شرح منظومه 159

متن تحقیق





شرح منظومه حکمت متعالیه – شرح حکمهٔ الاشراق شیخ اشراق


برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومهٔ آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش اول: تفاوت نور حسی و ضیاء با نور حقیقی و معنوی در نظام اشراقی سهروردی

شیخ اشراق در اواخر الفصل الثالث من المطلب الثالث من القسم الثالث حکمهٔ الاشراق، پس از تبیین مراتب عقول طولیه و عرضیّه، به سه مسئلهٔ بنیادین می‌پردازد: نخست، تمایز میان نور حسی و نور حقیقی؛ دوم، نحوهٔ ترتیب کثرت عرضی و خطای مشّائیان در این باب؛ سوم، رتبهٔ عالم جسمانی و افلاک در سلسلهٔ مراتب وجود.

در باب نخست می‌فرماید: نور حسی با نور حقیقی و معنوی متفاوت است. هرچند در مقام تفهیم و تمثیل، از محسوس به معقول راه می‌بریم و هنگامی که می‌گوییم «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» از نور ظاهری به نور حقیقی تمثّل می‌جوییم، لیکن این از سر فرود آمدن ما در عالم ماده و حس است و گریز از حقیقت. در حقیقت، نور حقیقی أفضل و أشرف و أجلی و أتمّ است از نور حسی.

وجه برتری آن این است که نور حسی در هنگام اشراق خود، محلِ فاقد آن اشراق است؛ یعنی خودِ جسم در باطن جاهل به آن نور و تاریک است. هرچند انوار مختلف بر محلی بتابند و از حیث إظلال با یکدیگر تفاوت یابند، آن محل همچنان فاقد نور ذاتی است. اما ادراکات معنوی و نور حقیقی و معرفت و ایمان – که از احکام انوار حقیقیه‌اند – چون بر دلی بتابند، آن دل را از «گِل» به «گُل» تبدیل می‌کنند؛ دل مؤمن می‌شود و ایمان در دل نیست، بلکه دل خود ایمان می‌گردد.

از همین‌جاست که در سلوک، «تخلیه» شرط «تحلیه» است؛ تخلیه نه تنها از گناه، بلکه از ماده و گِلِ وجود. دل باید از ماده خالی شود تا گُل گردد، آن‌گاه دل شود و منبع فیض و محل تجلیات حق تعالی گردد.

نور حسی، نور عرضی است و باطنش تاریک؛ زیرا جسم است. اما نور معنوی – که همان نور معرفت (حکمت نظری) و نور ایمان (حکمت عملی) است – هر جا بتابد، محل را منوّر و نورانی می‌گرداند.

بخش دوم: تولد عقول عرضیّه از اشراق عالی و مشاهدهٔ دانی

بر اساس قاعدهٔ مشهور شیخ اشراق که «کلّ عالٍ یشرق على دانی بواسطة أو بلا واسطة، و کلّ دانی یشاهد عالیه بواسطة أو بلا واسطة»، از همین دو فعل متضادّ (اشراق از بالا و مشاهده از پایین) عقول عرضیّه پدید می‌آیند.

این عقول عرضیّه همگی معلول عقول طولیه‌اند، لکن دو قسم‌اند:

نوع عقل عرضی منشأ شرافت مخلوق آن
از اشراق عالَی فیض مستقیم و بدون کوشش أدنی و أقل شرافت عالم افلاک و ماده و جسمانیات
از مشاهدهٔ دانَی با کوشش، شوق، تشنگی و سوز و گداز أشرف و أعلی (زحمت دارد، سوز دارد) عالم مثال (عالم صور معلّقه و هیاکل نورانی)

به همین سبب است که معرفت کسب‌شده با شب‌زنده‌داری و مجاهده، أشرف از معرفتی است که صرفاً از استاد یا فیض آسمانی بدون زحمت به دست آید، هرچند دومی أکمل باشد.

از اینجا شیخ اشراق به بیت معروف عطار تمثّل می‌جوید:
«آب کم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد چشمه از بالا و پست»

یعنی آب را مجو، تشنگى را بجوی. چون تشنه شدی، همه عالم چشمه می‌شود. معرفت نیز همین‌گونه است؛ اگر مشاهده و شوق باشد، حتی از بدی‌ها هم معرفت می‌جوشد، اما اگر مشاهده نباشد، هرچند اشراق باشد، به جایی نمی‌رسد.

بخش سوم: رتبهٔ عالم جسمانی و افلاک در سلسلهٔ مراتب وجود اشراقی

پس از انوار قاهره، عقول طولیه، سپس عقول عرضیّهٔ اشرف (علت عالم مثال)، و عقول عرضیّهٔ أدنی، نوبت به عالم افلاک و سپس عالم عنصری و جسمانی می‌رسد. این عالم در نظام اشراقی، پایین‌ترین مرتبه و «صفّ نعلین وجود» است.

اگر دو منجم عادل بگویند قمر در عقرب است و همهٔ انبیا و اولیا و حکما و عرفا بگویند این عالمی که در چنگ ماست کوچک است و حقیقت عالم بسیار گسترده‌تر است، باز ما باور نکنیم؟ ضعف از ماست یا از انبیاست؟

شیخ اشراق در تمثیل زیبا می‌فرماید:

زمین از جنب این افلاک مینا چون خشخاشى بود در روى دریا

زمین – با همهٔ گستردگی ظاهری‌اش – در جنب افلاک نورانی، همچون دانهٔ خشخاشی است بر سطح دریا.

و این افلاک نیز غیب نیست؛ غیب برای کسی است که نمی‌بیند. عالم ماده غیب است، زیرا جوهر مادی را نمی‌توان دید، فقط اعراضش دیده می‌شود. اما عوالم مجرّده برای صاحب بصر برزخی عین شهود است.

الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ

آنان که به غیب ایمان می‌آورند (بقره/۳)

این خطاب برای عامه است؛ وگرنه برای اهل شهود، غیب عین شهادت است و شهادت (عالم ماده) عین غیبیّت.

نتیجه‌گیری: برهانی بودن نهی از تکبّر در قرآن کریم

آیهٔ شریفه:

وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا ۖ إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَلَنْ تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا

و در زمین به ناز و نخوَت راه مرو، که هرگز زمین را نخواهى شکافت و به بلندای کوه‌ها نخواهی رسید (اسراء/۳۷)

این نه صرفاً نصیحت اخلاقی، بلکه برهان قاطع فلسفی و عرفانی است. تو بر دانهٔ خشخاشی ایستاده‌ای و پنداشته‌ای صاحب اقيانوسى! سزاوار است بر غرور خود بخندی.

و حدیث نبوی:

الدنيا مزرعة الآخرة

دنیا مزرعهٔ آخرت است

یعنی فقط یک پل است؛ و هرچه پل بزرگ‌تر، شهر پس از آن عظیم‌تر. این عالم ماده در برابر عوالم علوی، پلِ کوچکِ شهری بی‌کران است.

و چون فیض حق لایتناهی است و «لا يمكن الفرار من حکومتك»، جایی خالی نیست که انسان از آن فیض بگریزد. هر که گرفتار خویش است و حق همه جا را پر کرده است.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)