متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش دهم: غرر في التمييز بين التميّز والتشخّص وبعض اللواحق
در اين مقام، حكيم متأله سبزواري قدسسره درصدد بيان غرري درخشان است كه نور آن، مرز ميان دو مفهوم دقيق فلسفي، يعني «تميّز» و «تشخّص»، را روشن ميسازد و لواحقي چند را نيز بر آن ميافزايد.
مفهوم تميّز و منشأ اضافي بودن آن
تميّز آن است كه كليّي به كليّي ديگر ضميمه شود و به واسطه اين ضميمه، از غير خود متمايز گردد؛ مانند «الإنسان الضاحك» در مقابل «الإنسان غير الضاحك». در اينجا، تميّز، وصفي اضافي و قياسي است كه بالضروره به غير نيازمند است، زيرا بدون تصور غير، تميّز معنا ندارد.
|
نكته ممتاز: تميّز وصفي اضافي است و بدون غير، تصور آن ممتنع است؛ تشخّص وصفي نفسي است و في نفسه كافي است. |
مفهوم تشخّص و نفسي بودن آن
اما تشخّص، وصفي نفسي است كه به غير نياز ندارد؛ مانند «زيد» كه تشخّص او في نفسه حاصل است و براي درك آن، لزومي ندارد كه «عمرو» را نيز در كنار او تصور كنيم. تشخّص، عين تعيّن شيء في نفسه است.
سه فرق اساسي ميان تميّز و تشخّص
از اينجا سه تفاوت روشن استخراج ميشود كه هر يك چون ستارهاي در آسمان معرفت ميدرخشد:
- نفسي بودن در برابر اضافي بودن: تشخّص نفسي است و به غير اضافه نميشود؛ تميّز اضافي است و بالضروره به مشارك يا غيري متعلق است.
- عدم نياز به مشارك در برابر نياز به مشارك: تشخّص بدون مشارك حاصل است؛ تميّز جز با وجود مشارك در امر عام (كلي) معنا ندارد.
- منع صدق بر كثيرين در برابر عدم منع: تشخّص مانع صدق شيء بر كثيرين است (زيد واحد است)؛ تميّز چنين منعي ندارد (ممكن است بيست انسان ضاحك باشند).
|
غرر ممتاز: «عن التشخّص التمييز مفترق»؛ زيرا تميّز از غير حاصل ميشود و تشخّص في نفسه كافي است. |
تقسيم تشخّص به چهار قسم
حكيم سبزواري تشخّص را كه عبارت است از آن چيزي كه مانع صدق شيء بر كثيرين ميشود، به چهار قسم تقسيم ميكند:
- تشخّص عين ذات الشيء: آن است كه وجودش عين ذاتش و تشخّصش عين وجودش باشد، بدون زيادت و بدون حاكي و محكي؛ و اين مختص واجب تعالي است.
- تشخّص زائد بر ذات: آن است كه وجود زائد بر ذات باشد، و چون وجود در ممكنات زائد بر ذات است، تشخّص نيز زائد خواهد بود. اين قسم خود سه شعبه دارد:
الف. مكتفي بالفاعل فقط (پس از امكان ذاتي)
در اين قسم، تشخّص پس از امكان ذاتي، تنها به فيضان فاعل علّي كافي است و نيازي به ماده ناسوتي ندارد؛ مانند عقول مفارقه و ملائكه. در اين مرتبه، نوع متكثّر نميشود، زيرا ماده كه منشأ تكثّر است، موجود نيست. هر نوعي منحصر في فرد است و هر ملك يا عقل، نوعي مستقل است.
ب. محتاج به قابل خارجي (ماده) نيز
در اين قسم، علاوه بر فاعل و امكان ذاتي، به قابل خارجي (ماده) نيز نياز است و اين قابل خود دو گونه است:
- هيولي كافي است و نيازي به مخصصات زماني و مكاني ندارد؛ مانند افلاك (به نظر قدما) كه ابداعياند و خارج از زمان خلق شدهاند.
- هيولي به همراه مخصصات (مدت، مكان، وضع، هيئت و…) نياز دارد؛ مانند عالم ناسوت و موجودات مادي.
|
در عالم تجرد تام، اشتراك نوعي و تركيب حقيقي معنا ندارد؛ زيرا افتقار و احتياج، از لوازم ماده است و ماده در عالم تجرد مفقود است. |
جمعبندي بخش
تشخّص، جوهر تعيّن شيء في نفسه است و تميّز، عرضي اضافي و قياسي. فرق ميان آن دو چون خط روشني است كه مرز ميان جزئي و كلي، نفسي و اضافي، و مانع صدق بر كثيرين و غير مانع را مشخص ميكند. تقسيم تشخّص به چهار قسم، مراتب وجود را از واجب تعالي تا مادون مادون نمايان ميسازد و نشان ميدهد كه هر مرتبهاي، اقتضائات خاص خود را دارد.
|
با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!