متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومهٔ آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش بیست و ششم: علم خداوند به ممكنات و مراتب آن
در این بخش، سخن از یکی از دقیقترین و عمیقترین مباحث الهیات بالمعنیالاعم است: چگونگی علم خداوند به ممکنات و مراتب این علم. استاد با استناد به منظومهٔ حکیم سبزواری و تبعیت از صدرالمتألهین، قول مشهور مشائین را نقد کرده، راهحل حکمت متعالیه را میگشاید و سپس به بیان مراتب ششگانهٔ علم الهی میپردازد.
۱. بیان قول مشائین و نقد آن
مشائین معتقدند که علم خداوند به ذات اقدسش علم حضوری و عینی است، اما علم او به ممکنات علم حصولی و کلی است؛ یعنی خداوند به «صورت علمیهٔ کلیهٔ ممکنات» عالم است، نه به خود خارج آنها. این قول در میان فلاسفهٔ مشایی بسیار مورد توجه و «غزل» بوده و حتی رؤسای این مکتب آن را پذیرفته بودند.
۱-۱. جواب نقضی
اگر علم خداوند به ممکنات به «صورت ارتسامیه» باشد، پس قدرت و ارادهٔ الهی به مقدورات و مرادات نیز باید به صورت باشد، در حالی که خود مشائین در قدرت و اراده چنین نمیگویند، زیرا میپذیرند که:
«اوست آنکه به هر چیز احاطهٔ علمی دارد» (طلاق/۱۲)
و این احاطه به «نفس الشیء» است، نه به «صورت الشیء». بنابراین میان علم و قدرت و اراده فرقی نیست؛ هر سه صفت ذاتیهاند و محتاج غیر نیستند.
۱-۲. جواب حلی
ریشهٔ اشکال مشائین آن است که علم را عرض انفعالی و متفرّع بر وجود معلوم میپندارند؛ یعنی تصور میکنند اول باید شیء در خارج موجود شود تا صورتش در ذهن نقش بندد. اما هنگامی که علم را «وجود محض»، «نور»، «مظهر و ظاهر» بدانیم، دیگر این اشکال پیش نمیآید. علم الهی علت تامهٔ ممکنات است، نه معلول آنها.
حقتعالی عالم است به ممکنات از طریق نفس ذات خویش، نه از طریق معلولات؛ همچنان که قادر است به مقدورات از طریق نفس قدرت خویش، و مرید است به مرادات از طریق نفس ارادهٔ خویش. همهٔ صفات الهی قائم به ذاتاند و محتاج به غیر نیستند.
۱-۳. تأیید از لسان معصوم علیهالسلام
از امام رضا علیهالسلام در توحید صدوق:
«عَالِمٌ قَبْلَ كُلِّ مَعْلُومٍ، خَالِقٌ قَبْلَ كُلِّ مَخْلُوقٍ، رَازِقٌ قَبْلَ كُلِّ مَرْزُوقٍ، قَادِرٌ قَبْلَ كُلِّ مَقْدُورٍ، سَمِيعٌ قَبْلَ كُلِّ مَسْمُوعٍ…»
ترجمه: «داناست پیش از هر معلوم، آفریننده است پیش از هر آفریده، روزیدهنده است پیش از هر روزیخوار، تواناست پیش از هر مقدور، شنوا است پیش از هر شنیدهشده…»
این روایت شریفه به زیبایی نشان میدهد که همهٔ صفات الهی ذاتی و پیشین بر متعلقاتاند، نه متفرع و محتاج به آنها.
۲. مراتب علم الهی
علم خداوند به ممکنات دارای مراتب متعدد است و به یک نحوه و یک ظرف نیست. استاد با استناد به بیت منظومه:
عنايةٌ و قلمٌ لوحٌ قضى و قدرٌ سجل كونٍ يُرتضى
شش مرتبه برمیشمارد:
- عنایت الهی
- قلم اعلی
- لوح محفوظ
- قضا
- قدر
- سجل کون (که صدرالمتألهین آن را قبول ندارد و پنج مرتبه میداند)
حقتعالی موجودات عالم طبیعت را نه تنها در مرتبهٔ طبیعت، بلکه در همهٔ مراتب طولیهٔ پیش از طبیعت و پس از طبیعت مشاهده میکند؛ «يُشَاهِدُ الْمَوْجُودَاتِ الطَّبِيعِيَّةَ لَا مَرَّةً بَلْ مَرَاتٍ».
۳. «ما سوى الله» چیست؟
«ما سوى الله» تنها دو قطعهٔ «دنیا» و «آخرت» نیست، بلکه تمام مراتب طولی، عرضی، عمقی، کمی و کیفی هستی است؛ از اعلی علیین تا اسفل سافلین، از از ازل تا ابد، از مجردات تام تا مادهٔ محض. همهٔ این مراتب فعل حق و فیض منبسط اوست.
استاد با زبان تمثیل میفرماید: «یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود… بعد هم یک دو روزی هستند، بعد کلک دنیا کنده میشود، همه میرویم یککله در گرمخانهٔ آخرت مینشینیم!» و سپس با نقد تصاویر سطحی و «تختهسیاهی» از بهشت و قیامت، تأکید میکند که این مسائل به این سادگی نیست؛ دو هزار آیه دربارهٔ آخرت نازل شده و هنوز تمام نشده است.
«هر که بر روی زمین است فانی خواهد شد و تنها وجه پروردگار تو که دارای جلال و اکرام است باقی میماند» (الرحمن/۲۶-۲۷)
۴. نتیجهگیری بخش
علم الهی حضوری محض است، نه حصولی و صورتی. همهٔ صفات خداوند ذاتیاند: عالمٌ بذاته، قادرٌ بذاته، مریدٌ بذاته. علم او به ممکنات از طریق نفس علم اوست، نه از طریق ممکنات. علم الهی دارای مراتب ششگانه است و همهٔ عالم مرآت و مظهر اوست. «ما سوى الله» تمام شئون فیض مقدس و وجود منبسط است.
این درس یکی از عمیقترین و زیباترین درسهای الهیات حکمت متعالیه است که هم نقد دقیق فلسفی دارد، هم استناد محکم به روایات اهل بیت علیهمالسلام، و هم زبانی عرفانی و تمثیلگونه که جان آدمی را به لرزه درمیآورد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!