متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش هجدهم: احتياج معلول به فاعل و قابل در فيضان التشخّص
در مبحث علّيت و معلولیت، پس از آنکه روشن گردید که صدور معلول از فاعل، محتاج شرايط و موانع است، اينک نوبت رسيد به تحليل دقيقتر «قابل خارجى» که شيخ الرئيس و متأخّران بر آن تأکيد ورزيدهاند.
ملاصدرا رضواناللهعليه در اين مقام مىفرمايد: تنها فاعل براى فيضان وجود و حتى فيضان تشخّص بر معلول کافى نيست، بلکه معلول محتاج به «قابل خارجى» نيز هست. اين قابل خارجى بر دو قسم است:
| قسم اول | قسم دوم |
| قابلى که تنها هيولى است و کافى است (افلاک) |
قابلى که هيولى به تنهايى کافى نيست و محتاج مخصصات است (مواليد ثلاثه: نبات، حيوان، انسان) |
قسم اول: کفايت هيولى در تشخّص افلاک
فلك پس از آنکه به امكان ذاتى رسيد (يعنى موجود ممكنالوجود گرديد)، براى فيضان تشخّص بر آن، تنها به فاعل اکتفا نمىکند، بلکه محتاج قابل نيز هست و آن قابل همان هيولى است. اما همين هيولى در مورد افلاک کافى است و نيازى به مخصصات خارجى (مانند مکان خاص، زمان خاص، وضع خاص و…) ندارد.
علت اين کفايت آن است که هيولى افلاک قابل تعدد و تقسيم نيست؛ خرق و التئام در آن راه ندارد؛ کثرت عددى در آن ممتنع است. بنابراين، نوع فلك منحصر في الشخص است؛ يعنى فقط يک فلك نهم، يک فلک اطلس و… وجود دارد، نه بيشتر.
نتیجه:
فلك مانند عقول و ملائکه، ابداعى است، تعدد عددى ندارد، و نوعش منحصر در يک فرد است. تفاوتش با عقول تنها آن است که عقول هيولى ندارند، ولى افلاک هيولى دارند؛ هيولايى که قابل تعدد نيست، پس باز هم نوعشان منحصر در فرد است.
برخى از قدما معتقد بودند که افلاک داراى «نفس کلّى» و «عقل کلّى» هستند. اين سخن مردود است؛ زيرا افلاک اجسام محضاند و نفس ناطقه ندارند. آنچه در قرآن کريم «مُدَبِّراتٍ أَمْراً» ناميده شده، فرشتگان و عقول مدبّرهاند، نه خود جسم فلك.
قسم دوم: عدم کفايت هيولى در مواليد ثلاثه
در نبات، حيوان و انسان، هيولى به تنهايى براى تشخّص کافى نيست، بلکه هيولى بايد مخصصاتى (زمان خاص، مکان خاص، کيفيات خاص، وضع خاص و…) به آن ملحق شود تا استعداد تام پيدا کند.
مثال روشن: نطفه → علقه → مضغه → عظام → پوشش گوشت. هر مرحلهاى که طى مىشود، قابل مادى به فاعل نزديکتر مىگردد.
ملاصدرا تعبير بسيار لطيفى دارد:
حَتَّى يَتَقَارَبَ الْقَابِلَانِ
«تا آنگاه که دو قابل به هم نزديک شوند»
دو قابل عبارتند از:
- قابل به امكان ذاتى (خود ماهيت ممکنه)
- قابل به امكان قابلى (هيولى + مخصصات + استعداد تام)
وقتى اين دو قابل به هم نزديک شدند و استعداد کامل شد، فيض تشخّص نازل مىگردد.
پس از تشخّص نيز «موهبة بعد موهبة» است؛ خود حيات موهبت است، خود شخصيت موهبت است، هر نفس کشيدن نعمت است:
وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا
و اگر بخواهيد نعمت خدا را شماره کنيد، هرگز نتوانيد آن را به شمار آوريد (نحل: ۱۸)
نقد نظريه «کلّى و جزئى بنحو الادراك»
برخى از متأخّران معتقدند که کلّيت و جزئيت تابع نحوه ادراک است:
- اگر شىء با عقل ادراک شد → کلّى
- اگر با حس ادراک شد → جزئى
ملاصدرا اين نظر را رد مىکند و مىفرمايد: کلّى و جزئى امر اعتبارى و تابع ادراک نيست، بلکه امر حقيقى و تابع خود «مدرَک» (واقعيت خارجى) است.
ضابطه حقيقى کلّى و جزئى:
آنچه امتناع صدق بر کثيرين عددى در خارج دارد → جزئى
آنچه امتناع صدق بر کثيرين عددى ندارد → کلّى
ولو با حس ادراک شود، مىتواند کلّى باشد و بالعکس.
جمعبندى نهايى بخش هجدهم
صدور معلول و تشخّص آن، محتاج فاعل و قابل است. قابل بر دو قسم است: گاهى تنها هيولى کافى است (افلاک)، و گاهى هيولى محتاج مخصصات و تقارب دو قابل است (مواليد ثلاثه). کلّيت و جزئيت نيز امرى حقيقى و تابع خارج است، نه تابع ادراک. اين تحليل، عمق نظر ملاصدرا را در وحدت وجود و تشخّص معلولات نشان مىدهد؛ زيرا تشخّص نه صرفاً از ناحيه فاعل، که از ناحيه شدت و ضعف استعداد قابل نيز سرچشمه مىگيرد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!