شرح منظومه 113

متن تحقیق





شرح منظومهٔ حكمت الهیهٔ سبزواری | جلسات ۲۲ و ۲۳ | علم واجب به ماسوی


برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومهٔ حكمت الهیهٔ سبزواری

آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

جلسات بیست‌ودوم و بیست‌وسوم ـ بخش الهيات بالمعنى الأخص

علم واجب تعالی به ماسوی: تفصيل در عين اجمال و اجمال در عين تفصيل

بیت مورد بحث:
کلُّ شيءٍ لم تكن من سلبٍ بسيطٍ من أزلٍ لكن ما بانكشافها لانفصال

بخش نخست: صورت‌بندی مسئلهٔ علم واجب به ماسوی

از دقیق‌ترین و دشوارترین مباحث حکمت متعالیه و عرفان نظری، چگونگی علم واجب تعالی به ممکنات است. همهٔ مکاتب حکمی ـ مشائیان، اشراقیان و متألهان ـ اتفاق دارند که حق تعالی علم اجمالی ذاتی به ماسوی دارد؛ اما اختلاف اصلی در این است که آیا او علم تفصیلی به ذات کل شیء نیز دارد یا نه.

«ذات کل شیء» در این‌جا به معنای «ماهیت موجوده» است، یعنی ماهیتی که با وجود آمیخته گشته و در عالم خارج تحقق یافته است. وقتی می‌گوییم واجب تعالی به ذات کل شیء عالم است، یعنی به حقیقت و هویت آن شیء از آن حیث که موجودٌ بالوجود الواجبی عالم است.

بخش دوم: چرا تنها «صرف الوجود» قادر به احاطهٔ تفصیلی است؟

در ماهیت موجوده سه عنصر متصور است:

  1. ماهیت محض (الإنسان بما هو إنسان)
  2. وجود مضاف به آن ماهیت (وجود الإنسان)
  3. عدم غیری (الإنسان ليس بغیر)

هیچ‌یک از این سه نمی‌تواند علم تفصیلی کامل به جمیع مراتب هستی داشته باشد، زیرا هر سه مقید و محدودند. تنها «نفس الوجود المحض» است که هیچ قید، حد، مرز و حیثیتی ندارد. پس مانعی که در علم ما نسبت به احاطهٔ کامل بر معلوم وجود دارد ـ یعنی قید و محدودیت ـ در صرف الوجود منتفی است.

نتیجهٔ کلیدی: علم واجب تعالی به ذات کل شیء، تفصیلی است، اما نه تفصیل کثرتی، متغیر و خارجی؛ بلکه تفصیل حقیقی و هویتی که از جمیع جهات و با جمیع عوارض ذاتیه همراه است.
وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ ۚ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ ۚ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ
و کلیدهای غیب تنها نزد اوست، جز او کسی آن را نمی‌داند؛ و آنچه در خشکی و دریاست می‌داند؛ و هیچ برگی فرو نمی‌افتد مگر آنکه آن را می‌داند، و هیچ دانه‌ای در تاریکی‌های زمین و هیچ تر و خشکی نیست مگر آنکه در کتابی مبین ثبت است.

این آیهٔ شریفه تنها وقتی معنا می‌یابد که علم الهی را حصولی و مقید ندانیم؛ زیرا اگر واجب تعالی دارای ماهیت یا قید وجودی یا عدمی یا حیثیت باشد، «لا يعزب عن علمه مثقال ذرة» قابل تصور نخواهد بود.

بخش سوم: ظهور شبههٔ محکم و حیرت‌آور

تا این‌جا علم به «حقیقت و ذات» کل شیء روشن شد و هیچ کمبودی ندارد. اما پرسش اصلی این است:

علم واجب تعالی به «ذات ماهیت موجودهٔ متغیر، متکثر و حادث» چگونه است؟ علم به علت، مساوی با علم به حقیقت معلول است؛ اما علم به معلولِ متکثرِ خارجی با حفظ جمیع شؤون کثرت و تغییر و حدوث چگونه ممکن است؟

  • اگر بگوییم حق تعالی در ازل به این متکثر حادث علم داشته → پس آن متکثر در ازل موجود بوده → دیگر حادث نیست.
  • اگر بگوییم در ازل موجود نبوده → پس علم به آن نیز نبوده → پس علم تفصیلی به کثرات حادث معنا ندارد.

این همان شبههٔ تاریخی «علم ازلی به حادث» است که عقل را به حیرت می‌اندازد.

بخش چهارم: جواب نهایی صدرالمتألهین با بیانی لطیف و عمیق

جواب در یک کلمه است: اجمال فی عین التفصیل و تفصیل فی عین الاجمال

ذات کل شیء که واجب تعالی به آن عالم است، نه وجود ذهنی است، نه وجود دنیوی، نه وجود اخروی؛ بلکه روح جمیع عوالم، حقیقت جمیع نشئات، و واقعیت کل مراتب هستی است. این حقیقت ازلی است، اما فاقد هیچ‌یک از مراتب کثرت نیست.

تمثیل اول: ازل، دهر، زمان

روز، هفته، سال در طول یکدیگرند (طولی). اما وقتی می‌گوییم «زمان»، دیگر عدد طولی لازم نیست؛ «دهر» حقیقت و روح زمان است (عمقی). و «ازل» حقیقت و روح دهر است. ازل هیچ چیز از دهر و زمان کم ندارد، بلکه همهٔ آنهاست لکن به نحو اجمال و عمق.

تمثیل دوم: حرکت قاطعه و حرکت بتوسطیه

حرکت از این‌جا تا تهران به اعتبار مسافت = حرکت قاطعه. همان حرکت به اعتبار سیلان و روح = حرکت بتوسطیه. در واقع دو حرکت نیست؛ یک حرکت است که یک بار به وجه قاطع و یک بار به وجه بتوسط اعتبار می‌شود. حقیقت حرکت (بتوسطیه) فاقد هیچ جزء از حرکت قاطعه نیست.

تمثیل سوم: آب در کوزه و کاسه

آب، آب است. ظرف متفاوت است، اما حقیقت آب یکی است.

بخش پنجم: نتیجهٔ نهایی و رفع کامل شبهه

کثرت تنها در نشئهٔ «عرض» معنا دارد (ما در عرض یکدیگر هستیم: زید در عرض عمرو). اما در نشئهٔ «عمق» و «حقیقت» کثرتی ندارد؛ همه چیز «هو الحقیقه» است.

بنابراین برای واجب تعالی نه «ما کان و ما یکون» معنا دارد، نه «حادث و قدیم»، نه «کثرت و وحدت؛ همهٔ اینها در علم او به نحو تفصیل فی عین الاجمال موجود است.

علم واجب به زیدِ حادثِ متغیرِ متکثرِ خارجی کاملاً تفصیلی است، بدون آنکه ذات واجب کثرت‌پذیر گردد. زیرا علم او به «حقیقت کل شیء» است که روح و باطن جمیع نشئات (ازل، ابد، دهر، زمان، برزخ، قیامت، دنیا و آخرت) می‌باشد. این حقیقت ازلی است، لکن هیچ یک از مراتب کثرت در هیچ نشئه‌ای از او غایب نیست.

این همان بیانی است که صدرالمتألهین در اسفار اربعه (جلد ششم، مقامات علم خداوند) آورده و حاج ملاهادی سبزواری در این ابیات منظومه و شرح مبسوط آن با عباراتی بسیار لطیف و عمیق بیان فرموده است.


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)