متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش اول: تتمه بیان هستی به عنوان کلمه تامه خداوند و حقیقت تسبيح و حمد موجودات
وجود، کلمه الله و کلمات تامات
تتمه بيان نسبت هستي به كلام حق تعالى اين شد كه تمام عوالم – از اعلى عليين تا عوالم مادى و ناسوت – همگى فيض حق، معلول علم حق و در عين حال كلام حقاند. پس هستي همان کلمه الله است و موجودات، کلمات تامات الهيه.
چنانچه نسبت ميان وجود و اشياء و اشياء و وجود روشن گردد، تسبيح، تمجيد، تحميد و تنزيه حق نيز روشن خواهد شد؛ زيرا همانگونه كه صفات ذاتيه حق تعالى همگى به دو قسم جمال و جلال بازمىگردد، ستايش مخلوقات نيز جز دو نوع نيست: اظهار حُسن محبوب (حمد) و دور داشتن حق از هر نقص و كاستى (تنزيه).
هر موجود به تمام وجود خويش، تمام حق را – به زبان حال و استعداد ويژه خود – تصديق و بيان مىكند. پس شىء مادى تسبيحى مادى دارد، موجود مجرد تسبيحى عقلى، نفس ناطقه تسبيحى ديگر، نبات تسبيحى نباتى و حيوان تسبيحى حيوانى. از اينرو هر كس «ذكر مخصوص» و «سرّ مخصوص» دارد.
نقد بیان متکلمان و بیان حکمت متعالیه در باب تسبيح موجودات
متكلمان گفتند: «امكان و حدوث شىء دال بر وجوب واجب است و اين دلالت همان تسبيح است». اين بيان ناقص است؛ زيرا همه موجودات يك وصف بيشتر ندارند (امكان و حدوث)، پس همه يكگونه تسبيح مىكنند و ذره و كهكشان يك كار مىكنند. اين تسبيح نازل فقط مىگويد «مؤثرى هست»، و بس.
اما به بيان بلند حكمت متعاليه، هر موجود به تمام هستى خويش ربّ خود را تقديس و تنزيه مىكند و با زبان حال و استعداد و مقال، چگونگى و كيفيت محبوب را بيان مىدارد. از اينرو موجودات نه تنها نشان مىدهند كه مؤثر دارند، بلكه خود را و نحوه محبوب را نيز آشكار مىسازند.
هر آنچه در آسمانها و زمين است، خدا را تسبيح مىگويد
و هيچ چيز نيست مگر اينكه او را همراه با حمد تسبيح مىگويد، ولى شما تسبيح آنان را درنمىيابيد
دو نوع اضافه و دو گونه ظهور
اگر وجودات را به حق تعالى اضافه كنيم:
- مىشود «إعراب عن الغيب المصون و الكنز المكنون» – اظهار از غيب پنهان و گنج نهان الهى.
اگر وجودات را به ماهيات اضافه كنيم:
- مىشود «شرح و كشف لجماله و جلاله» – شرح و گشايش جمال و جلال خداوند.
پس تسبيح و حمد حقيقى همين اظهار وجود و ظهور حق است، نه صرف دلالت عقلى بر حدوث و امكان. حمد متعارف نيز شرح و اظهار فضايل و فواضل محمود است، و بهترين حمد آن است كه به زبان حال و وجود باشد، نه صرف لسان.
بخش دوم: اراده الهيه – آخرين صفت ذاتيه پيش از ورود به صفات فعليه
معناى اراده در حق و خلق
اراده از نظر مفهوم در حق و عبد يكسان است: تمشيت وجود مطلوب، يعنى شوق مؤكدى كه به تحقق خارجى خارجى مىانجامد. ليكن از نظر مصداق كاملاً متفاوت است.
| مراتب اراده در عبد | اراده در حق تعالى |
|---|---|
| تصور → تصديق → ميل → شوق → شوق مؤكد → حركت عضلات | عين ذات است؛ بدون انتظار، بدون حركت، بدون زيادت |
| زايد بر ذات است | عين ذات است |
| معلول علم است | عين علم و قدرت است |
علت فاعلى افعال الهى همان «حبّ ذاتى» و «ابتهاج ذاتى» خداوند است كه عين ذات است، نه صفت زايد. از اينرو حق تعالى فاعلٰلٌ بالذات، أبداً و أزلاً و سرمداً.
ترتيب اسماء در سلسله طوليه
علم → قدرت → اراده. جاهل قدرت ندارد، بلكه زور دارد. قدرت آن است كه با علم باشد. شجاعت كمال است زيرا بر پايه علم و حكمت است، اما تهوّر نقص است زيرا بر پايه جهل است.
حق تعالى ذاتاً مريد است، نه اينكه «أراد لكذا». فعلش كمال ذاتى و تجلى ذاتى است. هر كه به اين مرتبت رسد، در همه چيز خدا را مىبيند و در هيچ چيز غير او را نمىبيند.
نتيجه عرفانى و اخلاقى
اگر بنده اراده حق را در هستى ببيند، ايثار و انفاق و شهادت بر او آسان مىشود؛ زيرا خود را نيز غير نمىبيند. «الخلق عيال الله» در اين مرتبه معنا مىيابد.
جمعبندی نهایی
هستي، كلمه تامه خداوند است. هر موجود به زبان حال خويش، تمام حق را بيان مىدارد. تسبيح و حمد موجودات حقيقتى وجودى است، نه صرف دلالت مفهومى بر حدوث و امكان. اراده الهيه عين ذات است و علت فاعلى همه افعال، حبّ ذاتى و ابتهاج ذاتى حق است. هر كه به اين بصيرت رسد، همه هستى را فعل رضا و تجلى جمال و جلال حق مىبيند و در همه چيز وجه الله را مشاهده مىكند.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!