متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش پانزدهم: وحدت مبدأ و اقتضای صدور عقل اول
قوس نزولى و قوس صعودى در دايره وجود انسان کامل
وحدتنا القوس بها نزولاً؛ قوس نزولى همان نيمدايرهاى است که از حق به سوى خلق فرود مىآيد و «إنا لله» را رقم مىزند، و قوس صعودى «وإنا إليه راجعون» را شکل مىدهد. همه موجودات راجع به حقاند، ليکن يکى از ماده به حق متصل مىشود، يکى از نفس، يکى از عالم عقول. اليه المنتهى براى همه هست، هم براى کافر و هم براى مؤمن، اما يکى به حق متناهى است و به عالم ماده و عالم فوق متصل مىگردد، و يکى به عالم ايمان.
در مقابل قوس نزولى، قوس صعودى است که مراتبش نيز کمرتبه و کاملرتبه است، همانگونه که قوس نزولى چنين بود. هر مرتبه از قوس صعودى نظير مرتبهاى از قوس نزولى است: از عالم ماده به عالم مثال، از مثال به نفوس، از نفوس به عقول، ليکن با تفاوتى که پيشتر بيان شد؛ عالم مثال نزولى همان عالم ذر است و عالم مثال صعودى، عالم برزخ منفصل و متصل.
همانگونه که نخستين بار شما را آفريد، بار ديگر بازمىگرديد
نزول از اشرف فالاشرف است و صعود از اخص فالاخص، به مقتضاى قاعده امکان اشرف و امکان اخص. نزول افاضه است و از اشرف مىطلبد، صعود کمالجويى است و از اخص آغاز مىشود.
غرر فی إثبات أن أول ما صدر العقل
بررسى نفى صدور نفس، عرض، صورت و هيولى به عنوان صادر اول
اگر فرض کنيم صادر اول نفس باشد، نفس در فعلش محتاج جسم است؛ پس لازم مىآيد که نفس بدون جسم، علت مادون خود باشد و حال آنکه نفس بدون جسم نمىتواند فعل کند. اين محال است، زيرا نفس در فعلش محتاج آلت جسمانى است.
اگر عرض باشد، عرض در ذاتش محتاج موضوع است، پس اصلاً واحد نيست. حتى اگر عرض نفسانى فرض شود، باز به واسطه نفس محتاج جسم است، زيرا نفس خود متعلق تدبيرى به جسم دارد.
اگر جسم باشد، جسم مرکب حقيقى از هيولى و صورت است و اصلاً واحد نيست؛ پس به طريق اولى باطل است.
اگر صورت باشد، صورت در تشخص محتاج هيولى است؛ زيرا چيزى که متشخص نشده، موجود نيست. پس نمىتواند بدون هيولى موجود شود تا علت هيولى گردد، در حالى که خودش در تشخص محتاج هيولى است.
اگر هيولى باشد، هيولى در وجودش محتاج صورت است؛ پس نمىتواند بدون صورت موجود شود.
در هر دو صورت، تلازم بين هيولى و صورت باطل مىشود، در حالى که تلازم و معيت بين آن دو ثابت است. پس هيچ يک از اين اقسام نمىتواند صادر اول باشد.
نتیجهگیری بخش
بنابراين، وحدت احدى مبدأ تعالى اقتضا مىکند که نخستين مخلوق، عقل اول باشد؛ نه نفس، نه عرض، نه جسم، نه صورت و نه هيولى. اين عقل، مفارق از ماده است و وحدت جمعيه دارد؛ يعنى همه مراتب وجود را به نحو اجمال در خود مستجمع دارد و مىتواند علت تامه همه مادون خود باشد، بدون آنکه خود محتاج مادون باشد. اين همان آغاز قوس نزولى است که از اشرف فالاشرف فرود مىآيد و جهان امکان را به وجود مىآورد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!