متن تحقیق
غرر الفرائد فی الحیاة و ما یتبعها
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش سیزدهم: تأخّر بحث حیات از علم و قدرت و حکمتی که در آن نهفته است
پس از آنکه علم و قدرت واجب تعالی به نحو لمّی و برهانی اثبات گردید، نوبت بیان صفات دیگر میرسد؛ زیرا حق تعالی مستجمع جمیع صفات کمال و جمال است. از اینرو، در عبارت «غررٌ فی الحیاة و ما یتبع الحیاة» ابتدا حیات و سپس لوازم آن (سمع و بصر و کلام) مطرح میگردد.
حیات در حقیقت «أمّ الأسماء» است و بر همه اسماء مقدّم؛ لیکن در سیر بحث، پس از علم و قدرت واقع شده است. علت این تأخّر آن است که حیات پس از اثبات علم و قدرت، خودبهخود مفروغعنه و مسلّم میگردد؛ زیرا حیات عبارت است از موجودی که مُدرِک و فاعل باشد. وقتی ثابت شد که واجب تعالی عالم و قادر است، یعنی مُدرِک و فاعل است، پس حیاتش نیز بالضروره ثابت است. بنابراین، نیازی به دلیل مستقل نیست؛ تنها نیازمند تبیین و تعریف است.
|
حیات پس از اثبات علم و قدرت، چون آفتابِ بینیاز از دلیل است؛ هنگامی که مدرِک و فاعل بودن واجب ثابت شد، حیاتش همچون ظهور خورشید در نیمروز، بدیهی میگردد. |
تعاریف سهگانه حیات
- تعریف متوسط (مخصوص ذوی العقول): حیات آن حقیقت است که دارای ادراک و فعل باشد.
- تعریف خاص واجب تعالی: حیات آن حقیقت است که ادراک و فعل عین ذاتش باشد، نه زاید بر ذات.
- تعریف عام فلسفی (شامل جمادات نیز): حیات حقیقتی است که منشأ اثر خاصّ خودش باشد. هر موجودی اثر خاص خود دارد، پس همه موجودات به نحوی حیاند، لکن مراتب بسیار متفاوت است.
بخش چهاردهم: سمیع و بصیر بودن واجب تعالی
سمع و بصر به معنای عضو مادی در حق تعالی محال است؛ زیرا عین و أذن در ساحت قدس الهی راه ندارد. پس سمیع یعنی عالم به مسموعات و بصیر یعنی عالم به مبصرات.
از دیدگاه مشائیان، سمع و بصر به علم برمیگردد. لکن از منظر شیخ اشراق و عرفای کامل، عکس این است: علم الهی در مرتبه فعل، عین اضافه اشراقیه است، یعنی وجود خارجی همان علم تفصیلی خداوند است؛ بنابراین علم به سمع و بصر برمیگردد، نه سمع و بصر به علم.
|
هو السمیع البصیر بر هو اللطیف الخبیر مقدم است؛ زیرا علم تفصیلی الهی در مرتبه فعل، عین بصر و سمع است و وجود خارجی کأس علم حق و وعاء وجودی آن است. |
سؤال: پس چرا نمیگوییم خداوند لامس، ذائق و شامّه نیز هست؟
جواب: زیرا این صفات در ظاهر نقص مینمایند؛ لذا توقیفیاند. تنها آنچه شارع مقدس تصریح فرموده (سمیع، بصیر، متکلم…) را میپذیریم و قیاس نمیکنیم.
بخش پانزدهم: کلام و تکلّم حق تعالی – اوج بحث
تکلّم در ظاهر برای ما نقص است؛ زیرا ما نمیتوانیم باطن خود را مستقیم آشکار کنیم، ناچار زبان و دست و چشم به یاری میگیریم و گاه با قسم و بینه و برهان سخن میگوییم. اما کلام الهی اعلی مراتب کمال است: «إعراب عما فی الضمیر» یعنی اظهار آنچه در علم و حبّ ذاتی خداوند نهفته است.
تمام کائنات کلمات تامّهٔ الهی است؛ زیرا عالم کیانی عین إعراب و اظهار علم ربّانی و حبّ ذاتی حق است. پس «كَلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ» یعنی خداوند دائم در حال دمیدن نفَس رحمانی و اظهار ضمیر ازلی خویش است.
مقایسه کلام انسانی و کلام الهی
کلام لفظی ما از تقاطع نفَس انسانی در مخرجهای حروف پدید میآید. کلام الهی از تقاطع نفَس رحمانی – یعنی فیض مقدس و وجود منبسط – در مراتب هستی پدید میآید.
برخی عوالم را بیست و هشت مرتبه شمردهاند: عقل، نفس، نُه فلک، چهار عنصر، سه موالید، عالم مثال و نُه مقولهٔ عرَضی. لکن عدد ذوقی است؛ اصل آن است که همه هستی کلام الله و إعراب عما فی الضمیر الهی است.
|
هستی کتاب مبین الهی است، قرآن ناطق است، کلمة الله العلیا است. آب و خاک و گل نیز نطق دارند، آتش نطق دارد، جماد نطق دارد؛ «نَطْقِ آب و نَطْقِ خاک و نَطْقِ گِلْ هست محسوس حواس اهل دل». |
نتیجهگیری کلّی کتاب
حیات، سمع و بصر پس از اثبات علم و قدرت، خودبهخود ثابت میشوند و تنها نیازمند تبییناند. کلام الهی اما اعلی صفات کمالیه است؛ تمام موجودات از عالم عقل تا سنگ، کلام تام و ناطق خداوندند. هستی سراسر إعراب عما فی الضمیر الهی است و هر لحظه در شأن جدید، نفَس رحمانی تازهای در عالم میدمد.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!