متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش سیودوم و سیوسوم: ملازمهٔ استقلال در فعل با استقلال در ذات و نفی تفویض معتزلی
و تِلْکَ فینا حَصَلَتْ بالحَرَکةِ
لکن کما الوجودُ من سَوْقٍ لنا
فالاختیارُ والمَلَکةُ من سَوْقٍ لنا
حکیم متأله، ملاهادی سبزواری رضواناللهعلیه، در این دو بیت شریف، یکی از دقیقترین براهین فلسفی را در ردّ نظریهٔ تفویض معتزله و اثبات اختیار بالعرض انسان اقامه میفرماید. استدلال بهگونهای است که هم استقلال در فعل را از انسان نفی میکند و هم از جبر اشعری برائت میجوید و راه میانهٔ شیعی را با بیانی وجودی و بلند میگشاید.
متن استدلال پنجم بر نفی اختیار بالذات انسان
اگر انسان را در افعال خود مختار بالذات و مستقل بدانیم، لازمهاش این است که در ذات خویش نیز مستقل باشد؛ زیرا حقیقت ذات آدمی چیزی جز مجموعهٔ ملکات اکتسابی او نیست و این ملکات بهواسطهٔ تکرار افعال و حرکات اختیاری پدید میآیند. پس اگر افعال، مفوَّضٌ إلینا و کاملاً در اختیار ما باشد، ذات ما نیز باید به دست خودمان ساخته شود، در حالی که ذات ما به یَدِ قدرت و حکمت الهی خمیر گشته و هیچ استقلالی در آن راه ندارد. این تناقض آشکار، بطلان ادعای اختیار بالذات را اثبات میکند.
صورت برهان بهگونهٔ منطقی
- حقایق ذوات و هویّات ما چیزی جز ملکات علمیه و عملیه نیست.
- ملکات از تکرار افعال و حرکات نفسانیه و بدنیه حاصل میشوند.
- اگر افعال و حرکات، مفوَّضٌ إلینا باشد، پس ملکات و در نتیجه ذوات ما نیز باید مفوَّضٌ إلینا باشد.
- اما ذات ما به یَدِ قدرت حق تعالی خمیر شده و هیچ استقلالی ندارد.
- پس نمیتوان گفت افعال و حرکات ما مفوَّضٌ إلینا و مختار بالذاتیم.
شبههٔ سعادت و شقاوت فطری و پاسخ آن
اگر تخمیر طینت و سرشت انسان متفاوت است و سعید، سعیدٌ فی بطن أمّه و شقی، شقیٌ فی بطن أمّه، پس ارسال رسل، انزال کتب، تکلیف، انذار و تشریع چه معنایی دارد؟
پاسخ: تخمیر طینت، علت تامه و جبری نیست، بلکه اقتضا دارد. مانند بذری که در خاک حاصلخیز کاشته شود، اقتضای درخت تنومند دارد، اما اگر آب و مراقبت نباشد خشک میشود؛ و بذر نامرغوب نیز در شرایط خاص ممکن است به بار نشیند. علّت خارجی (هدایت، تربیت، عمل صالح یا ناصالح) میتواند این اقتضا را تغییر دهد.
اوست که زنده را از مرده بیرون میآورد و مرده را از زنده بیرون میآورد و زمین را پس از مردگیاش زنده میگرداند، و اینگونه شما نیز بیرون آورده میشوید.
اقوال متکلمان در باب اختیار
- اشاعره: جبر محض؛ انسان مانند میّت در دست غسّال است.
- معتزله: تفویض محض؛ خداوند انسان را خلق کرد و او را به حال خود واگذارد.
- شیعه امامیه: لا جبر و لا تفویض، بل أمرٌ بین أمرین.
نه جبر است و نه تفویض، بلکه امری است میان دو امر.
دو بیان مشهور در تبیین امر بین الامرین
بیان مشائیان (خواجه نصیر و پیروان)
عبد فاعل بالمباشرة و خداوند فاعل بالتسبیب است؛ مانند کسی که دیگری را هل میدهد و او به سومی برخورد میکند و آن سوم میافتد. این بیان، قدرت خداوند را غیرمباشر میسازد و از کمال قدرت مطلقه الهی میکاهد.
بیان حکمت متعالیه (صدرالمتألهین و سبزواری)
همانگونه که در باب وجود گفتیم: «الحقُّ کلُّ الوجود و لا شیء من الوجود إلاّ هو» و با این حال «العبدُ موجودٌ»، در باب قدرت نیز همینگونه است:
اختیار عبد، عرض محض و رابط محض و به قدرت خداوند است، نه در کنار آن و نه در طول آن.
قدرت عبد به نفس قدرت رب است؛ جایی پیدا نمیشود که قدرت عبد باشد و قدرت حق نباشد. پس نه قدرت حق محدود میشود و نه اختیار عبد سلب میگردد. این است کمال توحید افعالی.
تطبیق بر بیت شریف
«اذ خَمَّرْتَ طینَتَنا بالمَلَکةِ»: تخمیر طینت و آمیختن سرشت ما با ملکات种种، کار خداوند است.
«و تِلْکَ فینا حَصَلَتْ بالحَرَکةِ»: این ملکات در ما بهواسطهٔ حرکت نفسانی و بدنی حاصل میشود.
«لکن کما الوجودُ من سَوْقٍ لنا»: همانگونه که وجود ما از ناحیهٔ خداوند به ما سوق داده شده،
«فالاختیارُ والمَلَکةُ من سَوْقٍ لنا»: اختیار و ملکات نیز از ناحیهٔ اوست.
جمعبندی بخش
انسان نه مجبور محض است و نه مختار بالذات و مستقل، بلکه اختیار او بالعرض و به عطای الهی است. ذات او به یَدِ قدرت حق خمیر شده و افعال او نیز در ظرف قدرت مطلقهٔ الهی واقع میشود. این است معنای حقیقی «أمرٌ بین أمرین» که لسان عصمت علیهمالسلام فرموده و حکمت متعالیه آن را به کمال تبیین کرده است.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!