متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش سیزدهم: اثبات عموم قدرت الهی بر کل شیء و رفع شبهه جبر
مقدمه بخش
یکی از ارکان توحید افعالی، اثبات عموم قدرت خداوند سبحان بر همه ممکنات است؛ قدرتی که هم بر خیر و زیبایی و هم بر شر و قبح احاطه دارد، بیآنکه این احاطه با اختیار بنده منافات داشته باشد. این بحث در برابر دو انحراف بزرگ تاریخی قرار دارد: ثنویه که برای تبرئه خداوند از شرور، او را از دخالت در آنها برکنار میداشت و معتزله که برای حفظ عدل، قدرت خداوند را بر افعال قبیحه محدود میکردند. در این بخش، با سه دلیل محکم، عموم این قدرت ثابت میشود و سپس شبهه جبر بهگونهای کامل و بینظیر رفع میگردد.
دلیل اول: عموم جعل، مستلزم عموم قدرت
هر ممکنالوجودی بالذات محتاج به علت است و جعل وجود منحصر در واجب تعالی است. مجعولیت، عامّهٌ لجمیع الممکنات؛ هیچ ممکنی نیست مگر آنکه مجعول خداوند است، زیرا مناط مجعولیت، همان امکان ذاتی و فقر محض است. وقتی همه موجودات (مجردات، عقول، ماده، قوه و فعل) ممکناند و هیچیک صلاحیت اعطای وجود مستقل ندارند، تنها واجبالوجود بالذات که از هر نوع امکان و قوه منزّه است، شایستگی جعل دارد.
عدم نیز نمیتواند اعطای وجود کند، و قوه نیز نمیتواند اعطای فعلیت نماید، زیرا هر دو محتاجاند. بنابراین، هر شیء که موجود شد، خداوند «سروقتش آمده» و آن را موجود کرده است. پس قدرت الهی بر هر ممکنی احاطه دارد، چه آن ممکن در نظر عرف خیر باشد یا شر، حسن باشد یا قبح.
دلیل دوم: علم فعلی و ذاتی خداوند، مستلزم قدرت فعلی و ذاتی است
علم الاول تعالی شأنه فعلیٌ محض است و عین ذات اوست. ذات واجب، حيثية عليت لکل شیء دارد؛ یعنی علّیت نسبت به همه ممکنات در ذات او بالذات موجود است. وقتی علم خداوند فعلی و محیط به کل شیء است و این علم عین ذات است، و قدرت نیز عین ذات است، پس همانگونه که علم الهی به همه اشیاء تعلق گرفته، قدرت الهی نیز به همه اشیاء تعلق دارد.
به تعبیر دقیق: علم فعلی الهی که ذاتی و محیط است، اقتضا میکند که قدرت نیز ذاتی و محیط باشد؛ زیرا علم و قدرت و سایر صفات کماليه، عین ذاتند و تفکیکپذیر نیستند.
دلیل سوم و اساسی: رفع شبهه جبر با بیان دقیق مراتب تعلق علم و قدرت الهی
اگر کسی گمان کند که عموم قدرت الهی مستلزم جبر است، سخت در اشتباه است. علم فعلی خداوند نه تنها به «فعل عبد» تعلق گرفته، بلکه به «مبادی فعل عبد» نیز تعلق دارد؛ مبادی بعیده (تصور)، متوسطه (تصدیق و معرفت به غایت)، و قریبه (اراده و اختیار).
خداوند اراده کرده که عبد این فعل را به اختیار خود انجام دهد. او میتوانست عبد را مجبور کند، اما چون مختار مطلق است، اراده فرموده که عبد نیز در دایره امکان، مختار باشد. پس تعلق علم فعلی الهی به مبادی اختیار، خود بهترین دلیل بر نفی جبر است.
تمثیل معروف استاد
مانند مأمور راهنمایی که میگوید: «اینجا نایستید!» وجوب حرکت حتمی است، اما از کدام سمت بروی، به اختیار خود توست. همینگونه، نفس اختیار و انتخابگری برای انسان حتمی است، اما اینکه کدام طرف را انتخاب کند (شکر یا کفر، خیر یا شر)، به اختیار او واگذار شده است.
کلام نهایی و طلایی بخش
نفس الاختیار معلول الحق است، اما تعیّن الاختیار (این یا آن) معلول خود ماست. خداوند اراده فرموده که ما مختار باشیم، پس محال است که مجبور باشیم؛ و چون مختار آفریده شدهایم، محال است که یله و رها و بیاختبار باشیم. اینجاست که مذهب شیعه و حکمت متعالیه به قلّه بینظیری در حل معضل جبر و اختیار رسیده و شبهه را به تمام معنا رفع کرده است.
جمعبندی بخش
با این سه دلیل روشن شد که قدرت خداوند بر هر ممکنی (خیر و شر، حسن و قبح) تامه و محیط است، و این عموم قدرت نه تنها با اختیار بنده منافات ندارد، بلکه بهترین دلیل بر اثبات اختیار است؛ زیرا خداوند مختار مطلق، بندگان را نیز در حد امکان، مختار آفریده است. این بیان، اوج دقت کلامی و فلسفی شیعه در توحید افعالی و عدل الهی است.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!