متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش بیست و یکم: سرّ وجود و علم حضوری الهی
مقدمه
در این بخش از منظومه، بحث از علم الهی به ممکنات به نحو حضوری است؛ علمی که نه حصولی است، نه انفعالی، نه مقید به کثرت ماهوی، بلکه عین ذات واجب و عین نورانیت اوست. این علم، همان اضافه اشراقیه است که میان حق تعالی و ممکنات برقرار است و کثرت ظاهری موجودات، مانع از وحدت حقیقی وجود نمیگردد.
۱. علم الهی حضوری است، نه حصولی
هنگامی که گفته میشود علم حق به ممکنات حصولی است، این سخن نادرست است؛ زیرا علم حصولی مستلزم انفعال عالم و جدایی معلوم از عالم است. اما علم الهی عین حضور ممکنات نزد ذات احدی است. ممکنات، عین تعلق و عین ربط محض به ذات واجباند و از خود استقلالی ندارند تا معلوم، بیرون از علم حق قرار گیرد.
هستی، اضافه اشراقیه به حق دارد؛ نه اضافه مقولیه. اضافه مقولیه فرع بر تعدد ذوات است؛ دو ذات گسسته از یکدیگر، سپس نسبت عارضی میان آن دو برقرار میشود، مانند «غلام زید». اما اضافه اشراقیه، ذاتی است، نه عارضی؛ تعدد در آن راه ندارد؛ نفس نورانیت حق، نفس قدرت حق، نفس علم حق است.
۲. علم ما به ذات و کمالاتمان عین حضور نفس است
انسان هنگامی که به بصیرت رسد، درمییابد که هستی محضر پروردگار است و علم الهی به ممکنات، نفس ممکنات است. این همان حضور محض است که قرآن کریم میفرماید:
اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به هر چیزی داناست (حدید/۳).
و نیز میفرماید:
و ما به او از رگلوگاهش نزدیکتریم (ق/۱۶).
۳. نقد دو دیدگاه مشهور و ارائه دیدگاه حکمت متعالیه
شيخ اشراق معتقد بود که علم الهی به ممکنات از راه کثرت آنهاست، یعنی نفس کثرات، کأس علم حق است. این سخن مستلزم عروض کثرت بر ذات احدی است. مشائین نیز علم الهی را اجمالی صرف میدانستند.
اما حکمت متعالیه میگوید: علم الهی اجمالی است، اما اجمالی فی عین التفصیل و تفصیلی فی عین الاجمال. حق تعالی با آنکه همه ممکنات معلول علم اجمالی ذات اوست، همان علم اجمالی، علم تفصیلی به تکتک موجودات دارد، زیرا وجود صرف، کل الوجود است و در آن، نه تعدد ماهوی است، نه تقید، نه حصر.
۴. تمثیل آب و ظرفها: تبیین وحدت وجود در کثرت ظهور
مثال معروف آب در ظرفهای گوناگون آورده شد: آب در استکان، آب است؛ در کاسه، آب است؛ در دریا، آب است. تفاوت در مقدار و کیفیت ظرف است، نه در نفس آب. اسم «دریا»، «حوض»، «لیوان» را ما بر عوارض و منضمات نهادهایم؛ نفس الماء در همه یکی است و قابل تجزیه و تعدد ذاتی نیست.
وجود نیز همینگونه است. کثرت از ناحیه ماهیتها، قیود، کمّیات و کیفیات است، نه از ناحیه نفس وجود. صرف الوجود، کل الوجود است و هیچگاه متکثر نمیشود.
۵. صرف الوجود خارجی است، نه اعتباری
عقل شهود میکند که هویلا، جوهر، نفس الماء، نفس الوجود در خارج موجود است، هرچند حس به آن دسترس ندارد. آنچه حس میگیرد، عرض است؛ حقیقت جوهر و وجود، یافتنی است، نه دیدنی. عارف به آن دست مییابد، نه چشم ظاهری.
۶. اضافه اشراقیه و نفی صفات زائده
قدرت حق، انتساب اشراقی است؛ یعنی فیض مقدس اطلاقی، عین فعل حق است و فعل حق، نفس فاعل است. مانند عنوانی که فانی در معنون خویش است: «چشم انسان» چیزی جز انسان نیست؛ اگر چشم را برداری، انسان کامل نمیماند.
هستی نیز فانی در حق است؛ فعل عین فاعل، مفعول عین فعل و فاعل. از اینرو دیگر طرفین نسبت مقولیه باقی نمیماند تا صفتی زائد بر ذات احدی عارض شود.
کمال اخلاص او، نفی صفات زائده از اوست (روایت منسوب به امیرالمؤمنین علیهالسلام).
یعنی هرچه برای حق است، عین ذات اوست، نه چیزی بر او عارض گشته باشد.
۷. علم الهی اجمالی فی عین التفصیل
حکیم متأله پس از نقد دیدگاه اشراقی و مشایی، میفرماید:
چون بسيط الحقيقة جامع همه وجودات و کمالات وجودی است به نحو أعلی، پس در عین وحدت، عالم است به تفصیل به ذات هر چیزی؛ زیرا ذات هر چیزی، عین ربط و تعلق به اوست و از او صادر گشته است.
نتیجهگیری بخش
علم الهی نه حصولی است، نه انفعالی، نه مقید به کثرت، بلکه عین نورانیت ذات احدی است که در آن، اجمال و تفصیل، وحدت و کثرت، به وجه أتم جمع شده است. هستی، محضر اوست و جز او چیزی نیست.
امروز ملک از آن کیست؟ از آن خدای یگانه قهار است (غافر/۱۶).
عارف همین امروز این حقیقت را میبیند و ندا میدهد: «حق من عرضي ندارم بر دیگران خورده نگيرم هرگز».
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!