شرح منظومه 126

متن تحقیق





غرر فی القدرة و کونه تعالی نوراً

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش نخست: تبیین عبارت منظومه و آغاز پاسخ به شبههٔ «یک کَانَ الله کافی است»

حکیم متأله، حاج ملا هادی سبزواری رضوان‌الله‌علیه، در منظومهٔ مبارک خود پس از بیان صفات سلبی و ثبوتی واجب تعالی، دو وصف دیگر را برمی‌شمارد:

«غرر فی القدرة – و کونه تعالی نوراً»

یعنی او تعالی در قدرت، سرآمد و برترین است و نیز او تعالی نور محض است.

در این مقام، استاد علامه قدس‌سره به شبهه‌ای کهن و مکرر پاسخ می‌دهند که برخی از سر سادگی یا از سر تعصب می‌گفتند و می‌گویند: «این همه برهان و فلسفه و عرفان چیست؟ همین یک جملهٔ شریفهٔ «کَانَ اللَّهُ وَ لَمْ یَکُنْ مَعَهُ شَیْءٌ» کافی است؛ همهٔ معارف در همین یک کلمه نهفته است؛ دیگر چه نیاز به این همه بحث و جدل؟»

بخش دوم: پاسخ به شبهه از منظر روش‌شناسی علم دینی

علامه قدس‌سره با بیانی لطیف و در عین حال قاطع، این شبهه را با مقایسه‌ای ظریف و عالمانه پاسخ می‌دهند:

اگر قرار باشد همهٔ معارف را به یک جمله یا یک حدیث فروکاهیم و بقیه را کنار نهیم، پس چرا در فقه و اصول همین روش را به کار نمی‌بندید؟ آیا در فقه با روایات متعارض و حتی به ظاهر متناقض مواجه نمی‌شوید؟

مثلاً روایتی است که می‌فرماید:

«لا بأس بثمن الأزرة»
یعنی فروش نوعی حیوان خاص (اَزْرَة) و گرفتن بهای آن اشکالی ندارد.

و روایت دیگری صریحاً می‌گوید:

«ثمن الأزرة سحتٌ»
یعنی بهای آن حیوان مطلقاً حرام و سحت است.

در اینجا فقیه چه می‌کند؟ آیا می‌گوید چون دو روایت داریم، یکی را دور بیندازیم و فقط به یکی تمسک کنیم؟ هرگز! بلکه با دقت و تأمل، میان آن‌ها جمع می‌کند یا یکی را بر دیگری حمل می‌نماید؛ مثلاً می‌گوید مراد از اولی اَزْرَةٔ طاهر است و مراد از دومی اَزْرَةٔ نجس، یا قرینه‌ای دیگر می‌جوید تا تعارض ظاهری رفع شود.

و این همان کاری است که شیخ طوسی رضوان‌الله‌علیه در کتاب گران‌سنگ الاستبصار فیما اختلف من الأخبار انجام داده است؛ تمام کتاب، جز تأویل و توجیه و رفع تعارض ظاهری روایات به ظاهر متضاد نیست. پس چرا در فقه، تأویل و توجیه و جمع عرفی و برهان عقلی جایز و بلکه واجب است، اما همین روش در فلسفه و کلام و عرفان ناپسند شمرده می‌شود؟

بخش سوم: طنز حکیمانه و نتیجه‌گیری قاطع

سپس علامه با همان طنز شیرین و عمیق خود که از ژرفای معرفت سرچشمه می‌گیرد، می‌فرماید:

«لم یزل سیدی فی الکوز معروفاً»
یعنی این سخن که «همه چیز را با یک حدیث حل کنید و بقیه را دور بیندازید» خود از قدیم‌الایام در کوزه معروف بوده و کهنه است!

یعنی اگر قرار باشد همهٔ معارف را به یک جملهٔ «کَانَ اللَّهُ…» محدود کنیم، پس چرا همین روش را در فقه و اصول و تفسیر و همهٔ علوم دینی به کار نمی‌بندید؟ چرا کتاب استبصار را نمی‌گویید دور بیندازید و فقط به یک روایت اکتفا کنید؟

حقیقت آن است که شناخت خداوند متعال و صفات او و نظام هستی، همچون دریایی بی‌کران است که هر قدر در آن غواصی کنیم، گوهرهای بیشتری نصیب ما می‌شود. برهان و فلسفه و عرفان و قرآن و حدیث، همه چراغ‌هایی هستند که خداوند در مسیر شناخت خود برای بندگانش نهاده است. نمی‌توان یکی را گرفت و بقیه را خاموش کرد.

جمع‌بندی نهایی

پس وصف «غرر فی القدرة» و «کونه تعالی نوراً» نه تنها با توحید ناب منافاتی ندارد، بلکه از ژرفای همین توحید برمی‌خیزد. و کسانی که می‌گویند «یک کَانَ الله کافی است»، اگر در فقه و اصول خود نیز همین روش را به کار می‌بستند، امروز حتی یک مسألهٔ فقهی هم نمی‌توانستند حل کنند. معرفت الهی، نیازمند همهٔ این چراغ‌هاست؛ نه خاموش کردن یکی به بهانهٔ روشنایی دیگری.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)