متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: طرح غرر فی ربط الحادث بالقدیم
در این مقام، حکیم متأله حاج ملاهادی سبزواری قدسسره شبههای عمیق و دقیق را مطرح میفرماید که از دیرباز ذهن متکلمان و فلاسفه را به خود مشغول داشته است: چگونه ممکن است موجودی حادث مستقیماً به موجودی قدیم متصل گردد؟ این شبهه، که در کلام منظومه با عبارت «غَرَرٌ فِی رَبْطِ الْحَادِثِ بِالْقَدِیمِ» آغاز میشود، از قویترین اشکالاتی است که بر نظریه صدور و علیت وارد شده است.
متن منظومه:
غَرَرٌ فِی رَبْطِ الْحَادِثِ بِالْقَدِیمِ
وَسَبَبُ الْحَادِثِ کَانَ حَادِثًا
وَلَوْلَاهُ بَانَ کَانَ قَدِیمًا
طُولَ الدَّهْرِ مُتَعَلِّقًا بِمَا بَعْدَهُ
کَانَ الْحَادِثُ الْمُسَبَّبُ لَابِثًا هَذَا خَلْفٌ
شرح شبهه به تفصیل
اگر علت تامه عالم، خداوند سبحان باشد که قدیم بالذات و سرمد الأزل و الأبد است، دو فرض متصور است:
نخست: آنکه بگوییم سبب الحادث حادث است؛ یعنی علت عالم چیزی حادث باشد. اما اگر علت حادث باشد، لازمهاش آن است که خود آن علت نیز مسبوق به علت دیگری حادث باشد، و همینطور تسلسل لازم آید، و تسلسل در علل و معلولات باطل است، زیرا لازمهاش اجتماع حوادث غیر متناهی مترتبه در وجود است، و این محال عقلی است.
دوم: آنکه بگوییم سبب الحادث قدیم است، یعنی خداوند قدیم علت تامه عالم باشد. در این صورت، چون معلول متأخر از علت نیست و در هر لحظهای که علت موجود باشد، معلول نیز باید موجود باشد، پس اگر علت قدیم و دائمالوجود باشد، معلول نیز باید طول الدهر موجود و لابث و قدیم باشد، و این با حادث بودن عالم منافات دارد. پس یا باید عالم قدیم باشد که باطل است، یا خداوند حادث باشد که أبطل الباطل است.
خلاصه منطقی شبهه:
- اگر علت قدیم باشد → معلول باید قدیم باشد (خلف)
- اگر علت حادث باشد → تسلسل لازم آید (محال)
- پس اتصال حادث به قدیم ممکن نیست
بخش دوم: ریشه شبهه و پیشفرض نادرست آن
اصل اشکال از آنجاست که تصور شده است میان علت و معلول باید سنخیت کامل باشد، و یا آنکه رابطه علیت را در رتبه زمانی جستجو کردهاند، حال آنکه علیت در حکمت متعالیه طولی است نه عرضی، و حدوث و قدم نیز در مرتبه ذات و حقیقت است نه صرفاً در زمان.
حدوث عالم، حدوث زمانی نیست، بلکه حدوث ذاتی است؛ یعنی عالم در ذات خود عین ربط و فقر و امکان است، و در هیچ آنی از آنات وجودش استغنایی از علت ندارد.
کلید حل شبهه:
الحدوث عین الربط والفقر والإمکان، والقدم عین الغنى والوجوب، ولا تنافی بین الفقر والغنى فی سلسلة الطول.
بخش سوم: دفع شبهه و بیان حقیقت ربط حادث به قدیم
حکما در پاسخ میفرمایند: اتصال حادث به قدیم نه تنها ممتنع نیست، بلکه عین حقیقت علیت است. زیرا:
- معلول حادث در هر آنی از آنات وجودش، عین تعلق و ربط به علت است.
- این ربط، ربط وجودی و ذاتی است، نه زمانی.
- قدیم بودن علت به معنای غنای ذاتی و وجوب وجود است، و حادث بودن معلول به معنای فقر ذاتی و امکان است.
- فقر و غنا با هم تنافی ندارند، بلکه فقر مقتضی غناست و غنا مقتضی افاضه بر فقیر است.
تمثیل معروف: نور و منبع نور
نور لامپ در هر لحظهای که هست، عین ربط به برق شهر است. اگر برق قدیم و دائمالوجود باشد (فرضاً از ازل موجود باشد)، نور در هر لحظهای که افاضه میشود، حادث است، زیرا در ذات خود عین ربط است و هیچ استغنایی ندارد. قطع برق در یک لحظه، موجب قطع نور در همان لحظه است، بدون آنکه میان آن دو فاصله زمانی افتد.
همچنین است رابطه عالم با خداوند سبحان؛ عالم در هر لحظهای از وجود، عین ربط به واجب تعالی است.
جمعبندی نهایی
پس شبهه «ربط حادث به قدیم» از تصور نادرست علیت عرضی و زمانی و سنخیت جنسی نشأت گرفته است. در حکمت متعالیه، علیت طولی است، حدوث ذاتی است، و معلول در هر آنی از وجود، عین تعلق و ربط به علت واجبالوجود است. بنابراین نه قدیم بودن خداوند با حدوث عالم منافات دارد، و نه حدوث عالم مستلزم تسلسل است، زیرا همه حوادث در مرتبه طولی به واجب تعالی منتهی میشوند، و واجب تعالی غنی بالذات و فاعل بالرضا و الاختیار است.
نتیجه نهایی:
فالحادث مع قدم سببه لا یمتنع، لأن الحدوث عین الربط والفقر، والقدم عین الغنى والوجوب، والربط یقتضی المربوب و الفقر یقتضی الغنی، وهذا عین نظام الأحسن.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!