شرح منظومه 127

متن تحقیق





نور قدرت و ایجاب بالذات


برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش یکم: نورانیت حق و دلالت آن بر قدرت

چنان‌که پیش‌تر ثابت شد، ذات واجب الوجود نور محض است و نور به ماهیت خود مظهر غير است؛ یعنی هم خود ظاهر است و هم غير را ظاهر می‌کند. این نورانیت عین فیاضیت است و فیاضیت عین قدرت. بنابراین، نورانیت حق بالذات دلالت بر قدرت دارد، نه به نحو اقتضا و اضافه اشراقی، بلکه به نحو عینیت و اتحاد.

از آنجا که نور آن است که «یظهر الغیر و یظهر به»، پس هر نوری فیاض است و هر فیاضی قادر. پس قدرت، عرض زاید بر ذات نورانی نیست؛ بلکه عین همان ذات نورانی است که مشیت و شعور نیز عین آن‌اند.

نور عین مشیت و شعور

نور حق نه عرض است و نه زاید بر ذات؛ بلکه عین مشیت (اراده) و عین شعور (علم) است. شعور مقدم بر مشیت است، زیرا اراده بدون علم محال است؛ اما در واجب تعالی، هر دو عین ذات‌اند و ترتیب تقدم و تأخر حقیقی ندارند، بلکه ترتیب در مقام مفهوم است.

بخش دوم: آیا قدرت مستلزم حدوث زمانی مخلوقات است؟

برخی از متکلمان پنداشته‌اند که از قدرت الهی لازم می‌آید که عالم حادث زمانی باشد؛ زیرا اگر قدرت قدیم باشد و مخلوق نیز قدیم، دیگر قدرت معنا ندارد، چه آنکه قدرت اقتضا دارد که گاهی فعل کند و گاهی ترک.

رد استدلال متکلمان

این استدلال باطل است؛ زیرا حدوث زمانی در مقدور و قابل است، نه در خود قدرت. قدرت قدیم است و می‌تواند بر مقدور قدیم یا حادث تعلق گیرد. حدوث زمانی از لوازم قابل است، نه از لوازم فاعلیت و قدرت بالذات.

قدرت الهی قدیم است و حدوث زمانی عالم از لوازم قابلیّت مخلوق است، نه از اقتضای قدرت فاعل. پس لا یلزم من القدرة حدوث المقدور زمانیاً.

اشکال انفکاک متعلق از قدرت

متکلمان گفتند: در مفهوم قدرت، انفکاک متعلق از قدرت شرط است؛ یعنی باید زمانی متعلق قدرت (مقدور) از فعلیت قدرت منفک باشد تا معلوم شود فاعل مختار است، نه مجبور. از این رو قدرت را «صحّة الفعل و الترک» تعریف کردند.

این تعریف مردود است؛ زیرا «صحّت» وصف امکان است و واجب الوجود من جمیع الجهات هیچ وصف امکان در او راه ندارد. قدرت در حق تعالی به معنای «کون الفاعل بحیث إن شاء فعل و إن لم یشأ لم یفعل» است، حتی اگر دائماً شاء کند و دائماً فعل کند، منافاتی با قدرت ندارد.

لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا
اگر در آسمان و زمین جز الله خدایانی می‌بودند، هر آینه تباه می‌شدند (انبیاء: ۲۲)

این آیه شریفه قضیه شرطیه است و لازم ندارد که زمانی دو خدا باشد و فساد رخ دهد تا صدق قضیه معلوم شود. همین‌طور در قدرت الهی نیز لازم نیست زمانی ترک فعل کند تا قدرت و اختیارش معلوم گردد.

بخش سوم: تعریف دقیق قدرت عند الحکما

قدرت عبارت است از قوه فعلیه‌ای که اگر به علم و مشیت مقارن شود، فاعل را قادر گویند. بنابراین، قادر کسی است که فعلش بر طبق علم و اراده باشد، نه از روی غفلت یا جبر.

القدرة هی کون الفاعل بحیث إن قارنت قوته الفعلیة بالعلم والمشیه، صار قادراً. پس قدرت عین علم و اراده است، نه مجرد قوه خالی.

بخش چهارم: حق تعالی موجب بالذات است، نه موجب بالغیر

حق تعالی فاعل است و هر فاعلی یا بالتسبیب است یا بالایجاب. فاعل بالتسبیب آن است که فعلش معلول سبب دیگری باشد، و فاعل بالایجاب آن است که فعلش واجب بالذات یا واجب بالغیر باشد.

تفصیل موجب و موجب

مُوجِب (به کسر جیم) فاعلی است که فعلش واجب بالذات و بقدرته و اختياره است؛ یعنی از کمال ذاتی و علم و اراده‌اش لازم می‌آید که افاضه کند، اما نه از روی اضطرار.

مُوجَب (به فتح جیم) فاعلی است که فعلش واجب بالغیر و از روی جبر و اضطرار است، مانند خورشید که مجبور است بتابد و آتش که مجبور است بسوزاند.

الحق تعالی مُوجِبٌ بالذات لا مُوجَبٌ بالغیر؛ یعنی فاعلی است که فعلش از ذات، علم و اراده‌اش واجب می‌شود، نه از غیر و نه از روی اضطرار.

حکما از ابن‌سینا و سهروردی و صدرالمتألهین خدا را «موجب بالذات» می‌دانند، زیرا «الشيء ما لم يجب لم يوجد»؛ یعنی تا علت تامه واجب نشود، معلول موجود نمی‌گردد، و علت تامه همه موجودات ذات واجب با علم و اراده اوست.

برخی از جاهلان یا متصوفه منحرف کلمه «موجب» را بدون کسره شنیدند و پنداشتند که حکما خدا را مانند آتش و خورشید «مجبور» می‌دانند. این تحریف محض است؛ زیرا حکیم کیست که خدا را عين العلم و الارادة و الاختيار بداند و سپس او را مضطر و مجبور انگارد؟

نتیجه‌گیری این بخش

خداوند متعال قادر مختار موجب بالذات است؛ یعنی از کمال ذاتی و علم و اراده ذاتی‌اش دائماً افاضه می‌کند، بدون آنکه مجبور یا مضطر باشد. این ایجاب بالذات هیچ منافاتی با اختیار و عدم لزوم حدوث زمانی عالم ندارد.

جمع‌بندی نهایی کتاب

نورانیّت حق عین قدرت و فیاضیت است، و قدرت عین علم و مشیت. از قدرت الهی حدوث زمانی عالم لازم نمی‌آید، چه آنکه حدوث در قابل است نه در فاعل. حق تعالی فاعل مختار است و در عین حال موجب بالذات؛ یعنی هر چه افاضه می‌کند از کمال ذات و علم و اراده‌اش واجب می‌شود، نه از روی جبر و اضطرار. این است معنای حقیقی توحید افعالی و ربانیّت مطلقه.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)