متن تحقیق
علم واجب تعالی در منظر حكمت متعاليه
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش هفدهم: غرر فی ذکر الأقوال فی العلم
مسئله علم واجب تعالی یکی از دشوارترین و ژرفترین مسائل الهیات بالمعنی الأخص است که قرنها ذهن متکلمان، فلاسفه و عارفان را به خود مشغول داشته و هزاران برگ از کتب کلامی و فلسفی را به خود اختصاص داده است. این مسئله نه تنها از حیث نظری دارای اهمیت است، بلکه از منظر توحید ناب نیز دارای حساسیت فراوان است؛ زیرا هرگونه خطا در تبیین آن، یا به تشبیه میانجامد یا به تعطیل.
تقسیم کلی اقوال در باب علم واجب
اقوال قدما و متأخرین را میتوان در دو قسم کلی جای داد:
- نافيان علم واجب (منکران علم الهی)
- مثبتان علم واجب (اثباتکنندگان علم الهی)
الف) نافيان علم واجب
نافيان خود دو گروهاند:
| گروه اول: نافى علم به ذات و به غیر | گروه دوم: نافى علم به غیر (معالیل) فقط |
| منکر علم واجب به ذات خویش و به مخلوقات | قائل به علم واجب به ذات خویش، اما منکر علم به مخلوقات حادث |
دلیل گروه اول
این گروه علم را منحصر در دو صورت میدانستند:
- یا «اضافه» نفس به خارج
- یا «کیف نفسانی» یعنی حصول صورت در نفس
آنگاه استدلال میکردند که هیچیک از این دو در مورد علم واجب به ذات خویش ممکن نیست؛ زیرا اگر علم، اضافه باشد، اضافه میان دو چیز تصور میشود، نه میان شىء و نفسش؛ و اگر کیف نفسانی باشد، صورت مساوی با معلوم در نفس حصول مییابد و این مستلزم تعدد واجب است.
رد این قول:
این استدلال تنها بر علم حصولی وارد است. علم واجب به ذات خویش، علم حضوری است؛ همانگونه که نفس ناطقه به ذات خویش علم حضوری دارد، بدون آنکه نیاز به اضافه یا صورت حصولی باشد. علم حضوری نه اضافه است و نه کیف نفسانی؛ بلکه عین حضور ذات نزد ذات است.
دلیل گروه دوم
این گروه میگفتند: اگر واجب تعالی در ازل به معلولات حادث علم داشته باشد، لازم میآید که معلول در ازل موجود باشد؛ زیرا علم مطابق با معلوم است و معلوم (معلول) حادث است، پس علم به آن نیز باید حادث باشد، و این محال است.
رد این قول:
علم به معلول از راه خود معلول نیست، بلکه از راه علت است. علت ازلی است و علم به علت ازلی، مستلزم علم به معلول در ازل است، بدون آنکه معلول در ازل موجود باشد. مثال روشن آن، منجم است که میداند ده روز دیگر ماه در عقرب واقع میشود، بدون آنکه اکنون ماه در عقرب باشد. علم علّی، انفعالی نیست.
ب) مثبتان علم واجب به معالیل
این گروه که علم واجب به مخلوقات را اثبات میکنند، در کیفیت و وعاء این علم به اختلافات عمیقی افتادهاند. اصل مسئله برای آنان این است که ذات واجب نباید محل حوادث و تغایر گردد.
| منفصلیها (علم منفصل از ذات) | متصلیها (علم متصل به ذات) |
| علم به معالیل خارج از ذات است تا ذات محل حوادث نشود | علم به معالیل داخل ذات است، اما به نحوی که هیچ حادثی لازم نیاید (قول متألهین) |
اقوال منفصلیها
۱. علم در عالم ثابتات (ثابت غیر موجود)
دو شاخه:
- ثابت عینی ← قول معتزله: اعیان ثابته ازلی در عالمی میان وجود و عدم.
- ثابت ذهنی (علمی) ← قول عرفا (به ظاهر): اعیان ثابته در علم الهی دارای وجود علمی تبعیاند.
نقد قول معتزله:
عالم سومی میان وجود و عدم ممتنع است؛ هر چیزی یا موجود است یا معدوم. ثبوت بدون وجود و عدم، مفهومی موهوم است.
نقد ظاهری و توجیه قول عرفا:
به ظاهر، این قول نیز با اصالة الوجود سازگار نیست؛ زیرا ماهیت بما هی هی معدوم محض است. اما اگر مرادشان این باشد که ماهیت در علم الهی دارای مرتبهای از وجود (وجود علمی تبعی) است و به این مرتبه «ثبوت» اطلاق کردهاند، اصطلاح صحیحی است و با اصالة الوجود منافات ندارد.
۲. علم در عالم موجودات غیر ثابت (موجود غیر ثابت)
قول افلاطون به بیان حکما: علم الهی به معالیل از طریق «مثل معلقه» است که موجودند، اما ثابت (غیرمتغیر) نیستند، منفصل از ذاتاند و مقدم بر عالم ماده.
جمعبندی بخش
تمام این اقوال منفصلی، ناشی از یک ترس مشترک است: هراس از آنکه ذات واجب محل حوادث گردد. پس یا علم را بیرون ذات بردند یا به عالم موهوم ثبوت یا به مثل معلقه بردند. اما راه حل نهایی که پس از هزاران سال بحث و ممارست به دست آمد، قول متألهین است: علم واجب به معالیل، متصل به ذات است، اما به نحو «تفصیلی فی عین الإجمال و إجمالی فی عین التفصیل»؛ علمی که هیچ تغییری در ذات لازم نمیآورد و توحید ناب را حفظ میکند.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!