شرح منظومه 165

متن تحقیق





شرح منظومه حکمت متعالیه – غرر دهم فریده سوم مقصد سوم

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش نخست: نقد نظریه «ربّ النوع» اشراقی بر پایه حکمت متعالیه

حکیم حاج ملاهادی سبزواری رحمه‌الله در غرر دهم از فریده سوم مقصد سوم منظومه، به بیان و سپس نقد یکی از مهم‌ترین آرای فلسفی مکتب اشراق می‌پردازد: نظریه «ربّ النوع» که شالوده بسیاری از مباحث طبیعیات و الاهیات اشراقیان را تشکیل می‌دهد.

غرر عاشر: فی أن الأفاعیل المتقنة فی هذا العالم من ربّ النوع

نقل قول دقیق اشراقیان از منظر سبزواری

اشراقیان معتقدند تمام افعال متقن و دقیق موجود در عالم طبیعت ـ اعم از نبات و حیوان و حتی جماد ـ از ناحیه موجودی مجرد و نورانی به نام «ربّ النوع» صادر می‌شود. این ربّ النوع، مدبّر و حاکم بر هر نوعی از انواع است و موجودات مادی را به منزله آلات و ادوات خود به کار می‌گیرد.

از نظر آنان، هیچ‌یک از اجسام نامی (دارای نموّ و رشد) فاعلی) فاعلیت ذاتی ندارند؛ بلکه «کلّ فعل ذی نما من تبعیضیة جسم»، یعنی هر عملی که از جسم دارای رشد سر زند، در حقیقت عملی تبعیضی و از ناحیه غیر است.

مصادیق بارز نظریه ربّ النوع در نگاه اشراق

۱) جذب روغن در فتیله چراغ به صورت مخروطی (شکل صنوبری) ← اشراقی گوید: «دهن السراج مفعول مقدم ربّه یجذب له»، یعنی ربّ النوع روغن را به سوی شعله جذب می‌کند تا روشنایی پدید آید.

۲) ساختن کندوی شش‌ضلعی توسط زنبور عسل ← «و کذا بالهام ربّ النوع للنحل المسدسات»، یعنی ربّ النوع به زنبور الهام می‌کند تا شش‌ضلعی بسازد.

۳) بافتن تار عنکبوت به شکل مثلث‌های دقیق ← «و کذا بالهامه للعنکبوت المثلثات».

شیخ اشراق این نظریه را به تفصیل در کتاب المطارحات بیان کرده و آن را از مهم‌ترین ارکان نظام حکمی خود قرار داده است.

نقد صدرایی بر این نظریه در اسفار اربعه

و قد زیّف احتجاجه فی مبحث المثل الأسفار

مبنای نقد حکمت متعالیه

حکمت متعالیه بر آن است که عالم ماده، عالمی ظلمانی و فاقد شعور و حیات نیست؛ بلکه تمامی موجودات ـ حتی جمادات ـ دارای مراتب ضعیف یا شدید از حیات، شعور، عشق و کشش به سوی کمالند.

هیچ موجودی در عالم «یله و رها» و بی‌شعور نیست؛ بلکه همه موجودات بر حساب و نظامی دقیق و بر وفق عشق فطری و حرکت جوهری به سوی مبدأ هستی در حرکت‌اند.

خلاصه اختلاف بنیادین

اشراقی ← موجود مادی فاقد هرگونه شعور است؛ ربّ النوع از بیرون الهام می‌کند یا به جای او عمل می‌کند.
صدرایی ← خود موجود مادی در حال سیر و تکامل جوهری است و عمل متقن از مرتبه وجودی او (به توفیق الهی) صادر می‌گردد.

نتیجه‌گیری این غرر

نظریه ربّ النوع هرچند زیبا و حاکی از نظام دقیق عالم است، اما ناتمام است؛ زیرا وجود را به دو ساحت کاملاً منفصل نورانی و ظلمانی تقسیم می‌کند، در حالی که حکمت متعالیه عالم را واحد و در حال صعود پیوسته از مراتب وجود می‌داند. بنابراین، همان ربّ النوع اشراقی در نظام صدرایی به «نفس کلی» یا «عقل فعال» یا مرتبه‌ای از فیض مقدس بازمی‌گردد، نه موجودی بیرونی که به جای ماده عمل کند.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)