متن تحقیق
امر بین الامرین در حكمت متعالیه
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: بیان مسئله و دو محذور بزرگ
پس از اثبات قدرت برای خداوند متعال، نوبت به عمومیت این قدرت بر جمیع مخلوقات و موجودات میرسد. در این مقام، دشوارهای بنیادین رخ مینماید که هر یک از دو سوی آن، انکار یا تضعیف سوی دیگر را در پی دارد؛ دشوارهای که اگر به درستی حل نشود، یا به جبر میانجامد یا به تفویض.
اگر قدرت خداوند را مطلق و عام بدانیم، گویی عبد هیچ کاره است و جبر لازم میآید؛ و اگر اختیار عبد را بپذیریم، گویی قدرت خداوند محدود شده است. هر دو راه، گمراهی است:
سلب عمومیت قدرت از خداوند → محدودیت خداوند (محال عقلی).
سلب قدرت از عبد → جبر و انکار سنخیت فعل با فاعل مختار (محال عقلی).
زیرا خداوند مختار مطلق است و فعل او باید با او سنخیت داشته باشد؛ پس مخلوق نیز باید مختار باشد. بنابراین، میان دو محذور قرار گرفتهایم: یا خداوند را محدود کنیم یا خلق را از قدرت و اختیار خلع کنیم. هر دو، باطل و گمراهکننده است.
بخش دوم: راه حل بنیادین: قیاس به وحدت وجود
راه حل این دشواره دقیقاً همان است که در باب وحدت وجود به کار بردیم. آنجا گفتیم:
خداوند کل الوجود است، اما عبد نیز موجود است؛ موجودی ظلی، رقیقه، فیضی، تبعی، بالحق و بالعلیه، نه مستقل و اصیل.
اینجا نیز میگوییم:
خداوند کل القدرة است، اما عبد نیز مختار است؛ مختاری ظلی، رقیقه، فیضی، تبعی، بالحق و بالعلیه، نه مستقل و گسیخته.
و این جمله کلیدی است:
مستقل نبودن ≠ مجبور بودن
بخش سوم: چهار دلیل مرحوم سبزواری بر جمع میان عموم قدرت و اختیار عبد
دلیل اول: از عموم جعل و مجعول
هر موجودی مجعول است؛ یا بالذات (وجود) یا بالعرض (ماهیت). هر مجعولی محتاج به جاعل است و جاعل، واجد قدرت است. پس هر موجودی مقدور است و هر مقدوری تحت قدرت خداوند است. نمیتوان موجودی یافت که خارج از دایره جعل و قدرت الهی باشد.
دلیل دوم: از عموم علم الهی
علم خداوند محیط به کل شیء است: «لَا يَعْزُبُ عَنْ عِلْمِهِ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ» (هیچ ذرهای از علم او پنهان نیست). علم و قدرت، هر دو عین ذات خداوندند. پس همانگونه که علم او محیط است، قدرت او نیز محیط است.
دلیل سوم: فرعیت ایجاد بر وجود
فاقد شیء معطی شیء نیست. هر موجودی محتاج به ایجاد است و ایجاد فرع بر وجود است و وجود منحصر در خداوند است. پس تمام ایجاد و تمام موجود از ناحیه خداوند است.
دلیل چهارم: نفس الاختیار بالاختیار نیست (مهمترین دلیل)
اگر نفس الاختیار معلول اختیار دیگری باشد، تسلسل لازم میآید. پس نفس الاختیار بالعلم، تصور، تصدیق و اراده است، نه بالاختیار. و علم و اراده عبد نیز بالأخره به واجب الوجود ازلی بازمیگردد.
الناس فی اختيارهم مجبورون؛ محال است انسان اختیار نکند. باید یا قیام کند یا قعود، یا فعل کند یا ترک. لااختیار محال است.
بخش چهارم: دفع توهم جبر از دلیل چهارم
اینکه گفتیم «نفس الاختیار بالاختیار نیست» به معنای «فعل بالاختیار نیست» نمیباشد. جبر آنجاست که فعل عبد به اختیار او نباشد. اما ما میگوییم:
فعل عبد به اختیار اوست، اما خود آن اختیار معلول علم و اراده است و علم و اراده عبد نیز بالحق است.
در نفس اختیار کردن مجبوریم (زیرا لااختیار محال است)، اما در اینکه کدام طرف را اختیار کنیم، مختاریم.
جبر آن است که در انتخاب مصداق، مجبور باشیم؛ نه اینکه در نفس وجود انتخاب، مجبور باشیم.
بخش پنجم: تمثیلات روشنگر
- مثل کلید ماشین: کلید از اوست، روشن کردن از ماست؛ جرم نیز به ماست.
- مثل ولد الزنا: تولدش اختیار او نیست، پس گناه ندارد؛ اما اعمال بعدیاش اختیاری است، پس مسئول است.
- مثل مجتهدهای که به دلیل حکم شرعی از او تقلید جایز نیست: اگر برای خدا درس خوانده، ثواب کامل میبرد؛ اگر برای ریاست، هیچ.
- عدالت قیامت: خداوند از ما فقط به اندازه آنچه داده سؤال میکند. زحمت کشیدهای، مزد زحمتت را میگیری، حتی اگر به مقام نرسیده باشی.
جمعبندی نهایی
همانگونه که در وجود گفتیم: کل الوجود للحق، و با این حال عبد موجود است؛ موجودٌ بالحق، ظلی، رقیقه، فیضی.
اینجا نیز میگوییم: کل القدرة للحق، و با این حال عبد مختار است؛ مختارٌ بالحق، ظلی، رقیقه، فیضی.
فاعل مختار است → مفعول نیز باید مختار باشد (سنخیت علت و معلول).
پس نه جبر اشعری، نه تفویض معتزلی؛ بلکه امر بین الامرین صدرایی.
و این است معنای بیت مرحوم حاجی:
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!