شرح منظومه 142

متن تحقیق





شرح اسفار الاربعه – جلد ششم – مرحله یازدهم – درس ۱۴۳


برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش اول: اتمّیّت ادراک ذات باری تعالی و نورانیت غير متناهی شدّی

آن‌گاه که سخن از اتمّیّت مدرَک به میان می‌آید، حکیم متأله شیرازی می‌فرماید: «و ما ینال المدرَکات بوجودات شتّی یناله الحقّ تعالی بمدرَک واحد»، یعنی همه مدرَکات متکثّر و پراکنده عالم را موجودات با ابزارها و ادراکات گوناگون می‌یابند، لیکن حق تعالی همه را به یک مدرَک واحد ادراک می‌کند.

سپس می‌فرماید: چرا این ادراک اتمّ است؟ «لأنّ علمه بغیره حضوريّ ذاتيّ تفصيليّ»، زیرا علم او به غیر، علم حضوری ذاتی و تفصیلی است. پس چگونه خواهد بود علم او به ذات خود؟!

علم خداوند به غیر، حضوری است، ذاتی است، تفصیلی است؛ پس علم او به ذاتش به طریق اولی أتمّ و أجلّ است.

سپس می‌فرماید: «لابها قدرة نورانیّة أبهی المدرَکات غیر متناهیة فی البهاء والجمال شدّةً». ذات باری را قدرتی است نورانی، و این قدرت، أبهی مدرَکات است و در بهاء و جمال، غیر متناهی است، آن هم غیر متناهی شدّی، نه عددی و نه مُدی.

در امور عامه گفته شد که غیر متناهی سه قسم است:

  • غیر متناهی عددی (تعداد بی‌نهایت)
  • غیر متناهی مُدی (زمان بی‌نهایت)
  • غیر متناهی شدّی (شدت بی‌نهایت)

دو قسم نخست برای ممکنات نیز ممکن است، لیکن غیر متناهی شدّی تنها برای واجب الوجود ممکن است، حتی برای عقول مفارق نیز ممتنع است. لذا ملاصدرا در اینجا تنها به غیر متناهی شدّی اشاره می‌کند، هرچند خود در حاشیه بر اسفار فرموده که اساساً شدّی نیز برای ممکنات تنزیلی است و حقیقتاً تنها برای ذات احدیت صادق است.

مبتهج بذاته و عاشق لذاته بنهجة أقوی و بهجة أتم

چون ذات حق چنین است، أجلّ مدرِک و أجلّ مدرَک و أجلّ ادراک است، پس «فهو مبتهج بذاته و عاشق لذاته». ابتهاج و عشق او به ذات خویش از نورانیت ذاتی او ناشی می‌شود و چون نورانیت او أجلّ است، ابتهاج و عشق او نیز أتمّ و أقوی است.

تمامیت ابتهاج و عشق، مدار و محورش تمامیت سه چیز است: مدرَک، مدرِک و ادراک. چون هر سه در حق تعالی أتمّ است، ابتهاج و عشق او نیز أتمّ است.

و چون ابتهاج دیگران «لغیره» و «بغیره» است، لیکن ابتهاج حق «بذاته» و «لذاته» است، پس بهجت او أقوی و أتم است.

بخش دوم: حبّ الشیء یستلزم حبّ لوازمه و ارادة الآثار من لوازم حبّ الذات

از اینجا ملاصدرا به بیان اراده حق تعالی به آثار می‌پردازد و می‌فرماید:

«و من له بهجة بشیء فله بهجة بما یصیر ذلک الشیء مصدره».

یعنی هر کس به چیزی ابتهاج و بهجت داشته باشد، به آنچه مصدری برای آن شیء می‌شود نیز ابتهاج دارد. و آن «ما» که مصدر ذات می‌شود، همان آثار و افعال و مخلوقات‌اند.

پس چون حق تعالی به ذات خویش ابتهاج دارد، به آثار خویش نیز ابتهاج دارد، اما نه به عنوان «غیری مستقل»، بلکه «من حیث إنه یکون أثره» و «کرابطة»، یعنی به عنوان رابطه و ظهور و تجلّی ذات.

حبّ حق به اشیاء، حبّ به غیر نیست، بلکه حبّ به ذات است؛ زیرا اشیاء ظهور المؤثّر و عکس و ظلّ ذات‌اند. همان‌گونه که وقتی انسان خود را دوست دارد، گوشواره گوش خویش را نیز دوست دارد، زیرا از لوازم اوست.

و این است معنای «من أحبّ شیئاً أحبّ لوازمه».

پس اگر فعل و خلق از لوازم ذات حق است، و ذات بدون فیض و بدون خلق نیست، حبّ به ذات مستلزم حبّ به خلق است، و این حبّ به خلق، در حقیقت حبّ به ذات است.

بخش سوم: کلّ الوجود مرضیّ الله من وجه و إن کان قباحة من وجه آخر

از اینجا نتیجه‌ای عظیم گرفته می‌شود: تمام هستی مرضیّ الله است، حتی کفر کافر و زندقه زندقی.

زیرا هیچ موجودی از قبضه قدرت و احاطه حق خارج نیست. هر ذره‌ای که انسان به آن می‌نگرد، دو چهره دارد:

  • وجهٌ إلی الربّ: این وجه مرضیّ و محبوب و مخلوق و مُراد حق است، وگرنه موجود نمی‌شد.
  • وجهٌ إلی العبد: ممکن است کفر باشد، قتل باشد، زندقه باشد.

این دو وجه با هم منافات ندارند. همان‌گونه که می‌گوییم «این مخلوق خداوند است» و در عین حال می‌گوییم «این مرتد است»؛ یا «این بنده خداوند است» و می‌گوییم «این قاتل است». هیچ منافاتی ندارد، زیرا یکی به جهت ربوبیّت و دیگری به جهت عبودیّت است.

پس اراده حق، عین ذات اوست. مشیّت او، نفس ذات اوست. و این است معنای حدیث شریف:

«خلق الله الأشیاء بالمشیة، وخلق المشیة بنفسها».

یعنی مشیّت را به خودش آفرید، نه به مشیّت دیگر. مشیّت نفس ذات است و زاید بر ذات نیست.

جمع‌بندی نهایی

از این بیان نورانی حکیم متأله شیرازی برمی‌آید که:

  1. علم خداوند به ذات، أتمّ ادراکات و أبهی مدرَکات است، با نورانیت غیر متناهی شدّی.
  2. از این کمال، ابتهاج ذاتی و عشق ذاتی لازم می‌آید، أقوی و أتم از هر ابتهاجی.
  3. حبّ ذات، مستلزم حبّ لوازم ذات (یعنی آثار و مخلوقات) است.
  4. حبّ به آثار، حبّ به غیر نیست، بلکه حبّ به ظهور و تجلّی ذات است.
  5. تمام هستی مرضیّ الله است از حیث ربوبیّت، حتی اگر از حیث عبودیّت قبیح باشد.
  6. اراده و مشیّت و خلق، عین ذات‌اند و زاید بر ذات نیستند.

و ما از أزل در علم و مشیّت و حبّ او بودیم، لیکن اکنون به کیفیت آن علم نداریم، همچون کسی که فراموش کرده دیروز چه خورده، اما خورده است.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)