شرح منظومه 167

متن تحقیق





شرح منظومه حکمت سبزواری – بخش چهل و پنجم: قاعده الأشرف فالأشرف و اثبات عالم عقول

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش چهل و پنجم
قاعده الأشرف فالأشرف و اثبات مراتب تجرد عقلی

مقدمه بخش

در این بخش، قاعده‌ی برهان اشرف (الأشرف فالأشرف) که از قدیم‌الایام مورد توجه حکمای الهی بوده، به‌منزله‌ی شاه‌کلید اثبات عوالم مجرده به کار گرفته می‌شود؛ نخست برای عالم مثُل افلاطونی و سپس برای عالم عقول قاهره. این قاعده، همان است که از «بعرة» به «بعیر» و از «بعیر» به «بعران عالم» می‌رسد و از نازل به أعلی و از ناقص به کامل راه می‌برد.

نور الإسفهبد إذ یُبرهنوا علیه کالکامل أیضاً کائنوا

یعنی: نور قاهر اسپهبد (شهاب‌الدین سهروردی) هنگامی که بر آن (عالم عقول) برهان می‌آورد، همانند کامل (ملاصدرا) نیز موجود است.

۱. بیان قاعده الأشرف فالأشرف

این قاعده از براهین شریفه و قدیمه‌ی حکمت الهی است که انسان را از عالم ماده به عالم تجرد می‌کشاند. مثال مشهور آن این است: «البعرة تدل على البعیر والبعیر یدل على البعران العالم». یعنی از مدفوع شتر، وجود شتر فهمیده می‌شود و از شتر، وجود شتربان آگاه و دانا اثبات می‌گردد. همین‌طور هرم علیت، از نازل به أعلی و از ناقص به کامل ادامه می‌یابد تا به واجب‌الوجود بالذات برسد.

۲. کاربرد قاعده در اثبات عالم مثُل

عالم ناسوت (عالم أخسّ) نمی‌تواند بدون عالم أشرف موجود باشد. هر فرد مادی، فرد مجرد عقلی دارد و لا أقل در وعاء علم حق تعالی موجود است. تجافی محض از عدم به عالم دنیا محال است؛ بلکه مراتب علویّه‌ی علم الهی، علل و اسباب نظام خلقت‌اند. پس از عالم أخسّ، عالم أشرف یعنی عالم مثُل (ملکوت) اثبات می‌شود.

۳. کاربرد قاعده در اثبات عالم عقول قاهره

اگر عالم أخسّ را عالم مثُل بگیریم، أشرف آن عالم عقول قاهره (جبروت) خواهد بود. در این مرتبه، دیگر فوق آن چیزی قابل تصور نیست جز حق تعالی. قاعده‌ی امکان محدود است؛ هرچه بالاتر می‌رویم، عقول‌اند تا به حق برسند.


﴿ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ۝١ اللَّهُ الصَّمَدُ ۝٢ ﴾


بگو: اوست الله، یگانه‌ی یکتا ۝ الله، آن صمد و بی‌نیازی که همه به او نیازمندند و او به هیچ‌کس نیازمند نیست.

۴. گواهی فطرت بشر بر وجود مبدأ مجرد

از آغاز تاریخ تا امروز، هیچ قوم و ملتی نیست که به مبدأ مجرد و عوالم مجرده اعتقاد نداشته باشد. حتی کفر نیز دلیل بر توحید است؛ زیرا انکار، فرع بر تصور است. شدیدترین کفر این است که بگویند:


﴿ إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ ﴾


جز همین زندگی دنیا زندگی دیگری نیست؛ می‌میریم و زنده می‌شویم و ما را جز روزگار هلاک نمی‌کند.

این سخن، نهایت انکار ماوراء ماده است، اما باز هم به «ماوراء» اشاره دارد. انبیا نیامده‌اند بگویند «ماده هست»، بلکه آمده‌اند بگویند «فقط ماده نیست».

۵. مراتب عوالم از ناسوت تا هاهوت

  • ناسوت ← عالم ماده و جسمانیت
  • ملکوت ← عالم مثُل و نفوس مجرده
  • جبروت ← عالم عقول قاهره
  • لاهوت و هاهوت ← عالم أسماء الحسنی که مخصوص معصومین است

امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: «نحن أسماء الله الحسنی». در این مرتبه، دیگر جز معصومین کسی راه ندارد.

۶. برهان صدرایی بر امکان جوهر مجرد أشرف

نفس مجرده موجود است → پس جوهر مجرد ممکن‌الوجود است → امکان أخص (نفس) دلیل بر امکان أعم و أشرف (عقل) است → پس عقل نیز موجود و ممکن‌الوجود است → پس معلول واجب بالذات است.

وَالْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى جَمَالِهِ وَجَلَالِهِ وَالصَّلَاةُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ
وَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ مِنَ الْآنَ إِلَى قِ قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ

نتیجه‌گیری بخش

تمام منظومه‌ی حکمت سبزواری در همین یک سطر خلاصه شده است: حمد جمال و جلال + صلوات بر محمد و آل محمد + لعن بر دشمنان ایشان. یعنی توحید + نبوت + ولایت. هرچه از ابتدا تا انتهای کتاب گفته شد، چیزی جز این سه نبود و نخواهد بود.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)