متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش سیوهشتم: غایت فاعل حقیقی و وحدت فاعل و غایت در ذات واجب تعالی
مقدمه بخش
فاعل حقیقی آن است که کمال محض و وجود تام باشد. چنین فاعلی نمیتواند غایتی خارج از ذات خویش داشته باشد، زیرا هر غایت خارجی مستلزم نقص در فاعل است. این بخش به تبیین این حقیقت میپردازد که غایت افعال خداوند متعال عین ذات اوست و خلقت کاینات، لازمة ذاتی و قهرى حب ذاتی و فیضان وجودی اوست، نه به قصد تحصیل غرضی زائد.
متن منظومه مورد بحث
عوالمُ العنصرِ تدري كمْ **كان هو الغايةَ للإيجادِ** لا شيءَ سواهُ فعلُه قد عُلِّلا لو كان للإيجادِ فينا شاعرا **لذاتِه للفعلِ كان مصدرا** بل يحوزُ الإيجادَ ذاتيّه **فاعليه فكلُّ للغايي فيه كانا** والياذَ بنا اتَّقى وإيّانا
بیان اصل مدعا
فاعل حقیقی غایتش نفس فاعلیت اوست. ارادهٔ حق عین ذات حق است و حق غایتی جز نفس وجود خویش ندارد، زیرا اتم و اكمل از وجود خودش نمییابد. هر فاعلی که غایتش غیر از ذات خویش باشد، نمايد، از نقصان فاعلیت اوست.
غایت، علت فاعلی میگردد. فاعلیت فاعل به غایت است. غایت به وجود علمی، علت فاعل به وجود خارجی میشود تا غایت خارجی حاصل شود.
تنبیه اول: فرض ناظم بودن انسان
فرض کنید به ما گفته شود: «تو کل عالم را از نو بیافرین، آن هم بر نظام احسن». ما که میخواهیم احسن ممکن را پدید آوریم و میدانیم که احسن و اتم جز حق تعالی نیست، ناچار عالم را «مثال حق» و «شبیه او» میسازیم. حال اگر خودِ حق ناظم باشد، باید مثال چه کسی بسازد؟ قهراً مثال خودش، زیرا اتم از خودش وجود ندارد. پس غایت او عین ذات اوست.
اگر ما که مخلوقیم، غایتمان حق است، خودِ حق که خالق است، غایتش جز خودش چه میتواند باشد؟
تنبیه دوم: من عرف نفسه فقد عرف ربه
هر عملی که انسان انجام میدهد، برای نفس عمل نیست، بلکه برای کمال و لذت و منفعت آن است. غذا برای نفس غذا نیست، بلکه برای سلامت و لذت آن است. علم برای نفس علم نیست، بلکه برای شرف و کمال آن است. حتی عبادتهای عادی ما غالباً نفسی بغیره است: برای بهشت یا فرار از عذاب.
حال فرض کنید خودِ «لذت» یا خودِ «کمال» شعور داشت و فاعل بود. آیا لذت برای چیزی غیر از خودش عمل میکرد؟ هرگز! لذت برای نفس لذت عمل میکرد، زیرا فوق لذت، لذتی نیست.
پس ما که ناقصیم، همه چیز را برای کمال انجام میدهیم. اگر خودِ کمال مطلق فاعل باشد، برای چه عمل میکند؟ برای نفس کمال خودش. پس در حق تعالی، فاعل عین غایت است.
العالی لا ینظر إلى السافل
تمثیل آب و جویبار
آب از چشمه به سوی دریا روان است. هدفش رسیدن به دریاست، نه سیراب کردن درختان کنار جوی. اما در مسیر، درختان و سبزهها سیراب میشوند، بدون آنکه آب قصد سیراب کردن آنها را داشته باشد. این سیرابی لازمة قهرى حرکت آب است. همینگونه، خلقت عالم لازمة قهرى حب ذاتی و فیضان وجودی حق است، نه غایت مستقل.
تفسیر آیه شریفه
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
«و جن و انس را نیافریدم مگر برای آنکه مرا عبادت کنند و به من رسند»
این آیه نمیگوید که خلقت تنها برای عبادت است، بلکه میگوید غایت اعلی و نهایی، عبادت و معرفت و وصول به حق است. مفعول «یعبدون» محذوف و مراد، خودِ حق است: یعنی «یعبدونی» و «یعرفونی» و «یصلون إلیَّ»، نه آنکه من به سوی آنان رسم.
نتیجهگیری بخش
خداوند متعال فاعل ذاتی و غایت ذاتی است. خلقت عالم غایت نیست، بلکه لازمة قهرى فیض مقدس اوست. ارادهٔ حق، علم حق، قدرت حق، همه عین ذات اوست و زائد بر ذات نیست. حب ذاتی حق همان فاعلیت اوست و فاعلیت او همان غائیت اوست. پس صفات ذاتیه با صفات فعلیه در واجب تعالی متحدند و هر دو عین ذاتاند.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!