متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش سوم: دفع اشكال ابن كمونه بر برهان امتناع تعدّد واجبالوجود
مقدمه بخش
در ميان شبهات كلاميِ مشهور، اشكال ابن كمونه از دير باز مورد توجه متكلمان و حكيمان بوده است. وي با فرض دو واجبالوجود متباين بالذات كه واجبيت بر هر دو به عروض صميمي و حمل ذاتي (به معناي باب برهان، نه كليات خمس) صادق است، مدعي شد كه تركيب اتحادي لازم نميآيد و تعدّد واجب ممكن خواهد بود. در اين بخش، دو پاسخ بنيادين بر پايه منطق انتزاع و هستيشناسي اصالت وجود ارائه ميشود.
بيان دقيق اشكال ابن كمونه
ابن كمونه دو ويژگي را در نظر گرفت كه تركيب را از درجه اعتبار ساقط ميكند:
- ذاتي را نه در معناي كليات خمس، بلكه در معناي باب برهان اخذ كرد.
- عرضي را بالصميمه گرفت، نه معلّل و بالعرض.
بر اين پايه، مدعي شد كه ميتوان دو واجب متباين بالتمام الذات فرض كرد كه مفهوم «واجبالوجود» بر هر دو به عروض صميمي و حمل ذاتي صادق باشد، بدون آنكه تركيب اتحادي لازم آيد.
نكته كليدي: ويژگي نخست، ذاتي را از قيد جنس و فصل و ماهيت خارج ميكند؛ ويژگي دوم، واجبيت را از هرگونه معلوليت و زوال دور ميدارد. اين دو ويژگي ظاهراً راه را بر هر نوع تركيب ميبندد.
پاسخ نخست: نقد منطقي بر پايه قاعده انتزاع مفهوم واحد
صورتبندي پاسخ
هر مفهوم واحد يا از قدر مشترك دو چيز انتزاع ميشود يا از يكي از آن دو يا از هيچكدام.
- اگر از قدر مشترك انتزاع شود → قدر مشترك + وجه امتياز = تركيب اتحادي.
- اگر از يكي از آن دو انتزاع شود → ديگري واجب نخواهد بود.
- اگر از هيچكدام نباشد → واجبيتي در كار نيست.
قاعده كلي انتزاع (متن حكيم سبزواري)
«طبيعةً ومفهوماً واحداً ما انتزعت مما تخالفت بما هي تخالفت»
يعني: هيچ طبيعت و مفهوم واحدي از متخالفات از جهت تخالفشان انتزاع نميشود؛ بلكه تنها از جهت اتحاد و اشتراكشان انتزاع ميگردد.
تمثيلات بر قاعده
- حيوان از زيد و بقر ← نه از ناطقيت و صاهليت، بلكه از حقيقت مشترك حيوانيت (جنس).
- انسان از زيد و عمرو ← نه از عوارض شخصي، بلكه از تمام الماهية المشتركة (نوع).
- عرض از كم و كيف (دو جنس عالي متباين بالذات) ← از جهت اشتراكشان در عروض و حلول في الموضوع.
نقض بر ابن كمونه
همان تعريفي كه وي از «دو واجب متباين بالذات + مشترك در واجبيت بالصميمه» ارائه داد، دقيقاً بر كم و كيف صادق است:
- كم و كيف هر دو عرضاند.
- به تمام ذات متبايناند.
- مفهوم «عرض» بر هر دو بالصميمه و ذاتي (باب برهان) صادق است.
پس اگر تعريف ابن كمونه صحيح باشد، بايد دو خدا همانند كم و كيف را جايز بداند، در حالي كه خود او چنين نميپذيرد. و اگر بگويد كم و كيف واجب نيستند، پاسخ اين است كه تعريف او جامع و مانع نيست، زيرا به غير واجب نيز ميخورد.
پاسخ دوم: نقد هستيشناختي بر پايه اصالت وجود و بساطت مطلقه
بل إن سألت الحق فالنار! فنقول: في شيء من الموارد غير واحد ليس معنوناً بمعنى فارد
يعني: در هيچ موردي، غير واحد (غير مصداق واحد) عنوان يك معناي فارد نمييابد.
اصل كلي
شيء واحد جز از واحد انتزاع نميشود. واجبالوجود = صرف الوجود = حق محض = فاقد ماهيت، هيولي و موضوع.
انواع كثرت و علل آن
- كثرت نوعيه ← بالماهيات
- كثرت عدديه در جواهر ← بالمادة و لواحقها
- كثرت عدديه در اعراض ← بالموضوعات المختلفة
و حيث لا ماهية و لا هيولي و لا موضوع للواجب تعالي → كيف الثاني؟ تعدّد اساساً متصور نيست.
نكته بنيادين: نه تنها تركيب لازم نميآيد، بلكه اثنينيت اساساً لا يُتصوَّر. زيرا صرف الوجود تكثّر برنميدارد.
جمعبندي بخش
پاسخ نخست، اشكال را در حوزه منطق انتزاع دفع ميكند و براي همه مكاتب (حتي اصالة الماهية) كارآمد است. پاسخ دوم، مخصوص مكتب اصالت وجود و وحدت شخصيه وجود است و اشكال را از ريشه برميكند. ثمره هر دو پاسخ، اثبات توحيد ذاتي واجب تعالي است: نه مركب ميشود و نه متعدّد ميگردد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!