متن تحقیق
برگرفتهای از درسگفتارهای شرح منظومهٔ حکیم هیدجی
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش اول: تتمهٔ بیان شیخ اشراق در باب ترکیب کثرات عالم
در ادامهٔ بررسی نظامهای صدور کثرت از وحدت، اکنون به تتمهٔ کلام شهابالدین سهروردی (قدسسره) میپردازیم که در آن، وی ساختار وجودی عالم را به گونهای نوین صورتبندی کرده و از نظام مشائی فاصله گرفته است.
شیخ اشراق میفرماید: موجودات عالم را میتوان در چهار مرتبه دانست:
- عقول طولیهٔ اعلی
- عقول عرضیّه
- عالم مثال
- عالم ماده و ناسوت
نظام صدوری شیخ اشراق به شرح ذیل است:
- عقول طولیه، که همان قواهر اعلین و قاهرات عالیاتند، از اشراق نورالانوار بر وجه خود، دو دسته عقل عرضی صادر میکنند.
- عقول عرضیِ ناشی از مشاهدهٔ عقول طولیه → علت عالم مثال (صور معلّقه و خیال منفصل) میگردند).
- عقول عرضیِ ناشی از اشراق عقول طولیه → علت عالم ماده، افلاک، کواکب، عناصر، مرکّبات و تمامی کائنات میشوند.
وجه تمایز عالم مثال و عالم ماده از نظر شیخ اشراق
عالم مثال دارای صورت و شکل است، اما فاقد ماده، ثقل، مکان و جهت میباشد؛ از اینرو علت آن عقول عرضیِ مشاهدهای است که خود نیز مجرّد تاماند ولی صورتپذیرند. اما عالم ماده دارای ماده، ثقل، مکان، جهت و حرکت است؛ از اینرو علت آن عقول عرضیِ اشراقی است که شدت نورانیتشان کمتر است و میتوانند مباشرت با ماده را ممکن میسازد.
بخش دوم: نقد شیخ اشراق بر نظام مشائی در باب صدور افلاک
شیخ اشراق میگوید: محال است که افلاک در عرض عقول طولیه قرار گیرند و از یکدیگر به وجود آیند، یعنی فلك نهم علت فلك هشتم، و آن علت فلك هفتم و … نشود. دلایل وی بر این مدعا متعدد است:
قویترین دلیل (و به اعتقاد ما قاطعترین):
«الجسم لا یکون علةً للجسم»
جسم از آن حیث که جسم است، فاعلیت و علّیت ندارد؛ زیرا علّیت یا به اراده است یا به طبیعت مجرّد. جسم فلکی (مثل فلك نهم) نمیتواند علت جسم فلکی دیگر (مثل فلك ثوابت) باشد؛ زیرا جسم من حیث هو جسم، قاصر از فاعلیت است.
دلیل دوم:
در مرتبهٔ عقول طولیه که شدت نورانیهٔ محض است، اصلاً مجال برای ماده و جسم نیست؛ زیرا ماده ظلمت است و ظلمت در شدت نور محو میشود.
دلایل دیگر شیخ اشراق که از نظر علمی امروز ضعیف مینمایند
- اگر علت أشرف از معلول باشد، چگونه خورشید (که در فلك چهارم است) أشرف و منیر همهٔ افلاک است؟ این تناقض است؛ زیرا معلول أشرف از علل بالاسر خود میشود.
- فلك نهم (فلك اطلس یا فلك الافلاک) یک فلك است؛ چگونه علت هزاران هزار ستارهٔ ثابت میشود؟ این نیز محال مینماید.
این دو دلیل بر پایهٔ هیئت بطلمیوسی استوار است که امروز بطلانش ثابت شده؛ زیرا ستارگان بسیار عظیمتر و پرنورتر از خورشید داریم که تنها به سبب بعد مسافت، کمنور به نظر میرسند. لذا این دو دلیل، وجاهت علمی ندارند.
بخش سوم: برتری نظام اشراقی بر نظام مشائی
نتیجهٔ نهایی:
بهترین و قاطعترین دلیل برای ردّ نظام مشائی همان دو دلیل اول است:
- جسم نمیتواند علت جسم باشد.
- در مرتبهٔ شدت نورانیهٔ عقول طولیه، جا برای ماده نیست.
بنابراین، نظام اشراقی در این جهت از نظام مشائی رسیدهتر، استوارتر و برهانیتر است؛ هرچند خود شیخ اشراق نیز هنوز به افلاک بطلمیوسی ملتزم بود، ولی ساختار علّی و معرفتیاش به مراتب محكمتر است.
پس از روشن شدن این مراتب، انشاءالله در جلسات آتی به قاعدهٔ «الواحد لا یصدر عنه إلا الواحد»، فیض مقدس، نحوهٔ صدور کثرت از وحدت محض، و حلّ برهانی رابطهٔ حادث و قدیم خواهیم پرداخت تا دیگر بحث فلسفی را به میخهای فرضی کواکب و افلاک نبندیم، بلکه برهانی محض و معقول تام باشد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!