شرح منظومه 133

متن تحقیق





تخمير الذوات و أمر بين الأمرين


تخمير الذوات و أمر بين الأمرين

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش اول: تخمير ذات و استحكام ملكات

و لاجل أنه ما لم يستحكم ملكاتنا، لم يتم تخمير ذواتنا أصلاً. تا زمانى كه ملكات ما استحكام نيافته، تخمير ذوات ما به كمال نرسيده است. زيرا تخمير ذات به استمرار و تكرار وابسته است. كسى كه يك بار دروغ گفته يا غيبت كرده، هنوز جانش آلوده نشده است؛ اما چون اين فعل متكرر گردد، در دل او گوساله‌اى مى‌افتد و «فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلُ» تحقق مى‌يابد. واى بر آن گناهى كه در قلب ريشه دواند؛ زيرا از سرطان هم محكم‌تر است و جز با رحمت خاص الهى برآورده نمى‌شود. گناه عارضى كه تازه وارد شده و تنها سطح بدن را آلوده كرده، با توبه آسان برطرف مى‌گردد، اما گناهى كه ملكه شده، در اعماق وجود نفوذ كرده است.

حكيم سبزوارى مى‌فرمايد: تا ملكات ما استحكام نپذيرد، تخمير ذوات ما تمام نشده است؛ زيرا آن‌چه ذات ما را مى‌سازد، صفاتى است كه استمرار و ثبات يافته و با انسان يكى شده‌اند. علمى كه جاى گيرد، تقوايى كه ريشه دواند، يا رذيلتى كه ملكه شود، همان است كه در خلوت و جلوت با انسان مى‌ماند.

از اين‌رو در تعريف انسان گفته‌اند: «حيوان ناطق» و «فانٍ» در برابر مجردات و افلاك كه موت ندارند. چرا صفات ديگر را در تعريف نياوردند؟ زيرا حالات و صفات عرضى در معرض زوال‌اند و در تخمير ذات راه ندارند. پس تخمير ذات، تنها به آن‌چه با انسان اتحاد يافته و حقيقت او شده است بازمى‌گردد.

استقامت، ركن اصلى تخمير ذات

لهذا قال الله تبارك و تعالى:

فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ
پس استقامت ورز چنان كه مأمور شده‌اى

و چون اين آيه نازل شد، رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله فرمود: «شيّبتنى سورة هود». سوره هود مرا پير كرد. استقامت، زير بار حق ايستادن و متعلق امر الهى شدن است. استقامتِ حقيقى غير از هر استقامت ديگر است؛ زيرا كاف آن برداشته شده و «كاستقم» شده است، يعنى استقامتى كه هيچ انحرافى در آن راه ندارد.

صفات استقامتى آن صفاتى هستند كه در خلوت با انسان مى‌مانند و در جلوت به كار مى‌آيند. صفتى كه براى دنيا اكتساب شود، هرچند به ظاهر بزرگ باشد، بار خود را هم به منزل نمى‌رساند، چه رسد به بار ديگران. اما صفتى كه براى آخرت باشد، هم بار خود را مى‌كشد و هم شايد چهار نفر ديگر را از آب درآورد.

بخش دوم: نسبت تخمير ذوات به مبادى عاليه

ثم هذه التخميرات و إن وقعت فيما لايزال بالقياس إلينا، لكن بالنظر إلى المبادى العالية، فقد فرغوا عن التخمير و التعجين بوجهٍ علماً و أزلاً. اين تخميرها هرچند از نظر ما در عالم حادث و به دست ماست، اما از منظر علل عاليه و مبدأ المبادى، همه چيز در ازل فراغت يافته است. قلم أعليٰ در ازل همه را تا روز قيامت نوشته و هيچ چيز براى خداوند باقى نمانده است.

علت لايزالى خداوند اقتضا مى‌كند كه هيچ فرجه و خلأيى در نظام ربانى نباشد. از اين‌رو، فعليت تخمير ذوات در دست ماست، اما عليت و وجود آن در يد قدرت الهى است.

دفع توهم تفويض و جبر

اين بيان، وجه پنجمى است كه به ذهن فاطر حقير خطور كرده در رد بر مفوضه. زيرا از وجوه مذكور در نظم، توهم جبر مى‌شود و نعوذ بالله منه. مقصود ما ابطال تفويض بود، نه اثبات جبر؛ زيرا تفويض مستلزم شرك خفيف يا جلى است، چرا كه اختيار بالذات دادن به عبد، استقلال از خداوند دادن است و فاقد شىء معطى شىء نيست.

پس نه تفويض صحيح است و نه جبر. تحقيق همان مذهب أهل الحق است كه مأثور از أئمة طاهرين عليهم‌السلام است: «الأمر بين الأمرين».

امام صادق عليه‌السلام: لا جبر و لا تفويض، بل أمر بين أمرين.

بخش سوم: بيان حقيقى أمر بين الأمرين

امر بين الأمرين نه به معنايى است كه خواجه نصير در تجريد و علامه در شرح آن گفتند (رابطه طولى و عرضى مانند برق شهر و كليد خانه)، بلكه به معنايى بسيار عميق‌تر:

كما أن الوجود منسوب إلينا مع أنه وجود الله، كذلك الفعل فعل الله و هو فعلنا.

زيرا ايجاد متفرع بر وجود است. هر جا وجودى هست، ايجادى هست و هر جا ايجادى هست، موجدى است و موجد غير خداوند نيست. نسبت وجود امكانى به فاعل واجب، وجوبى است و به قابل، امكانى. همين دو نسبت در ايجاد نيز متحقق‌اند.

وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ
و تو نياناختى آن‌گاه كه انداختى، بلكه خداوند انداخت

اين كلام معجزآساى قرآن، اوج بيان توحيد افعالى است: تو واقعاً انداختى و اختيار و فعليت داشتى، اما در همان حال كه تو انداختى، انداختن تو، انداختن خدا بود. هيچ چيز از دايره وجود او بيرون نيست و «ما من شىء إلا و له».

خلاصه أمر بين الأمرين: الإيجاد يدور مدار الوجود، و الوجود يدور مدار الوجوب، و الوجوب منحصر فيه تعالى، مع بقاء النسبتين الإمكانية والوجوبية في آنٍ واحد.

جمع‌بندى نهايى

تخمير ذوات به استمرار و استقامت وابسته است و انسان با فعل خود، قالب وجودى خويش را مى‌سازد. اما اين ساختن در عالم حادث است و از منظر مبادى عاليه، همه در علم لايزالى خداوند فراغت يافته است. نه تفويض صحيح است و نه جبر، بلكه حقيقت أمر بين الأمرين است كه فعل عبد در عين كونه فعل عبد، فعل الله است؛ چنان‌كه وجود عبد در عين كونه وجود عبد، وجود الله است. و اين است معناى توحيد افعالى كه قرآن كريم با بيان «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ» به نهايت بلاغت بيان فرموده است.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)