متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: تشخّص و تمييز در عالم خارج
(غرر ۹ از فريدة ۵، مقصد أوّل، جلد دوم شرح منظومه)
پس از آنکه در مباحث پيشين، حقيقت ماهيت و طبيعت و نسبت آن با وجود به تفصيل بررسى شد و اثبات گرديد که وجود، حقيقت اصيل و طبايع و ماهيات بالوجود موجودند، اکنون نوبت آن رسيده است که به يکی از دقيقترين و وجودیترين مسائل حکمت متعاليه بپردازيم؛ مسألهای که هرچند ريشه در تحليل ماهوی دارد، ليکن رنگ و بويی کاملاً وجودی دارد و در حقيقت، پل ميان مباحث ماهيت و مباحث وجود است.
در عالم خارج، چهار امر مشهود و متمايز به نظر میآيند:
| ۱ | وجود |
|---|---|
| ۲ | طبيعت (مانند إنسان، حيوان ناطق، جسم، جوهر) |
| ۳ | تشخّص (اينکه اين إنسان خاص، زيد است نه عمرو) |
| ۴ | عوارض شخصيه (بياض خاص، سواد خاص، مقدار معيّن، مکان معيّن، زمان معيّن) |
سؤال اصيل و بنيادی بحث:
چه چيز طبيعت کلّی را که بالذات قابل انطباق بر کثيرين است، در خارج از کلّيت خارج میکند و به فرد متعيّن و من حيث هو هو تبديل مینمايد؟ به تعبير ديگر، عامل تشخّص طبيعت در عالم خارج چيست؟
تعريف دقيق طبيعت و تشخّص
طبيعت آن است که «لا يمتنع صدقه على کثيرين»؛ يعنی مانعی ندارد که بر افراد بسيار صدق کند. إنسان، حيوان، ناطق، جوهر، جسم؛ همگی طبيعتاند و کلّیاند.
تشخّص آن است که «يمتنع صدقه على کثيرين»؛ يعنی ديگر نمیتوان آن را بر غير خودش حمل کرد. زيد، عمرو، بکر؛ هر يک متشخّصاند و فرد.
بررسي اقوال سهگانه در عامل تشخّص
قول اول: تشخّص از عوارض شخصيه است (مثل مقدار معيّن، مکان معيّن، زمان معيّن و …)
اين قول هرچند ظاهراً صحيح مینمايد، ليکن ناتمام است؛ زيرا عوارض شخصيه خود معلولاند و معلول نمیتواند علت تشخّص باشد. عوارض شخصيه حاکی از وجودند، نه از طبيعت.
قول دوم: تشخّص غير وجود است و صفت وجود است.
در اين قول، وجود و تشخّص در خارج دو امرند. برخی گفتند وجود مقدم است (زيرا موصوف بر صفت مقدّم است) و برخی گفتند تشخّص مقدم است (زيرا «ما لم يتشخّص لم يوجد»).
نقد هر دو شاخهٔ قول دوم:
- اگر تشخّص مقدم باشد → تشخّص بدون وجود میشود → محال، زيرا معدوم متشخّص نيست.
- اگر وجود مقدم باشد → وجود بیتشخّص میشود → محال، زيرا وجود در خارج هميشه متشخّص است.
- پس اصل تفکيک ميان وجود و تشخّص در خارج باطل است.
قول حق و ادقّ الأقوال:
التشخّص عين الوجود في الخارج
تشخّص و وجود در خارج يک حقيقت بيش نيستند؛ دو لفظاند و دو مفهوم، لکن مصداقشان در خارج واحد است، همچون «إنسان» و «بشر»، يا «سيف» و «صارم».
بنابراين، در خارج «وجود متشخّص» داريم، نه «وجود + تشخّص زايد بر آن».
بيان دقيقتر قول حق
طبيعت در خارج به «وجود متشخّص» میرسد. همان وجود است که نقش متشخّصکننده را ايفا میکند. عوارض شخصيه نيز تنها حاکی از همين وجود متشخّصاند، نه علت تشخّص.
پس در خارج:
طبيعت + وجود متشخّص = زيدٌ معيّن
و هيچ «تشخّص ثالث» زايد بر وجود نيست.
نتيجهٔ اين بخش
با پذيرش عينيت تشخّص و وجود در خارج، همه مجادلات پيشين (تقدم وجود يا تقدم تشخّص، يا زايد بودن تشخّص بر وجود) به يکباره مرتفع میگردد؛ زيرا اساساً دو چيز نيستند تا يکی بر ديگری مقدّم يا مؤخّر باشد. اين قول، قول حکيم متأله صدرالمتألهين شيرازی و سبط او ملا اسماعيل خواجويی و نيز مرحوم حاج ملا هادی سبزواری و بسياری از أعلام متأخرين است و به حق، تمامترين و دقيقترين قول در باب تشخّص میباشد.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!