متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش اول: تشخص در اعيان عین وجود است
غرر نهم از منظومه حکیم سبزواری، به یکی از دقیقترین و عمیقترین مباحث حکمت متعالیه میپردازد: رابطه وجود و تشخص. حکیم در این غرر میفرماید:
یعنی: برای تشخص حقیقی ـ که خود نحوی از وجود است ـ امارات و کواشفی وجود دارد، نه مشخصات حقیقی.
تشخص در عالم اعيان، عین وجود است؛ یعنی در خارج، متشخص همان موجود است و موجود همان متشخص. ما دو چیز جداگانه نداریم که یکی ماهیت باشد و دیگری تشخص افزون بر آن؛ بلکه ماهیت وقتی به مرتبه وجود رسد، بالذات متشخص میگردد. بنابراین جمله دقیق این است که: التشخص عين الوجود في الأعيان.
در ذهن نیز تشخص مساوق وجود ذهنی است؛ یعنی هرگاه تشخص در ذهن حاضر شود، وجود ذهنی نیز حاضر است و بالعکس. اما مفهوم کلی هیچگاه با مفهوم دیگر عینیّت پیدا نمیکند؛ بلکه تنها مصداق آن ـ که موجود ذهنی است ـ عینیّت مییابد.
بخش دوم: امارات تشخص و کواشف وجود
عوارضی نظیر أین، متى، وضع، کیف، کمّ و سایر مقولات، مشخصات حقیقی تشخص نیستند، بلکه امارات و کواشف آناند. این عوارض خود کلیاند و کلی هرچند تمییز میآورد، تشخص نمیآورد.
تمثیل مزاج و عرض عریض
برای روشن شدن این معنا، تمثیل مشهور مزاج آورده شده است: مزاج از نهایت صفراویّت تا نهایت بلغمیّت، طیفی بینهایت دارد. هر نقطهای در این طیف، مزاج نامیده میشود. همینگونه است أین، متى و وضع که به کلیّت خود، برای همه افراد لایتناهی یک شخص ـ از آغاز وجود تا انجام آن ـ کاشفاند، نه برای فرد خاص در لحظه خاص.
این عوارض به «عرض عریض» عارض شخص میشوند؛ یعنی در تمام طول وجود شخص، از نخستین لحظه تا آخرین لحظه، همراه او هستند و کاشف از تشخص او میباشند.
چرا این عوارض مشخص حقیقی نیستند؟
زیرا اگر کلی میتوانست تشخص حقیقی پدید آورد، خود ماهیت انسان نیز باید به ذات خود متشخص میشد و نیازی به عوارض نبود. ضمّ کلی به کلی تنها تمییز میآورد، نه تشخص. مثلاً «حیوان ناطق» با «حیوان صاهل» تمیز داده میشود، اما هیچکدام فرد خاص نمیگردند.
بخش سوم: وحدت مصداقی وجود و تشخص
تشخص ظهور وجود است و در خارج، دو چیز نیستند. تفاوت صرفاً در مفهوم است: مفهوم وجود غیر از مفهوم تشخص است، اما مصداقاً یکیاند. «وجود» یعنی «تشخص» و «متشخص» یعنی «موجود».
تفاوت واجب و ممکن در تشخص
در واجب تعالی، تشخص عین ذات و عین وجود است و هیچ غیریتی در کار نیست. اما در ممکنات، وجود زائد بر ماهیت است؛ از اینرو تشخص از ناحیه وجود پدید میآید و عوارض مانند أین، متى و وضع، کاشف این تشخصاند.
اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به همه چیز داناست (سوره حدید، آیه ۳)
در واجب، ظهور عین ذات است و تشخص عین وجود؛ اما در ممکن، ظهور از ناحیه وجود زائد بر ماهیت است.
جمعبندی نهایی
تشخص حقیقی نحوی از وجود است و در خارج، غیر از وجود چیزی نیست. امارات و کواشف (أین، متى، وضع و غیرها) کاشف از این تشخصاند، نه مشخص حقیقی. کلی تمییز میآورد اما تشخص نمیآورد. تنها ورود وجود حقیقی است که ماهیت را به مرتبه تشخص و فردیّت میرساند. این مذهب فارابی، ارسطو و صدرالمتألهین است و حکیم سبزواری در منظومه، با بیانی روشن و استوار، آن را برگزیده است.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!