متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش هفتاد و سوم: نفى الواسطة بین الوجود و العدم و ردّ شبهات القائلین بثبوت المعدوم و إثبات الحال
آنگاه حکیم به بطلان قولِ مخالف اشاره کرد و فرمود: «نفىٌ و ثبوتٌ معهما مرادفةٌ مع العدم والوجود»، یعنی همانگونه که میان موجود و معدوم هیچ واسطهای معقول نیست، میان ثبوت و نفى نیز هیچ میانهای راه ندارد؛ زیرا نفى و ثبوت در حقیقت عَین عدم و وجودند و این دو لفظ مترادفانِ آن دو مفهوماند.
|
نکتهٔ کلیدی: نفىٌ و ثبوتٌ در لغت و عرف و عقل، مرادفِ تامّ عدم و وجودند. بنابراین، همانسان که میان وجود و عدم هیچ حدّ وسطی راه ندارد، میان ثبوت و نفى نیز حدّ وسطی متصوّر نیست. هرگونه ادعای واسطه، یا به وجود ذهنی بازمیگردد یا به خیالِ محض. |
علت حذف واو عطف در «نفىٌ و ثبوتٌ»
حکیم واو عطف را نیاورد، یا از باب تعداد و احصا (چنانکه در شمارش میگویند: یک، دو، سه، نه یک و دو و سه) و یا از باب اسقاط عاطف للضروره الشعریه، تا قافیهٔ «مزيّفة» حفظ شود. همچنین «مرادفة» را مؤنث و مفرد آورد، زیرا مصدر جایز الوجهین است و نیز به جهت قافیه، و یا به اعتبار معنای مصاحبت و رديف بودن (مفاعله) میان نفى و ثبوت.
شبهات القائلین بثبوت المعدوم و إثبات الحال و ردّها
شبههٔ اول: ثبوت المعدوم المطلق
قائلان گفتند: معدوم مخبرٌ عنه است، و هر مخبرٌ عنهای شیء است، پس معدوم شیء است و در عالم ثبوت (لا فی الخارج و لا فی الذهن) ثابت است.
جواب: اگر مراد معدوم مطلق باشد که نه در خارج است و نه در ذهن، اصلاً تصوّر ندارد تا مخبرٌ عنه شود، چه رسد به اخبار. و اگر مراد معدوم خارجی باشد (یعنی در ذهن موجود و در خارج معدوم)، مخبرٌ عنه بودنش به وجود ذهنی است، نه به ثبوت در عالم خیالی. پس موضوع در صغری یا معدوم مطلق است که مخبرٌ عنه نیست، یا معدوم خارجی است که مخبرٌ عنه بودنش به وجود ذهنی بازمیگردد.
شبههٔ دوم: إثبات الحال از ناحیهٔ ماهیت الوجود
گفتند: وجود یا موجود است یا معدوم. اگر موجود باشد، تسلسل لازم آید (زیرا محتاج به وجود زاید میشود). و اگر معدوم باشد، متصف به نقيض خود شده است. پس نه موجود است و نه معدوم، بلکه حال است.
|
جوابهای چهارگانه (بل پنجگانه) حکیم و شارح: ۱. وجود موجود است بنفس ذاته، نه به وجود زاید → تسلسل لازم نمیآید. ۲. وجود معدوم نیز هست، به معنای أنه لیس بذي وجود زاید → نقيض وجود «لا وجود» است، نه «لا موجود». ۳. نقض: خود «حال» موجود است یا معدوم؟ هر طرف گویید، همان اشکال یا تسلسل لازم آید. ۴. قلب دلیل: اگر وجود حال باشد، حال صفت است و صفت برای موجود است → پس ماهیت قبل الوجود باید موجود باشد → تسلسل! ۵. نقض بوجود الواجب تعالی: واجب نیز یا موجود است (تسلسل) یا معدوم (نقيض) یا حال؛ پس چرا نمیگویید واجبیت حال است؟ |
شبههٔ سوم: إثبات الحال از ناحیهٔ الکلی الطبیعی
گفتند: کلی طبیعی (مانند انسان به نحو کلی که جزئياتش در خارج موجود است) نه موجود است (وگرنه مشخّص میشد) و نه معدوم (وگرنه جزئياتش معدوم میشد) → پس حال است.
جواب: کلی طبیعی (لابشرط مقسمی) در خارج موجود است، اما نه به نحو کلیت، بلکه به نحو نفس الطبیعه. کلیت در ذهن عارض میشود، و طبیعت عین افراد است، نه جزء آنها و نه غیر آنها. پس هم میتوان گفت موجود است (به وجود افراد) و هم معدوم است (به معنای زاید نبودن بر افراد)، بدون آنکه تقوّم موجود به معدوم لازم آید.
شبههٔ چهارم: إثبات الحال از ناحیهٔ جنس الماهیات الحقیقیة العرضیة
گفتند: جنس اعراض حقیقی (مانند لون برای سواد) نه معدوم است (وگرنه قابضیت بر معدوم قائم میشد) و نه موجود (وگرنه عرض بر عرض قائم میشد) → پس حال است.
جواب: اعراض در خارج بسيطاند و ترکیب جنس و فصل تحلیل ذهنی است. پس یا لونیت در خارج معدوم است (و اشکالی ندارد) یا موجود است و قیام عرض بر عرض جایز است (مانند استقامت بر خط که هر دو کیفاند).
جمعبندی بخش
تمام شبهات یا به وجود ذهنی بازمیگردد که ما آن را قبول داریم، یا به عالم خیالی «ثبوت» و «حال» که هیچ مبنایی ندارد. عالم منحصر است در خارج و ذهن، و میان وجود و عدم هیچ حدّ وسطی نیست. هرچه غیر این دو باشد، یا وجود خارجی است یا وجود ذهنی، و هر ادعای سومی خیالِ محض و خرافهای بیش نیست.
| با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!