متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش شانزدهم: علم خداوند به ذات و به معلولات
… عالمٌ لغيره إذا استند إليه و هو … أحدٌ … هو السببُ علمُ بما مسبَّبٍ بجيفٍ … بذاته معلولاتُه
مقدمه: چهار محور اصلی بحث
در این بخش از شرح منظومه، چهار محور اساسی مطرح میگردد که پیوستگی عمیقی با یکدیگر دارند:
- کامل بودن استدلال ملاصدرا بر اتحاد عاقل و معقول یا ناتمام بودن آن بهنظر حاجی سبزواری
- اثبات اینکه عقل و عاقل و معقول در حقتعالی بالذاتاند
- کیفیت علم خداوند به معلولات و شؤون ذات اقدسش
- بررسی انواع و اقسام تاریخی آراء درباره علم خداوند
محور اول: دفاع از استدلال ملاصدرا بر اتحاد عاقل و معقول در برابر اشکال حاجی سبزواری
ملاصدرا بر پایه تضایف میان عالم و معلوم، به اتحاد وجودی آن دو در مرتبه مجرد تام استدلال کرده است. حاجی سبزواری در حواشی اسفار و نیز فخر رازی پیشتر، این استدلال را ناتمام شمرده و گفتهاند که تضایف فقط معیت را میرساند نه عینیت و نه تباین.
پاسخ مبسوط بر دو قسم است:
در متضایفین مادی یا در مرتبه مفاهیم، تضایف اقتضا ندارد؛ اما هنگامی که عاقل و معقول هر دو مجرد تام باشند، تضایفشان وجودی است. در تضایف وجودی، تعدد و غیریت راه ندارد؛ زیرا وجود محض است و مثبت میخواهد. بنابراین، در مرتبه وجود محض، تضایف عین اتحاد است. اشکال حاجی از آن روست که تضایف را مفهومی فرض کرده و گفته «لا اقتضاء».
دو قسم شیء داریم:
الف) شیءٌ له العقل (عقل زاید بر ذات، مانند نفس ناطقه و عقول مفارقه)
ب) شیءٌ نفسه العقل (عقل عین ذات، تنها خداوند)
در خداوند، اضافه «حق عاقل است» اضافه بیانيه است نه اشتقاقیه؛ یعنی عین ذات است. بنابراین عقل و عاقل و معقول یک حقیقتاند.
محور دوم: علم خداوند به ذات خویش
علم خداوند به ذات اقدسش عین ذات است؛ زیرا در مرتبه واجبالوجود، هیچگونه کثرت و حيثیت و ماهیت راه ندارد. آنچه باقی میماند، نفس عقلانیت و معقولیت و عقل محض است که همان ذات باری است.
محور سوم: علم خداوند به معلولات و شؤون ذات
سؤال اصلی: علم خداوند به افعال و معلولاتش چگونه است؟
جواب ملاصدرا: علم خداوند به معلولات عین علم او به ذات خویش است و زاید بر ذات نیست.
معلول شأن و مرتبهای از علت تامه است. علم به علت تامه (به نحو حضوري و حقیقي) بالضروره مستلزم علم به معلول است. علم به علت ≠ علم به معلول «تکثراً و حصولاً» بلکه «حقیقتاً». مثال منجم و طبیب حاذق نشان میدهد که علم به سبب، علم به مسبب را به همراه دارد، هرچند مسبب هنوز معدوم باشد.
این آیه شریفه دلالت دارد بر علم ازلی و حضوری خداوند، نه علم حادث و حصولی پس از سقوط برگ.
شرح دقیق عبارت منظومه با استناد به اسفار و حواشی
و عالمٌ لغيره إذا استند إليه: خداوند عالم به غیر خویش است هنگامی که غیر به او استناد داده شود؛ یعنی هر آنچه مستند به حق است، حق به آن عالم است و آنچه مستند نیست، عدم محض است.
و هو ذاته لقد شهد: خداوند ذات خویش را شهود میکند و چون معلولات شأن ذاتاند، شهود ذات = شهود شؤون.
العلم بالسبب بما هو سبب یوجب العلم بالمسبب: علم به سبب بهحیث سببیت، علم به مسبب را واجب میگرداند، نه به نحو اقتضاء و التزام منطقی، بلکه به نحو عینیت و شأنیت.
محور چهارم: مقدمهای بر اقسام تاریخی آراء درباره علم خداوند
از اینجا بحث وارد تاریخ نقل اقوال میشود. بسیاری از نسبتهای دادهشده به فلاسفه یونان و متکلمان قدیم دستخورده و تحریفشده است. باید در نسبتدادن اقوال به ارسطو، افلاطون و دیگران بسیار محتاط بود و دست به عصا رفت.
جمعبندی بخش
در این بخش، استدلال ملاصدرا بر اتحاد عاقل و معقول در مرتبه واجب بهطور مبسوط دفاع شد و نشان داده شد که علم خداوند به ذات و به معلولات یک حقیقت واحد است: علم حضوری به ذات علیتدار که شؤون و مراتبش همان عالم امکان است. این علم اجمال در عین تفصیل است، نه تکثر حصولی و نه زاید بر ذات.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!