شرح منظومه 118

متن تحقیق





شرح منظومه حکیم حاج ملاهادی سبزواری – خارج علم الهی – صفحه ۱۷۲


برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش اول: بیان حکیم سبزواری در علم الهی به ممکنات و رفع شبهات متقدمین

حکیم حاج ملاهادی سبزواری رحمه‌الله در مقام بیان علم حق تعالی به ممکنات، کلامی دقیق و عمیق ارائه کرده‌اند که تمام شبهات پیشین را یک‌جا دفع می‌کند. ایشان فرموده‌اند:

علم حق به ممکنات، علم فعلی است، نه انفعالی؛ علم تفصیلی است، اما تفصیل در عین وحدت؛ علم اجمالی است، اما اجمال در عین تفصیل. مقام کثرت در وحدت و وحدت در کثرت باید ملاحظه شود.

حق تعالی هم علم تفصیلی به ماسوی دارد و هم علم اجمالی، و این دو با هم منافات ندارند؛ زیرا علم اجمالی حق به ماسوی، عین علم تفصیلی اوست. وقتی می‌گوییم «موجود است»، این موجود نزد حق محفوظ است و علم حق به موجودات، متفرّع بر وجود آن‌ها نیست، بلکه وجود موجودات متفرّع بر علم حق است.

وقتی موجودات متفرّع بر علم حق باشند و نفس وجود آن‌ها همان علم حق باشد، دیگر هیچ اشکالی بر علم حق به ممکنات مترتب نمی‌شود؛ زیرا:

  • ما نگفتیم علم حصولی است تا اشکال شود که کلی است و به جزئی نمی‌رسد.
  • نگفتیم علم تفصیلی کثرتی و انفعالی است تا مستلزم تغییر در ذات حق شود.
  • نگفتیم علم اجمالی صرف است که حائط تمام تفاصیل نباشد.
علم حق به ماسوی، نه حصولی است، نه انفعالی، نه مجرد اجمالی، بلکه علم فعلیِ حضورىِ تفصیلی در عین اجمال و اجمالی در عین تفصیل است.

تبیین دقیق‌تر بیان حکیم سبزواری

مرحوم حاجی فرموده‌اند: وقتی می‌گوییم علم حق به ماسوی علم تفصیلی است، مراد تفصیل فعلی است، نه تفصیل انفعالی که از وجود خارجی پیدا شود و با تغییر موجود، علم نیز تغییر کند. بلکه علم تفصیلی به ماسوی، علمی است که خود موجود متفرّع بر آن است. پس همان‌گونه که حق من ذاته خالق تمام ماسوی است، من ذاته عالم تفصیلاً به تمام ماسوی نیز هست.

ما علم حصولی مشائی را نمی‌گوییم، و نیز بیان شیخ اشراق را به‌طور کامل نمی‌پذیریم؛ زیرا شیخ اشراق گفته بود که نفس ماسوی «وعاء علمی» برای حق است، یعنی ماسوی ظرف ظهور علم حق‌اند. این کلام اشکال دارد؛ زیرا ماسوی در مقام تفصیل، دچار تکثرات و تغییرات می‌شود و اگر وعاء علم باشد، علم نیز متأثر خواهد شد.

اما ما می‌گوییم: ماسوی نه فقط وعاء علم حق است، بلکه «عین علم حق» است، به ما هو علم، نه به ما هو معلوم. پس دیگر تغییر و تحول در آن راه ندارد.

اشکال بر شیخ اشراق این است که چرا علم اجمالی قائل شدید و به تفصیل صریح نرسیدید؟ وقتی می‌گویید ماسوی علم حق است، دیگر اشکالی ندارد؛ زیرا ماسوی به ما هو علم، تغییرپذیر نیست.

تفاوت علم فعلی و علم انفعالی

عالم وقتی چیزی را می‌خورد و سپس می‌گوید شیرین است، یا گیاهی را می‌بیند و می‌گوید خوب است، این علم انفعالی است؛ یعنی متفرّع بر کثرت خارجی و متفرّع بر وجود معلوم است. چنین علمی شرف چندانی ندارد.

اما علم شریف، علم فعلی است؛ یعنی علتی باشد برای معلوم، نه اینکه متفرّع بر معلوم باشد. علم انفعالی نقص است و کثرت است و حق تعالی از آن منزّه است.

علم حق به ماسوی، همان نفس ماسوی است و همان علّیت حق به ماسوی است. مقدور حق همان معلوم حق است؛ به ما هو علم در أزل، به ما هو معلوم در لايزال.

مقایسه با بیان شیخ اشراق و تکمیل آن

بیان شیخ اشراق در علم حق به ماسوی کامل است، جز اینکه اجمالی است. اما اجمال فی التفصیل است؛ یعنی علم از حیث علّیت، نه علم متفرّع بر معلول.

این همان مطلبی است که قدما نیز گفته‌اند. ارسطو و میرداماد نیز همین را بیان کرده‌اند که حق «کل الوجود و کلّه الوجود، کل البها و کلّه البها، کل الکمال و کلّه الکمال» است. این تعبیر در واقع بیان همان علم فعلی حقیقی است.

بخش دوم: نقد ادعای ملاصدرا و نسبت آن با قدما

ملاصدرا در اسفار وقتی به بیان «علم اجمالی فی عین التفصیل و تفصیل فی عین الاجمال» می‌رسد، می‌گوید:

این از واردات قلبیه من است؛ احدی از قدما چنین بیانی نداشته است. تمام اقوالی که خواندیم یا اجمالی بودند یا تفصیلی، یا متصل یا منفصل، یا فعلی یا انفعالی؛ اما بیان من که اجمال فی عین التفصیل باشد، واردات قلبیه خودم است.

مرحوم حاجی سبزواری می‌فرماید: خیر، چنین نیست. شما مقرّر و زنده‌کننده کلام قدما هستید، نه مخترع آن. این بیان در کلمات ارسطو و میرداماد و دیگران به‌صورت لطیف وجود داشته است، هرچند بیانشان قاصر بوده است.

مرحوم صدرالمتألهین رحمه‌الله مباني را به نحو منقّح و منظم بيان كرده‌اند، اما نوآوري مطلق ندارد. همت والای ایشان اين بوده كه كلمات قدما را كه از مشائين و ابن‌سينا و ديگران در لجن مال شده بود، با شهامت از ميان زمين‌خوردگي‌ها بيرون كشيده، زنده كرده و گفته است: «اين حرف بسيار عالي است».

اتحاد عاقل و معقول را ابن‌سينا چنان لجن‌مال كرده بود كه كسي جرأت سخن گفتن نداشت؛ ملاصدرا آمد و گفت: «نه، اين حرف بسيار صحيح است». حركت جوهريه، فاعليت حق، اقسام علم، و امثال آن نيز همين‌گونه است.

انصاف اين است كه مرحوم صدرا نوآوري از صفر ندارد؛ بلكه جان دوباره به كلمات قدما داده، آن‌ها را منقح و منظم كرده است. اما ادعاي «لم يبق أحد فيما به تو در حق» درباره او صحيح نيست.

علم اجمالی فی عین التفصیل، هرچند در بعضي موارد بيان قدما قاصر بوده، اما اگر تمام اقوال را روي هم بريزيم، نتيجه همين است. پس كلام ملاصدرا كه «اين حرف مال من است» دقيق نيست؛ حرف مال قدما بوده، اما ديگران نتوانسته بودند آن را زنده كنند. تنها صدرا همت كرد و توانست كلام آن‌ها را احيا كند.

جمع‌بندی نهایی

علم خداوند به ممکنات، علم فعلیِ حضوریِ تفصیلی در عین اجمال و اجمالی در عین تفصیل است. نفس وجود ممکنات، عین تعلق علم الهی است. هیچ‌یک از شبهات علم حصولی، انفعالی، تغییرپذیری، یا عدم احاطه بر جزئیات بر آن وارد نیست. این بیان، اوج حکمت متعالیه و تکمیل کلام شیخ اشراق و قدما است؛ و ملاصدرا، بزرگ‌ترین احیاگر و منقّح این حقیقت بوده است، نه مخترع مطلق آن.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)