متن تحقیق
غرض از ایجــاد عــین ذات واجبالوجود است
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش یکم: نفی غرض زاید بر ذات واجب و اثبات غایت ذاتی
غرض از ایجــاد، در واجبالوجود بالذات، عین ذات اوست؛ نه امری زاید بر ذات و نه هدفی خارج از حقیقت او. پرسش «خداوند جهان را برای چه آفرید؟» از اساس بیمعناست، زیرا هیچ غرض و غایتی خارج از ذات واجب متصوّر نیست که فعل او به سوی آن متوجه باشد. او ذاتاً خالق است، ذاتاً متجلّی است و ذاتاً محبّ ذات خود است. بنابراین، ایجــاد، ظهور و تجلّی همان کمال ذاتی است که از ازل موجود بوده و خواهد بود.
بخش دوم: تنظیر اول – تنزیل مقام ناظم کامل
صورت فرض و تنزیل
فرض کنید انسانی تمام کمال واجبالوجود را – آنگونه که هست – شناخته باشد و در عین حال ناظم و مدبّر همه عوالم قرار گیرد، با این دو شرط اساسی:
- شناخت کامل و تامّ کمال حق تعالی،
- اراده ایجاد نظام احسن و أکمل ممکن.
در این صورت، چنین انسانی چه خواهد آفرید؟ مسلّماً دقیقاً همانگونه که کمال واجب را شناخته، خواهد آفرید؛ زیرا چیزی برتر از آن نمیشناسد و چیزی برتر از آن نیز ممکن نیست. پس غرض او از خلقت، عین همان کمالی است که شناخته است؛ یعنی خود واجبالوجود.
انتقال تنزیل به مقام ربوبی
اکنون اگر به جای این انسان، خود واجبالوجود ناظم عوالم باشد، در حالی که:
- کمال خود را بالذات و علیما-هو-علیه میداند،
- علمش فوق تمام و محیط است،
- هیچ کمالی فوق او متصوّر نیست،
پس غایت فعل او نیز حتماً و بالضروره عین ذات مقدس او خواهد بود. بنابراین:
بخش سوم: تنظیر دوم – قیاس به التذاذ و شعور ذاتی
ما انسانها هر کاری انجام میدهیم، در نهایت برای لذت است؛ لذت جسمانی، لذت معنوی، لذت اخروی یا لذت دنیوی. اگر خود «لذت» شعور بالذات پیدا کند و در عین حال فاعل مختار باشد، آیا برای غیر خود کار میکند؟ هرگز! حتماً برای خودش کار میکند، زیرا دیگر محتاج و طامع در غیر نیست.
حال در واجب تعالی:
- شعور او بالذات است،
- ارادهاش عین شعور و تجرد است،
- حبّ و لذت او نیز بالذات است (حبّ ذات مقدسش).
پس وقتی فاعل است، غایتش نیز عین ذات اوست. نه غرض خارجی دارد، نه طمع، و نه نقصان.
بخش چهارم: نفی غرض خارجی در کلام ابنسینا (التعلیقات)
شیخالرئیس ابنسینا در التعلیقات دو تنظیر معروف آورده است:
ولو أنّ إنساناً عرف الکمال الذی هو حقیقت واجبالوجود، ثم کان ینظم الأمور التی بعده علی مثاله حتی کانت الأمور علی غایة النظام، لکان الغرض بالحقیقة واجبالوجود بذاته الذی هو الکمال. فإن کان واجبالوجود بذاته هو الفاعل فهو أیضاً الغایة والغرض.
و نیز:
ولو کان التلذذ الذی فینا شاعراً بذاته، کان مصدراً للفعل لذاته.
بخش پنجم: اتحاد فاعل و غایت در هر مرتبه از وجود
حتی در مراتب نازله وجود نیز فاعل و غایت دارای نوعی اتحادند. تشنهای که طلب آب میکند، در حقیقت «ریّان ذهنی» است که «ریّان خارجی» را طلب میکند. پس:
جمعبندی نهایی
غرض از خلقت، امری زاید بر ذات واجبالوجود نیست، بلکه عین ذات اوست. او ذاتاً خالق است، ذاتاً متجلّی است، ذاتاً محبّ ذات خویش است و ذاتاً معروف است. بنابراین، عبارات مشهورهای چون:
- «خلقتُ الخلق لکی أُعرف»،
- «خلقتک لأجلی»،
- «خلقت الأشیاء لأجلک»،
هیچکدام به معنای علت غایی خارجی و زاید بر ذات نیستند، بلکه بیان و کشف همان تجلّی ذاتی، حبّ ذاتی و ظهور ازلی کمال اوست.
منزه است آنکه همه چیز را جفت آفرید؛ از آنچه زمین میرویاند و از خودشان و از آنچه نمیدانند (یس: ۳۶)
و الحمد لله أوّلاً و آخراً و ظاهراً و باطناً
والصلاة والسلام علی محمد و آله الطاهرین
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!