متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش هفتم: غرر فی تمايز الأشعة العقلية و تکثّرها فی المحل العقلی و شعوره بها
یکی از شگفتانگیزترین و لطیفترین نکات حکمت متعالیه، همین تمایز و تکثر أشعهٔ عقلى در محل عقلى و شعور آن محل به این أشعه است؛ امری که در أشعهٔ حسى و محل حسى بهکلی منتفی است. این غرّهٔ درخشان، همچون مرواریدی تابناک در صدف منظومهٔ حکیم سبزواری میدرخشد و تفاوت بنیادین میان مرتبهٔ حس و مرتبهٔ عقل را به زیبایی تمام آشکار میسازد.
تفاوت ذاتی أشعهٔ حسى و أشعهٔ عقلى
أشعهٔ حسى، هرچند از حیث شدت و ضعف متفاوت مینمایند، اما از حیث ذات نورانیت، هیچ امتیازی ندارند. نور قوی همچنان نور است و نور ضعیف نیز نور؛ تمایز تنها در علت آنهاست، نه در خود أشعه.
چنانکه نور چراغ بر دیوار میافتد، نه چراغ دیوار را میشناسد و نه دیوار چراغ و نور را. دیوار، محلّ مرده و بیشعور است؛ ازدیاد نور را درک نمیکند، زیرا حیات ندارد.
اما همین که نور قویتر میشود، سایه از میان میرود و نور ضعیفتر میگردد، سایه پدیدار میشود؛ با این حال دیوار هیچ یک را احساس نمیکند. اگر واقع شدن نور از هر دو سراج یکسان بود، باید اثر نیز یکسان میبود، لیکن چنین نیست. پس ازدیاد حقیقی است، اما محل حسى فاقد معرفت به این ازدیاد است.
محل عقلى: حیات، شعور و تولید معرفت
اما أشعهٔ عقلى بر محلّى میتابد که حیات دارد، از ذات خویش غافل نیست و هیچگاه ذاتش از ذاتش را نمیپوشاند.
این محلّ عقلى ـ یعنی نفس ناطقه و قلب مؤمن ـ عالم به ذات خویش است و عالم به آنچه در ذاتش از أشعهٔ عقلى پدید میآید. هرگاه أشعهٔ عقلى بر آن بیشتر بتابد، شعور آن نیز افزون میگردد و از همان أشعه، أمثال آن أشعه و معرفتهای نو پدید میآید؛ معرفت بر معرفت مینشیند و نور بر نور افزوده میشود.
تمثیل اشراق عقل بر نفس
و اعتبار کن به اشراق عقل فعال بر نفس ناطقه: نفس به تدریج در تجرد، همانند عقل میگردد و به مشاهدهٔ مجردات نایل میشود. این همان است که در احوال اولیاء الهی مشاهده میکنیم؛ هنگامی که نفس به مرتبهٔ جبروت و عقول میرسد، از عالم حس و بدن غافل میگردد.
چنانکه روایت شده است که وقتی تیر از پای امیرالمؤمنین علیهالسلام بیرون کشیدند، آن حضرت در محو مشاهدهٔ جمال الهی بودند و هیچ دردی احساس نکردند؛ زیرا در آن لحظه، نفس ایشان یکپارچه عقل گشته بود و عقل، درد حسى را درک نمیکند.
نتیجهگیری بخش
بنابراین، در عالم حس، نور افزون میشود اما محلّ حسى نمیفهمد و مرده میماند؛ اما در عالم عقل، هرچه نور بیشتر میتابد، محلّ عقلى زندهتر، شاعرتر و آگاهتر میگردد و خود نیز به منشأ نور تبدیل میشود تا آنجا که به «نورٌ علی نور» میرسد و اتحاد عاقل و معقول تحقق مییابد. این است راز حرکت جوهری نفس به سوی کمال مطلق و سرّ اشراق عقول علویه بر قلب مؤمن.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!