شرح منظومه 081

متن تحقیق





شرح منظومه سبزواری – الهیات – شماره ۸۲


برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

جلسه هشتاد و دوم – الهیات

بخش نخست: تتمه برهان توحید و دفع شبهه ابن‌کمونه

بحث در توحید ذات احدیّت و یکتایی باری تعالی است و برهان متقن و بی‌دغدغه‌ای که هیچ احتمال و توهمی در آن راه ندارد، بر پایه «صرف الوجود لایتکرّر و لایتثنّی» استوار گشته است؛ زیرا وحدت، عین ذات واجب تعالی است و فرض کثرت یا به تساوی عدم بازمی‌گردد یا به لااقتضاء که خود معلول است و ممتنع.

اما برهان دومی که متکلمان و مشّاؤن بر توحید اقامه کرده‌اند، همان برهان معروف «ترتیب» است که در تجرید الاعتقاد و شروح آن و باب حادی عشر آمده است: اگر دو واجب الوجود فرض شود، چون «دو» به معنای تعدّد است، باید میان آن دو تمایز باشد و الا دوئیت معنا ندارد. حال هر دو در وجوب اشتراک دارند؛ پس وجوب یا عرَضی است و یا ذاتی. اگر عرَضی باشد، معلول است و واجب نخواهد بود؛ و اگر ذاتی باشد، یا جزء ذات است که ترکیب و احتیاج و امکان لازم آید، یا لاینفک است که باز ترکیب اشتراک و امتیاز پیش می‌آید. پس تعدد واجب محال است.

این برهان بر مسلک اصالت ماهیت یا تباین وجودات معتبر است، اما بر مسلک اصالت الوجود و وحدت شخصی وجود، اساساً مجال طرح ندارد، زیرا وجود واحد است و مراتب شدت و ضعف دارد و تعدد در آن متصور نیست.

شبهه ابن‌کمونه – که به «افتخار الشیاطین» مشهور است و برخی از اعاظم گفته‌اند اگر معصوم علیه‌السلام را ملاقات کنیم، تحفه‌ای که از ایشان طلب می‌کنیم، پاسخ همین شبهه است – دقیقاً بر همین برهان ترتیبی و بر مسلک اصالت ماهیت یا تباین وجودات وارد می‌شود و بر مسلک وحدت وجود تخصصاً خارج است.

صورت دقیق شبهه ابن‌کمونه

«لمَ لا یجوز أن یکون هناک هویّتان بسیطتان مجهولتا الکنه، مختلفتان بتمام الماهیّة، کلّ منهما واجب الوجود بذاته، و یکون مفهوم واجب الوجود منتزعاً منهما و محمولاً علیهما قولاً عرَضیاً بالصمیمة لا بالضمیمة؟»

یعنی: چرا جایز نباشد دو هویّت کاملاً بسيط و ناشناخته‌الکنه، مختلف به تمام ماهیت (نه به بعض آن)، هر یک واجب‌الوجود بالذات باشد و مفهوم واجب‌الوجود از هر دو انتزاع شود و به صورت عرَضی بالصمیمه (نه بالضمیمه) بر هر دو حمل گردد؟

در این صورت:

  • نه ترکیب لازم می‌آید (زیرا اشتراک در جزء ذات یا جنس و فصل نیست)
  • نه احتیاج و علّیت لازم می‌آید (زیرا محمول بالضمیمه نیست که موضوع و علت بخواهد)
  • هر دو به تمام ذات مستقل و متباینند، همچون سنگ و انسان که حتی در جنس هم مشترک نیستند
  • اشتراک تنها در مفهوم انتزاعی «واجبیت» است، مانند اشتراک همه اشیاء در مفهوم «شیئیّت»

جواب شبهه

وجوب در این فرض هم «ذاتی» است و هم «عرَضی»، اما نه به معانی متعارِف که موجب ترکیب یا احتیاج شود:

  • ذاتی به معنای برهانی: یعنی لاینفک از ذات (مانند امکان ذاتی ممکن یا شیئیّت ذاتی همه اشیاء)
  • عرَضی به معنای بالصمیمه: یعنی مفهوم از حاقّ ذات انتزاع شده و بر خود ذات حمل می‌شود (مانند حمل «شیء» بر خدا و بر سنگ و بر انسان)

مثال روشن:

همه اشیاء – حتی خداوند تبارک و تعالی و حتی حجر و شجر – «شىء» هستند. شیئیّت هم ذاتی است (لاینفک) و هم عرَضی است (بالصمیمه)، بدون اینکه ترکیب یا علّیت بیاورد. واجبیت در فرض شبهه نیز همین‌گونه است.

پس اگر کسی قائل به اصالت ماهیت یا تباین وجودات باشد، با برهان ترکیب نمی‌تواند این شبهه را دفع کند و ناچار باید به وحدت شخصی وجود پناه برد. و این است راز آنکه برخی از اعاظم فرموده‌اند: «اگر بحث وحدت وجود نباشد، این شبهه حل‌شدنی نیست».

بخش دوم: بررسی مقولات اربعه اخیر از مقولات عشر

جده، مکان، وضع

جده: نسبت شیوری است که از پوشیدن لباس بر بدن انتزاع می‌شود؛ نه قميص است و نه متقمّص، بلکه رابطه است.

مکان: نسبت تمکّن شیء در مکان است، مانند آب در کوزه.

وضع: نسبت اشاره حسیّه است؛ یعنی با آمدن شرق و غرب و بالا و پایین، وضع تحقق می‌یابد.

وحدت قابل اشاره حسیّه نیست، زیرا وحدت نه ابتدا دارد، نه انتها، نه مرز، نه نهادن و برداشتن.

ملکیّت

ملکیّت نیز جده است، نه اضافه اعتباری محض. باغی است، مالکی است، ملکیّتی است. ملکیّت رابطه‌ای نفس‌الامری است که ریشه باغ در دست مالک است، همچون ریشه پیراهن در دست بدن. انتقال ملکیّت به دست مالک است، اما انتقال مالک به دست ملک نیست.

طلق بودن ملک یعنی احاطه و تصرف کامل، نه آنکه تار و پود ملک در چنگ مالک باشد؛ آفتاب رنگش را می‌برد، باد حرکتش می‌دهد، زمان کهنه‌اش می‌کند؛ اینها از دست مالک خارج است.

فعل و انفعال

در مقولات سبعه نسبیّه، نسبت یک‌طرفه بود، اما در فعل و انفعال دو نسبت است: تأثیرگذاری و تأثیرپذیری. مانند ابوت و بنوت که دو اضافه متقابل است.

اضافه و احکام و اقسام آن

احکام اضافه:

  • مضاف و مضاف‌الیه قوةً و فعلاً باید مساوی و متکافئ باشند.
  • اگر یکی بالفعل پدر است، دیگری باید بالفعل پسر باشد؛ نه یکی بالقوه و دیگری بالفعل.

اقسام اضافه:

  • حقیقی (مصدرى): نفس ابوت و بنوت
  • مشهوری (خارجی): پدر و پسر در خارج
  • مختلفة الأطراف: برادر و خواهر
  • متّحدة الأطراف: دو برادر

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)