عدم، خیال باطلی است. تنها چیزی که از ماهیت معدومه باقی میماند، مفهوم اعتباری و انتزاعی آن در ذهن ماست، نه وجود واقعی و نه ثبوت حقیقی.
این اصل، یکی از ارکان حکمت متعالیه است که وحدت وجود، تشکیک وجود، و بسیاری از مسائل کلامی و فلسفی بر آن استوار میگردد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!