شرح منظومه 121

متن تحقیق





شرح منظومه حکمت متعالیه – علم الهی و حضور محض موجودات

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش نخست: معنای حقیقی علم الهی به اشیاء

بسم الله الرحمن الرحيم

فرمودند که چون گوییم «حق تعالی عالم به اشیاء است»، مراد از موضوع این قضیه «وجود صرف» است؛ یعنی خداوند متعال «وجود مجرد مطلق» را می‌داند، وجودی که از جمیع مجاری و مذاهب و قیود زمانی و مکانی منزه است؛ وجودی که به بساطت محض خود، جمیع موجودات در محضر آن حاضرند.

پس وقتی می‌گوییم «حق عالم به اشیاء است»، مراد این نیست که اشیاء را در این زمان یا آن زمان می‌داند؛ زیرا زمان و تدرّج خود نقص است و برای خداوند متعال راهی ندارد. همه چیز نزد او بالفعل موجود است، اما به نحو أعلی، یعنی به نحو علمی نه به نحو معلوم خارجی. در فیض مقدس که همان مقام واحدیت و ظهور اسماء و صفات است، عالم مظهر آن اسماء می‌گردد و موجودات مُظهِر صفات الهی می‌شوند؛ گل مظهر یکی از اسماء، خار مظهر اسمی دیگر، رحمت مظهر رحمانیت، و غضب مظهر منتقمیت.

کل یوم هو فی شأن
هر روز او در شأنی است

این شأن اختصاص به برخی اسماء ندارد؛ بلکه جمیع اسماء در هر آن در شأن‌اند. «هو» در آیه اشاره به ذات احدیت دارد که جامع جمیع اسماء است؛ پس هر لحظه، همه اسماء در کارند و هیچ اسمی بیکار نیست.

بخش دوم: نجاست و طهارت از منظر مقام جمع و تفرقه

نجاست عینی در عالم وجود ندارد؛ آنچه هست، نجاست حکمی و نسبی است که از باب مقایسه و حيثيّت تفرقه پدید می‌آید. برای خداوند متعال که «هو أقرب إليه من حبل الوريد» است، هیچ چیز نجس نیست؛ همه مخلوقات پاکند، زیرا هر چه آفریده شده، فعل حق و مظهر حب اوست.

فرق‌ها از پایین است، نه از بالا. شهیدی که جنازه‌اش شلوغ است یا خلوت، از منظر بالا یکسان است؛ همه در محضر حق حاضرند و نقصان از ناحیه ماست، نه از ناحیه خداوند. حسنات از اوست و سیئات از نفس ما.

اگر انسان به مقامی رسید که میان طفل خود و طفل دیگران، میان میوه خود و میوه دیگران تفاوتی ندید، آن‌گاه تازه مؤمن حقیقی است. پیش از آن، همچنان در ورطه تفرقه است.

بخش سوم: ردّ نظریه علم حصولی ارتسامی مشائین

مشائین معتقد بودند که علم خداوند به ممکنات، علم حصولی و به نحو ارتسام صورت اشیاء در ذات الهی است. این قول مردود است. شش صورت ممکن در علم الهی به اشیاء در ازل تصور می‌شود و پنج صورت آن باطل است:

  1. علم به چیزی که نه ماهیت دارد و نه وجود → محال، زیرا علم به لاشیء است.
  2. علم تنها به ماهیات بدون وجود → محال، زیرا منجر به ثابِتات ازلیه معتزله می‌شود.
  3. علم به ماهیاتی که وجود هم دارند، اما این وجود یا ذهنی است یا عینی؛ و ذهنی یا به نحو ارتسام است یا اتحاد؛ و عینی یا مجرد است یا مادی.

شش صورت ممکن و حکم هر یک

  1. نه ماهیت و نه وجود → باطل (لا موضوع له العلم)
  2. فقط ماهیت بدون وجود → باطل (ثابتات ازلیه)
  3. ماهیت + وجود ذهنی ارتسامی → ظاهراً پذیرفته مشائین، لکن باطل
  4. ماهیت + وجود ذهنی اتحادی → باطل (لزوم غیریت)
  5. ماهیت + وجود عینی مجرد → باطل (مثل افلاطونی)
  6. ماهیت + وجود عینی مادی → باطل (لزوم ازلیت خلق)

تنها صورتی که مشائین می‌پذیرند (وجود ذهنی ارتسامی) نیز باطل است؛ زیرا همان اشکالی که در علم می‌کنید، باید در قدرت و اراده الهی نیز بکنید. آیا مقدورات نیز در ذات الهی مرتسم‌اند؟ اگر بگویید بله، تناقض است؛ اگر بگویید خیر، قدرت حصولی می‌شود و این محال است.

نتیجه‌گیری و جمع‌بندی نهایی

بنابراین، علم خداوند به ممکنات علم حضوری محض است؛ زیرا همه موجودات عين ربط و فيض محض به ذات احدي‌اند و خارج از حيطة وجود حق، وجودی نیست. «لا موجود إلا الله و مظاهره». ذات باری تعالی برای خود حاضر است و هیچ‌گاه از خود منفک نیست؛ پس جمیع ممکنات در محضر او حاضرند، نه به نحو صورت مرتسمه، بلکه به نحو حضور باطن و ربط محض.

و به قول آن بزرگ:

گناه گرچه در اختیار ماست نبود
حافظ تو شرط ادب، گیر و گو گناه من است
هرچه هست از حق است

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)