متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش سیزدهم: دلائل ثلاثه بر انحصار قدرت و ایجاد حقیقی در ذات باری تعالی
دليل سوم: انحصار ایجاد حقیقی در خداوند و جواز ایجادات وسطی غير مستقلّه
سومین دلیل بر عمومیت قدرت الهی آن است که گفتیم: «دلیل سوم این است که چیزی نمیتواند موجود باشد مگر آنگاه که موجودی آن را ایجاد کرده باشد، مادامی که خود موجود نباشد». یعنی ایجاد – که صفتی تحقّقی است – فرع وجود فاعل است؛ فاعل باید نخست خود موجود باشد تا بتواند ایجاد کند: «لا مؤثّر فی الوجود إلا الله».
و حال آنکه ممکنات در ذوات خود وجود حقیقی ندارند؛ زیرا ممکن از ذات خود عدم محض است و وجودش تنها از ناحیه علت است. بنابراین، ایجاد از ذات ممکن بالذات محال است؛ پس ایجاد حقیقی برای ممکنات نیست. در نتیجه، همه اسباب، مسبّب الأسبابِ حقاند و همه امور به دست اوست. پس همانگونه که وجود حقیقی تنها از او تراوش میکند، وجود ممکنات نیز جز تراوشی از ناحیه او نیست؛ افاضهای از جانب حق است.
همچنین در قدرت نیز همینگونه است: لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظيم؛ هیچ حرکت و نیرویی نیست مگر به خداوند علیّ و عظیم.
همانگونه که حصر وجود حقیقی در ذات باری تعالی منافاتی با وجود موجودات به وجودهای مستعار، ظلّی و تبعی ندارد، همچنین حصر ایجاد حقیقی در او منافاتی با ثبوت ایجادات وسطی و غیر مستقلّه برای عبد ندارد؛ ایجاداتی که در طول ایجاد الهی است، نه در عرض آن.
عبد نه همچون میّت در دست غسّال است و نه اختيارش نفسی و مستقل است، بلکه اختيارش در متن اراده و قدرت الهی است؛ همچنان که وجودش در متن وجود الهی است.
دليل چهارم: استحالة تسلسل در اختيار (نقل از فصوص الحکم فارابی)
چهارمین دلیل آن است که اگر اختيار به اختيار باشد، تسلسل لازم آید؛ پس اختيار به اختيار نیست، بلکه اختيار به لااختيار است و لااختيار همان اختيار الحق است.
حکیم ثانی، فارابی رحمهالله در کتاب گرانسنگ فصوص الحکم – که یکی از دقیقترین آثار فلسفی است – در ردّ مدعای معتزله میفرماید:
اگر پنداری پندارد که او هر چه خواهد انجام میدهد و هر چه بخواهد اختیار میکند، از او بپرس: این اختیار تو حادث است یا قدیم؟ اگر قدیم باشد، لازم آید که از نخستین لحظه وجودش همراه او بوده باشد، در حالی که خود او حادث است و در آغاز اختیار نداشته است. و اگر حادث باشد، هر حادثی محتاج به محدِث است. پس یا سبب آن خود اوست یا غیر او. اگر خود اوست، یا آن را بالاختيار ایجاد کرده (که تسلسل است) یا بدون اختیار (که جبر است). و اگر غیر اوست، بالأخره منتهی به اختیار ازلی و ذاتی خداوند میشود.
پس اختيار بالذات و مستقل محال است؛ اما این سخن جبر نیست. زیرا «فعل به اختیار عبد است»، نه «اختيار به اختیار عبد». عبد واقعاً میتواند این فعل را انجام دهد یا ترک کند، اما نمیتواند «اصلاً اختیار نداشته باشد». این اختیار داشتن، موهبتی الهی است، نه ذاتی عبد.
دليل پنجم: تفويض فعل عبد به او، مستلزم تفويض ذات اوست
پنجمین دلیل آن است که چگونه میتوان گفت فعل ما به ما واگذار شده، در حالی که تفويض فعل ما، تفويض ذات ما را اقتضا میکند؟ زیرا بر پایه اتحاد عاقل و معقول و فاعل و فعل در مرتبه نفس، ذات انسان جز مجموع ملكات و اعمال او نیست.
طينت نفوس ما به بقاء (نه فقط به استعداد) تخمير میشود به ملکات حميده یا رذيله:
- ملکات حميده: علمی (معرفت جبار و تفويض امر به او) و عملی (تسلیم محض).
- ملکات رذيله: جهل مرکب و عمل سيّء.
اگر طينت ما از عليين باشد، به سوی حق میل میکند؛ و اگر از سجين باشد، به سوی نقيض.
راه عملی سنجش طينت نفس
محکّ طينت این است که:
- آیا نام حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعليها که میآید، قلب میلرزد؟
- آیا دیدن طلبهای که کتاب زیر بغل دارد، دل را شاد میکند یا حسادت میآورد؟
- آیا وقتی سیدی از ما جلو میافتد، ناراحت میشویم یا خوشحال؟
اگر دل با اولاد رسولالله و ایتام آل محمد گرم نمیشود، نفس بیمار است و باید معالجه شود. همانگونه که در مکاشفات رسیده است، اگر نام حضرت زهرا سلاماللهعليها را چند بار تکرار کرد و دل نلرزید، مسلّم مريض است و باید خود را علاج کند.
این بيان شيعه در مسئله جبر و اختیار، از شاهکارهای اندیشه بشری است؛ نه جبر اشعری است، نه تفويض معتزلی، بلکه «أمرٌ بين الأمرين» به معنای حقیقی کلمه: لا حول و لا قوة إلا بالله، و در عین حال، عبد واقعاً مختار است، زیرا اختیارش در متن اراده الهی است، نه در عرض آن.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!