متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومهٔ آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: تبیین مسئلهٔ علم الهی به کثرت و رفع شبهات ظرف و مظروف
یکی از پیچیدهترین و در عین حال نورانیترین مباحث الهیات بالمعنیالأخص، چگونگی تعلق علم واجب تعالی به ممکنات کثیره و حادثه است، بیآنکه در ذات اقدسش تغیّر، کثرت، انفعال یا رابطهٔ اضافی راه یابد. این بحث از آنرو دشوار مینماید که ذهن عادی، علم را به صورت رابطهای ثانوی و حادث میان عالم و معلوم تصور میکند؛ حال آنکه در حقتعالی، علم عین ذات است و هیچگونه ثنویت و جدایی در کار نیست.
تمثیل نخست: علم به شجر، غیر نفس شجر
چنانکه زید وقتی به شجر عالم میشود، علم او به شجر عین ذات زید است و کمال است؛ نه وزن دارد، نه حجم، نه ثقل، نه طول و نه عرض. نور محض است. اما نفس شجر دارای همهٔ این حدود مادی است. پس علم به شيء، غير نفس الشيء است و کمال آن را دارد، نه نواقصش را.
تمثیل دوم: طبیب و مرض وبا
طبیب با معاینهٔ بیمار میفهمد که او مبتلا به وبا است. علم او به وبا کمال است و عین ذات اوست، اما نفس وبا عین ذات طبیب نمیشود؛ وگرنه طبیب مریض میگردید و هلاک میشد. علم به مرض، کمال است و نفس مرض، نقص. این تمثیل نشان میدهد که تعلق علم به نقص، مستلزم نقص در عالم نیست.
تقریب سوم: حرکت قطعی و حرکت توسطی
اگر کسی از مشهد به سوی تهران حرکت کند، این حرکت خارجی، گام به گام، در طول زمان و مکان است و آن را حرکت قطعی گویند. اما همین حرکت در نفس انسان، به نحو سیال و توسطی، در یک آن واحد حاضر است؛ بیآنکه واقعاً جابهجا شود. تمام آن حرکت طولی و کثرتدار خارجی، چیزی جز تجلی همان حرکت توسطیِ حضوریِ نفس نیست.
بخش دوم: دو مقام علم در انسان و خداوند: علم ذاتی و علم فعلی
در حکمت متعالیه، برای رفع تمام این اشکالات، دو مقام برای علم قائل میشویم، هم در انسان و هم در حقتعالی:
| مقام | در انسان | در خداوند | تعبیر فلسفی |
|---|---|---|---|
| اول | «من» (نفس کلی و لبی) | علم ذاتی | کثرت در وحدت |
| دوم | «علم من»، «احساس من»، «ارادهٔ من» | علم فعلی به ممکنات | وحدت در کثرت |
تبیین در انسان
هر انسانی وقتی میگوید «من»، به آن حقیقت لبی، حضوری و شهودی نفس اشاره میکند که همهٔ کمالات (عقل، احساس، اراده، عشق، شعور، عاطفه) در آن به وحدت اند. این «من» خالی از هیچ کمالی نیست؛ همه در آن به نحو أشیَ و أتم حاضرند، لیکن به وحدت محض. این همان «کثرت در وحدت» است.
اما وقتی میگوید «احساس من» یا «علم من»، همان «من» را به کثرت کشانده و تنها یک جزء را به میدان آورده است. این همان «وحدت در کثرت» است؛ یعنی وحدت نفس در مرتبهٔ تنزل و کثرت.
تطبیق بر خداوند
در حقتعالی نیز همین دو مقام است، با این تفاوت که مقام اول (کثرت در وحدت) مقدم و علت و اشرف است و مقام دوم (وحدت در کثرت) متأخر و معلول و منزّل است.
علم ذاتی خداوند همان ذات احدیت است که همهٔ ممکنات در آن به نحو أشیَ و أتم و أکمل حاضرند، لیکن به وحدت محض، نه به کثرت. علم فعلی همان تجلی و تنزل همان ذات در مراتب کثرت است.
بخش سوم: ازل، دهر، سرمد و رفع شبههٔ ظرف و مظروف
ازل ظرف نیست تا حادث در آن مظروف باشد. ازل روح عالم دهر است، دهر روح عالم زمان است و زمان چکیدهٔ دهر و دهر چکیدهٔ سرمد است و سرمد عین علم حقتعالی.
هرچه در عالم دهر است، گزیدهٔ سرمد است و هرچه در کثرت زمان آید، گزیدهٔ دهر است. پس هیچ طول و عرض و ظرف و مظروفی در کار نیست.
اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به همه چیز داناست.
بخش چهارم: داخل فی الأشیاء لا بالممازجة
امام علی علیهالسلام فرمود:
داخل در همه چیز است نه به آمیختگی، و خارج از همه چیز است نه به جدایی.
یعنی اشیاء چیزی جز حق نیستند، اما حق منزّل و متنزّل. خلق همان حق منزّل است و با حق متباین نیست؛ وگرنه آیه و نشانه نمیبود.
جمعبندی نهایی
علم الهی به کثرت، عین ذات اوست و کمال محض. کثرت ممکنات، چیزی جز تجلی و تنزل وحدت احدیت نیست. نه ظرف است و نه مظروف، نه رابطهٔ اضافی است و نه انفعال. وقتی انسان به این مرتبه رسد که همهٔ هستی را یک پارچه حق ببیند و خلق را تنزل حق، آنگاه میفهمد که:
و این است معنای خلافت انسان کامل: او مجمع الانس و الهیبه است، تجلی یا قادر و یا رحیم، هم هیبت دارد که با دو من عسل نتوان خوردش، هم انس دارد که هرچه بر سرش ریزند، گوید: شکراً لله و رضا برضاک.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!