متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: غرر سیزدهم منظومهٔ سبزواری
عدم التمایز و العلیة فی الأعدام
حکیم متأله حاج ملاهادی سبزواری در غرر سیزدهم منظومه، یکی از دقیقترین و عمیقترین مباحث هستیشناختی را در دو محور اساسی مطرح میکند:
فَيَعْدَمُ التَّمَايُزُ وَالْعِلِّيَّةُ فِي الْأَعْدَامِ
در اعدام، نه تمايز هست و نه عليّت.
محور اول: نفی تمايز ذاتی در میان اعدام از حیث العدم
عدم، بهماهو عدم، یک نیستی محض و خالی از هرگونه تعین و تشخص است. از اینرو، میان «عدم زید» و «عدم عمرو»، «عدم علم» و «عدم بصر» هیچگونه تمایز حقیقی وجود ندارد. همهٔ اینها یک عدماند و بس.
اگر کسی ادعا کند که میان اعدام تمايز ذاتی هست، لازمهاش آن است که در هر موجود واحد، اعدام غیرمتناهی تحقق داشته باشد؛ زیرا زید واحد، عدم عمرو است، عدم بکر است، عدم دیوار است، عدم درخت است، عدم آسمان است، عدم همهٔ ممکنات است؛ و این تسلسل باطل و محال است. پس عدمها من حیث العدم متمایز نیستند.
اما در ذهن، گاه این اعدام متمایز به نظر میرسند. علت آن چیست؟
علت، افزودن مفهوم عدم به ملکهها و موجودات متخالف است. وقتی میگوییم «عدم زید» و «عدم عمرو»، در حقیقت عدم را به دو ذات متمایز (زید و عمرو) مضاف کردهایم. تمایز در ذهن، از ناحیهٔ ملکهها و وجودات متخالف است، نه از ناحیهٔ خود عدم.
بنابراین:
- من حیث العدم → لا تمايز أصلاً
- و إن تخیل فی الذهن تمايز → فباعتبار إضافة العدم إلى الملکات والموجودات المتخالفة
اگر این اضافه قطع شود و صرفاً «عدم، عدم، عدم» تکرار گردد، هیچ تصوری حاصل نمیشود؛ زیرا عدم، خالی از هر تعینی است.
محور دوم: نفی علیت حقیقی در میان اعدام
عدم، نه علت است و نه معلول؛ زیرا شىء نیست تا علیت در آن جاری شود. آنچه متکلمان و برخی فلاسفه گفتهاند:
«عدم العلة علةٌ لعدم المعلول»
«عدم الغیم علةٌ لعدم المطر»
این سخن، حقیقت علیت نیست، بلکه مجاز، کنایه و تقریب به ذهن است.
چرا مجاز است؟ زیرا علیت حقیقی میان دو موجود است: وجود علت → وجود معلول. وقتی یکی از طرفین عدم شد، دیگر علیت حقیقی تحقق نمییابد. تنها از باب تشبیه میگوییم: همچنانکه وجود پدر علت وجود فرزند است، عدم پدر نیز (به نحو تقریب) مانع تحقق فرزند است.
تمثیل دقیق حکیم از منطق
همانگونه که در علم منطق، احکام قضیهٔ موجبه را بر قضیهٔ سالبه جاری میکنند و میگویند:
- «زید ليس بقائم» یک سالبهٔ حملیه است
- یا قضیهٔ شرطیهٔ منفصله و متصلهٔ سالبه دارد
در حالی که سالبه در حقیقت «سلب الحمل» است، نه خود حمل، و همهٔ این احکام به تشبیه موجبههاست، نه حقیقت.
همچنین است حکم به علیت میان اعدام: همه به تشبیه علیت میان موجودات است، نه علیت حقیقی.
جمعبندی بخش
بنابراین، در اعدام من حیث هي عدم:
- لا تمايز ذاتي
- لا عليّة حقيقية
هر تمايز يا عليّتي كه در ذهن تصور شود، يا از راه اضافهٔ عدم به ملکهها و موجودات متخالف است، يا از باب مجاز و تشبيه به عليّت ميان موجودات.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!