شرح منظومه 098

متن تحقیق





عینیت صفات با ذات در حکمت متعالیه


برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش نود و نهم: سیر صفات از سلب به سوی ثبوت و بازگشت همه به وجوب و وجود

سلبِ سلب به ایجاب بازمی‌گردد و ایجابِ مطلق همان غنای محض است. صفات اضافیه به منشأ اضافه بازمی‌گردد که همان قیومیتِ مبدأ تمام اضافات است و صفات حقیقیه به واجب بازمی‌گردد و واجب به وجوب و وجود. پس همه صفات حق در نهایت به وجوب و وجود بازمی‌گردند؛ وجودی که حقیقت اطلاقی و نفس مطلق است.

مسئله‌ای که از دیرباز در کلام اسلامی و به‌ویژه در حکمت متعالیه مورد مداقّه و تأمل عمیق قرار گرفته، این است که کدام‌یک از صفات باری تعالی عین ذات اوست و کدام‌یک زائد بر ذات؟ این پرسش نه تنها در مرزهای معرفت نظری، که در ژرفای توحید ناب و تنزیه مطلق قرار دارد؛ زیرا هرگونه زیادت یا نقصان در صفات، به ترکیب یا امکان در ذات مقدس راه می‌برد و این با وجوب و بساطت منافات تام دارد.

تقسیم‌بندی صفات خداوند در حکمت اسلامی

صفات الهی را به سه قسم کلی می‌توان تقسیم کرد:

  1. صفات سلبیه: مانند قدیم، غیرجسم، غیرمرکب، غیرمحل، غیرمتمکن. این صفات سلبِ نقص‌اند و چون سلبِ سلب‌اند، انتزاعی محض بوده و زائد بر ذات‌اند. این زیادت اشکالی ندارد؛ زیرا انتزاع است، نه وجود خارجی مستقل.
  2. صفات اضافیه محض: مانند خالقیت، رازقیت، مدبّریت، رحمانیت و رحیمیت به معنای نسبت. این صفات نسبت محض‌اند. اگر عین ذات باشند، لازم می‌آید که ذات واجب «نسبت» باشد و این محال است؛ زیرا نسبت وجودی خارجی ندارد تا عین ذات شود. پس این صفات نیز زائدند، اما زائد به معنای اضافه انتزاعی.
  3. صفات ثبوتیه حقیقیه: این صفات خود به دو قسم تقسیم می‌شوند:
    • حقیقیه محض: مانند حیات، حَیّ، واحد به وحدت حقیقیه.
    • حقیقیه ذات‌الاضافه: مانند عالم، قادر، مرید، سمیع، بصیر که نسبت به معلومات، مقدورات، مرادات، مسموعات و مبصرات دارند.
در میان همه این صفات، تنها دو قسم اخیر محل بحث و نزاع است: آیا صفات حقیقیه محض و صفات حقیقیه ذات‌الاضافه عین ذات واجب‌اند یا زائد؟

مذهب شیعه امامیه در عینیت صفات با ذات

حکمای شیعه امامیه، از صدرالمتألهین تا ملاهادی سبزواری و علامه طباطبایی و پس از ایشان، همگی متفق‌اند که هر دو قسم صفات حقیقیه (محض و ذات‌الاضافه) عین ذات واجب‌اند و هیچ‌یک زائد بر ذات نیستند.

در حیات و حَیّ هیچ‌گونه اضافه‌ای به غیر در کار نیست، لذا عینیتش با ذات روشن است. اما در عالم، قادر، مرید و مانند آن، ظاهراً اضافه‌ای به خارج (معلوم، مقدور، مراد) وجود دارد؛ ولی این اضافه، اضافه ذات‌الاضافه است، نه اضافه محض. یعنی اضافه در ذات صفت مأخوذ است، نه اینکه صفت بدون آن اضافه معنا داشته باشد. پس این اضافه، مانع عینیت صفت با ذات نمی‌شود.

دو دلیل استوار مرحوم ملاهادی سبزواری بر عینیت صفات ذات‌الاضافه با ذات

دلیل نخست: برهان امتناع لاإقتضاء و سیر به سوی ترکیب

اگر صفتی مانند علم عین ذات واجب نباشد، دو حالت متصور است:

۱. ضدش (جهل) عین ذات باشد → که تنزیهاً باطل است.

۲. نه علم عین ذات باشد و نه جهل → یعنی ذات نسبت به علم «لاإقتضاء» باشد.

لاإقتضاء دو گونه است:

  • لاإقتضاء تحلیلی (ذهنی): یعنی عقل با تحلیل ذات واجب می‌گوید نه اقتضای علم دارد و نه لاعلم → این همان امکان ذاتی است → با وجوب ذات منافات دارد.
  • لاإقتضاء وجودی (خارجی): یعنی در حاقّ وجود، ذات نسبت به صفت لاإقتضاء است → این همان امکان استعدادی است → و امکان استعدادی مستلزم ماده و صورت و ترکیب است → و ترکیب در واجب محال است.

پس برای فرار از جهل، از لاإقتضاء، از امکان، از استعداد، از ماده و صورت و ترکیب، راهی جز عینیت صفت با ذات نمی‌ماند.

ذات مقدس واجب نه تهی از صفات است و نه انبانی از صفات که صفات در آن ریخته شده باشد؛ بلکه ذات عین علم است، عین قدرت است، عین اراده است، عین حیات است.

دلیل دوم: برهان بساطت و امتناع تعدد حیثیات در واجب

فرض کنید صفتی مانند علم زائد بر ذات و عارض بر آن باشد. هر عارضی نیازمند دو چیز است:

• علت و فاعل

• قابل و موضوع

در واجب‌الوجود تنها یک ذات موجود است. پس:

  • یا غیر واجب این صفت را به او عطا می‌کند → که مستلزم مرجّح بلا مرجّح و امکان و ترکیب است.
  • یا خود واجب به خودش عطا می‌کند → پس ذات واجب همزمان هم فاعل است و هم قابل → یعنی دارای دو حیثیت: حیثیت فاعلیت و حیثیت قابلیت → و این مستلزم ترکیب است → و ترکیب در واجب محال.

نتیجه: صفت نمی‌تواند عارض و زائد باشد؛ پس عین ذات است.

لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ۖ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
هیچ چیز مانند او نیست و او شنوا و بیناست (شوری: ۱۱)

این آیه شریفه به زیبایی هم تنزیه مطلق را بیان می‌کند و هم ثبوت صفات کمال را؛ نه با تجسیم و نه با تعطیل.

جمع‌بندی بخش

حکمت متعالیه شیعی با این دو دلیل استوار و روان نشان می‌دهد که ذات واجب تعالی عین همه کمالات حقیقیه است؛ نه تهی از کمال است و نه مجموع کمالات در او جمع شده است. او علمٌ علمه، قدرةٌ قدرته، إرادةٌ إرادته، حیاةٌ حیاته. این همان توحید ناب است که از اهل‌بیت علیهم‌السلام به ما رسیده و در پرتو حکمت صدرایی به کمال خود رسیده است.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)