شرح منظومه 163

متن تحقیق





شرح منظومه حکیم سبزواری | مقصد سوم، جلد سوم | غرض نهم


برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

مطابقت عالم ماده با عالم مجرد و تدبیر آن به واسطهٔ مُثُل معلقه

بخش نخست: تطابق تام میان عوالم نزولی و نظام احسن

پس از آنکه مراتب مخلوقات به تفصیل بیان گردید و معلوم شد که عالم عقول طولیه و عقول عرضیّه به گونه‌ای است که عقول عرضیّه در حقیقت افعال و مظاهر عقول طولیّه‌اند و به همین سیاق، عالم نفوس فلکیّه و عالم ماده و افلاک و برزخ نیز مظاهر مراتب پیشین می‌باشند، اینک سخن در آن است که تمامی مخلوقات حق‌تعالی در سیر نزولی خود از عالم عقول مجرد سرمدی تا عالم نفوس کلیّه و عالم مثال و عالم ماده و ناسوت، همگی فعل مستقیم حق‌اند؛ لیکن با این تأکید بنیادین که:

هر آنچه در عالم ماده موجود و مکشوف است، مظهر و سایهٔ دقیق مراتب مجرد علوی است؛ زیرا برهان نظام احسن و اشرف ممکن اقتضا می‌کند که مراتب وجودی در سیر نزولی خود، کامل‌ترین صورت ممکن را در مرحلهٔ پسین ظاهر سازند.

از این‌رو، عالم ماده چون معلول تامّ عالم مجردات است، ناگزیر با آن مسانخت و مطابقت تام دارد. همان‌گونه که حکیم فرموده است: «از کوزه همان برون تراود که در اوست». این مسانخت، نه صرفاً تشابه ظاهری، بلکه تطابق حقیقی و وجودی است.

نزول به قدر معلوم در کمّ و کیف

قرآن کریم می‌فرماید:

وَكُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ ۝ وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ ۝ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ
و هر چیزی نزد او به اندازه‌ای معین است… و ما از آسمان آبی به قدر معلوم نازل کردیم… و آهن را نازل کردیم که در آن نیروی شدید و منافع بسیار برای مردم است.

«به قدر معلوم» در این آیات شریفه، نه تنها به کمیت، بلکه به کیفیت نیز دلالت دارد. دقت و ظرافتی که در اجسام و حیوانات و نباتات عالم ناسوت مشاهده می‌شود، انسان را در دریای شگفتی غرق می‌کند. این دقت، گواه آن است که این عالم از مرتبه‌ای بسیار منظم و دقیق تنزل یافته و به قدر و اندازهٔ معلوم و معین نازل گشته است.

بخش دوم: مظهر بودن تمامی موجودات مادی از رب‌النوع‌های علوی

تمامی موجودات عالم ماده اعم از جمادات، نباتات، حیوانات، جنبندگان و غیرجنبندگان، مظاهر و «اشباح النظائر» مراتب مجرد علوی‌اند. خورشید مظهر رب‌النوعی خاص، قمر مظهر رب‌النوعی دیگر، طاووس مظهر رب‌النوعی دیگر، و طلا نیز همین‌گونه. هر یک از این موجودات، آینهٔ تمام‌نمای یک حقیقت نورانی در عالم مثال و ملکوتی است.

عالم ماده تحت تدبیر مستقیم عالم مُثُل و مثال‌های معلقه اداره می‌شود. این مُثُل، نسبت به مافوق خود (عقول و نفوس) «مثال» و نشانه‌اند، و نسبت به مادون خود (عالم ماده) دارای حکم علیت و تدبیر بالذات هستند.

رب‌النوع تنها برای انواع است، نه اجناس و اعراض

تنها انواع (species) دارای رب‌النوع مستقل در عالم مثال‌اند. اجناس، فصول، اعراض، اضافات و خصوصیات، رب‌النوع مستقل ندارند؛ زیرا:

  • عرض قائم به موضوع است و بدون موضوع قوامی ندارد.
  • جنس بدون فصل و نوع قوام نمی‌یابد.
  • اضافات نیز قائم به متعلقات‌اند.

پس هنگامی که نوع (مثل نوع انسان، نوع اسب، نوع گل سرخ) دارای مربّی و مدبّر خاص خود در عالم مثال باشد، جنس و فصل و عرض و تمام خصوصیات آن نوع نیز به تبع آن تحت همان تدبیر واحد قرار می‌گیرند.

بخش سوم: تفاوت مبنایی میان نظریهٔ مُثُل در حکمت اسلامی و نظریهٔ افلاطون

افلاطون و استادش سقراط، عالم مُثُل را «عالم علم الهى» و مستقل از ذات حق دانستند و آن را قدیم و جدا از خداوند پنداشتند. اما حکمای اسلامی، به‌ویژه صدرالمتألهین و شارحان او، این نظریه را نپذیرفتند و فرمودند:

عالم مُثُل نه عالم علم ذاتی حق است (که علم ذاتی عین ذات و قدیم است)، بلکه مرتبهٔ قضا و قدر کلی و عالم امر و خلق است؛ یعنی مخلوق اول و مجرد حادث است، نه قدیم و نه عین ذات.

از این‌رو، زیبایی‌ها، ظرافت‌ها، تنوع‌ها و دقت‌های عالم ناسوت، همگی به تدبیر همین عالم مثال و مُثُل معلقه بازمی‌گردد که خود مجردند، نورانی‌اند، دارای اراده و شعورند، اما مرتبهٔ پایین‌تری از عقول محضه دارند.

بخش چهارم: فاعل حقیقی تنها الله است و تثبیت اسباب در نظام احسن

اگر بپرسند: این همه تفاوت و زیبایی و کارکردهای گوناگون (آب سرد می‌کند، آتش گرم می‌کند، آهن سخت است، طلا نرم است) را چرا به اسباب نسبت می‌دهیم؟ آیا همه را مستقیماً خود خدا انجام نمی‌دهد؟

پاسخ آن است که آری، فاعل حقیقی و مباشر تنها الله است و هیچ چیز جز او فاعلیت ذاتی ندارد. اما در نظام احسن، خداوند متعال اسباب را تثبیت فرموده تا نظام علیت و معدات حفظ شود. قرآن کریم می‌فرماید:

مَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ
تو ننداختی هنگامی که انداختی، بلکه خدا انداخت.

و نیز می‌فرماید:

كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
هر روز او در شأنی و کاری است.

پس آتش می‌سوزاند، اما در حقیقت خدا می‌سوزاند؛ آب سرد می‌کند، اما در حقیقت خدا سرد می‌کند؛ لیکن خداوند اسباب را تثبیت کرده تا نظام جهان کامل، زیبا و قابل فهم باشد و معرفت انسان به واسطهٔ اسباب به مسبب‌الاسباب ارتقا یابد.

جمع‌بندی نهایی

عالم ماده آینهٔ تمام‌نمای عالم مجرد است. هر ذره از این عالم، سایهٔ دقیق و ظریف یک حقیقت نورانی در عالم مثال و ملکوتی است. تدبیر این عالم به واسطهٔ رب‌النوع‌های انواع در عالم مُثُل معلقه صورت می‌گیرد. این مُثُل خود مخلوق و تحت تدبیر عقول و نفوس‌اند، و فاعل بالذات در تمامی مراتب تنها خداوند سبحان است که به نحو احسن اسباب را تثبیت فرموده تا نظام هستی کامل‌ترین و زیباترین صورت ممکن را داشته باشد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)